«گفت:"اگر بخواهیم در انتظار صلح بمانیم؛ پیر خواهیم شد."»
صفحه ۱۲۵ · ۵
«عشق سالهای وبا» رمانی لطیف، پرجزئیات و سرشار از حسرت است که در فضایی گرم و زنده از شهرهای کارائیبی روایت میشود؛ جایی که زمان آهسته میگذرد، عشق در حافظه میماند و زندگی با شور، انتظار و فرسایش درهم میآمیزد. گابریل گارسیا مارکز در این اثر، داستانی درباره دلبستگیهای دیرپا، گذر عمر و شکلی از وفاداری را پیش میبرد که نهفقط عاشقانه، بلکه عمیقاً انسانی است. در مرکز رمان، رابطهای ایستاده که سالها زیر فشار فاصله، ازدواج، طبقه اجتماعی و واقعیتهای زندگی دوام میآورد. شخصیتها با همه ضعفها، آرزوها و تنهاییهایشان تصویر میشوند و خواننده را به دنیایی میبرند که در آن عشق فقط هیجان لحظهای نیست؛ بلکه صبری طولانی، خاطرهای سرسخت و تصمیمی دشوار در برابر زمان است. نثر شاعرانه و فضاسازی غنی مارکز، حالوهوایی میسازد که هم دلنشین است و هم اندوهگین. این رمان برای کسانی مناسب است که از روایتهای آرام، عمیق و شخصیتمحور لذت میبرند و دوست دارند داستانی بخوانند که هم درباره عشق باشد و هم درباره پیری، گذر زمان، امید و تنهایی. «عشق سالهای وبا» از آن کتابهایی است که بعد از تمام شدن هم در ذهن میماند و مدام برای خواننده معناهای تازهای پیدا میکند.
جملههای ماندگار
«گفت:"اگر بخواهیم در انتظار صلح بمانیم؛ پیر خواهیم شد."»
صفحه ۱۲۵ · ۵
«"چه مضحک است که میبینی در میان آن همه بدبختی، چگونه سالهای سال خوشبخت بودهای و در واقع، باز هم نفهمیدهای که آیا عشق بوده است یا نه؟"»
صفحه ۵۱۲
۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.