«برای ارتباط واقعی با یک فرد ابتدا باید با خود مربوط شد.اگر نتوانیم تنهایی مان را در اغوش کشیم از دیگری ب عنوان سپری در برابر انزوا سود خواهیم جست.تنها زمانی ک فرد بتواند همچون شاهین بی نیاز از حضور دیگری زندگی کند،توانایی عشق ورزیدن خواهد یافت،تنها در این صورت است ک بزرگ شدن دیگری برایش مهم می شود...»
وقتی نیچه گریست: رمانی درباره تسخیر ذهن
معرفی کتاب وقتی نیچه گریست: رمانی درباره تسخیر ذهن
«وقتی نیچه گریست» رمانی است در مرز میان فلسفه و روانشناسی؛ روایتی که با الهام از فضای فکری اروپای قرن نوزدهم، گفتوگویی خیالی اما پرتنش میان دو ذهن بزرگ میسازد: فریدریش نیچه و یوزف برویر، پزشک و همعصر او. اروین یالوم در این اثر، مسئلهی درمان، رنج، تنهایی و میل انسان به رهایی از بندهای ذهن را در قالب داستانی پرکشش و اندیشهبرانگیز پیش میبرد. در مرکز داستان، بیماری روحی، بحرانهای درونی و تلاش برای فهم خود قرار دارد. شخصیتها نه فقط با دردهای شخصیشان، بلکه با پرسشهای عمیقتری درباره اراده، آزادی، عشق، شکست و معنای زندگی روبهرو میشوند. فضای رمان گفتوگومحور، فشرده و گاه تیره است، اما همین تاریکی بستری میسازد برای تأمل درباره انسان، آگاهی و امکان دگرگونی. اگر به رمانهایی علاقه دارید که هم داستان دارند و هم ذهن را درگیر میکنند، این کتاب انتخابی جدی و متفاوت است. نثر روان، کشمکشهای فکری و پرداخت شخصیتها باعث شده «وقتی نیچه گریست» هم برای دوستداران رمان فلسفی جذاب باشد و هم برای کسانی که سراغ روایتهای روانشناختی و عمیق میروند.
مشخصات کتاب وقتی نیچه گریست: رمانی درباره تسخیر ذهن
نسخهها و ترجمههای موجود
جملههای ماندگار
نقلقولهای وقتی نیچه گریست: رمانی درباره تسخیر ذهن
«تا زنده ای زندگی کن!اگر زندگی ات را به کمال دریابی وحشت مرگ از بین خواهد رفت! وقتی کسی به هنگام زندگی نمیکند،نمی تواند به هنگام بمیرد...! از خود بپرس ایا زندگی را به کمال دریافته ای؟ایا زندگی خودت را زیسته ای؟ یا باان زنده بوده ای؟؟؟؟ آیا ان را برگزیده ای؟ یا زندگی ات تو را برگزیده است؟ ایا ان را دوست داری یا از ان پشیمانی؟ این است معنی زندگی را به کمال دریافتن.»
«آنچه مرا به قتل نرساند،مرا قویتر می کند.»
فعالیت خوانندهها
۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
















