خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

طبیعت به تمایزهای بین انواع گناه و انواع بی‌گناهی بی‌تفاوت است؛ تروریست‌ها‌ فعالانه آن تمایزها را نادیده گرفتند. هدف تروریست‌ها شکل‌گیری همان چیزی بود که اخلاقیات می‌کوشد از آن جلوگیری کند: مرگ و ترس.(روسو بر این باور بود که ترس از مرگ بدتر از خود مرگ است، زیرا ترس آزادی ما را تهدید و زندگی را به کاممان تلخ می‌کند.)

و اما شاهکار نیمن، فراتر از یک مطالعه‌ی فلسفی خشک، شبیه به یک مواجهه‌ی بی‌واسطه با بنیادی‌ترین هراس‌های بشری بود که در لفافه‌ی کلمات متفکران بزرگ پیچیده شده است. نیمن در این اثر درخشان ادعایی جسورانه را مطرح می‌کند: اینکه محرک اصلی تفکر مدرن، نه پرسش‌های انتزاعی درباره‌ی چیستی جهان، بلکه تلاش برای درک و هضم مفهوم «شر» بوده است. خواندن این کتاب باعث شد بفهمم که تاریخ فلسفه در واقع تاریخ تلاش‌های ماست برای اینکه بفهمیم چطور می‌توان در جهانی که در آن فجایع بی‌معنا رخ می‌دهند، همچنان به زندگی و اخلاق باور داشت. نیمن، ما را از زلزله‌ی لیسبون در قرن هجدهم که پایه‌های الهیات سنتی را لرزاند، به سمت فاجعه‌ی آشویتس در قرن بیستم می‌برد که اساسا تعریف ما از «انسان» و «مسئولیت» را دگرگون کرد. او فیلسوفان را به دو جبهه‌ی بزرگ تقسیم می‌کند: آن‌ها که معتقد بودند جهان نظمی عقلانی دارد و ما باید جایگاه شر را در این نظم پیدا کنیم، و آن‌ها که شر را زخمی درمان‌ناپذیر بر پیشانی هستی می‌دیدند که هیچ توجیهی را برنمی‌تابد. در طول خواندن این متن حجیم و عمیق، بارها به این فکر کردم که چقدر نگاه ما به مفاهیمی مثل پیشرفت و عقلانیت، زیر سایه‌ی سنگین فجایعی است که قادر به توضیحشان نیستیم. این کتاب به من آموخت که شر، صرفا یک دسته‌بندی اخلاقی نیست، بلکه مرزی است که توانایی فهم ما را به چالش می‌کشد. مواجهه با آرای لایب‌نیتس، کانت، نیچه و هانا آرنت در این کتاب، برای من مثل چیدن قطعات پازلی بود که در نهایت تصویری از «تنهایی انسان مدرن» را ترسیم می‌کرد؛ انسانی که دیگر نمی‌تواند شیطان یا قضا و قدر را مسئول رنج‌هایش بداند و باید با این حقیقت هولناک روبرو شود که شر، نه در نیروهای ماورایی، بلکه در بطن تصمیمات و سکوت‌های خود او نهفته است. «شر در اندیشه مدرن» از آن دست کتاب‌هایی است که پس از بستن آخرین صفحه‌اش، دیگر نمی‌توانید به همان سادگی قبل به اخبار فجایع یا رنج‌های پیرامونتان نگاه کنید؛ این کتاب سلیقه‌ی فکری شما را ارتقا می‌دهد و یادتان می‌دهد که فلسفه، نه بازی با کلمات، بلکه تلاشی جان‌فرسا برای یافتن معنا در ویرانه‌های تاریخ است. ترجمه‌ی محسن نیک‌بخت‌ هم در این میان نقشی کلیدی ایفا کرده است؛ او توانسته است آن لحن روایی و در عین حال تحلیلی سوزان نیمن را به فارسی‌ استواری برگرداند که نه از دقت فلسفی‌اش کاسته شده و نه از کشش داستانی‌اش؛ چرا که نیمن تاریخ فلسفه را مثل یک رمان پرتعلیق روایت می‌کند.