جاناتان جان❤️❤️❤️
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
ترجمه ی اصلیش بسیار متفاوته کارِ ارشاد نیکخواه هست .اصلا ترجمه نقش خاطره میزند حتما اصلیشو پیدا کنید
یکی از شاهکارهای ادبیات پارسی با شخصیت نویسی های ماندگارش و نوع بیان و روانش
چرا بعضی از دخترها باید همه چیز گیرشان میآمد و بعضی دیگر هیچی؟ عادلانه نبود!
وقتی نمیتوانی طعمه به قُلاب کنی، رفتن پی ماهیگیری بیفایده است.
کتاب در بستر یکی از مهم ترین پیچ های تاریخی فرانسه روایت میشه. تنها موردی که خیلی منو اذیت میکرد انتخاب ها و تصمیمات خود دزیره بود.
مارگارت میچل شخصیتهایی ساخته که نه کاملاً دوستداشتنیاند و نه کاملاً قابلسرزنش؛ آدمهایی خاکستری، سرسخت و واقعی.
کوتاه و جامع خلاهای زندگی امروزی و درون هر کسی رو بیان میکنه
ما انسان را آنگونه که واقعا هست شناختیم . او اتاق های گاز اشویتس را اختراع کرد و در عین حال با ذکر خداوند بر لب و دعا وارد آن اتاق ها شد .
آیا خیلی از اونها دست روی دست نذاشتند تا وقت از دست بره و دیگه قادر به تغییر چیزی نباشند؟ آیا خیلی از اونها با تعقیب الههی قدرتمند موفقیت، رویاهای جوانی خودشون رو هدر ندادند؟ حالا خیلی از این آقایون غذای گلهای نرگس شدن! حالا پسرها، اگه کمی نزدیکتر بشین میتونید زمزمهی اونها رو بشنوید. برید جلو، یالا.
من این کتاب رو خیلی دوست دارم روند داستان جوری بود که من خیلی زود کتاب رو تموم کردم فقط پایانش خیلی ساده بود ولی پیشنهادش میکنم برای کسایی که داستان های ماجراجویی طور دوست دارن میتونه جذاب باشه
داستانش رو من دوست داشتم ولی این نکته رو بگم که این کتاب اسم اصلیش به فارسی دختر مدرسه ای هستش و در نشر های دیگه هم با این اسم هست و این کتاب ها یکی هستن و این نشریه با اسم صبح خاکستری منتشر کرده . اشتباهی مثل من کتاب تکراری نگیرید .
داستان جالبی داشت ولی متنش به نظرم راحت خوانده نمیشد ولی ارزش یک باز خواندن رو داره
اسپویل نیست چون یک کتاب تاریخی و مستند هست و شاید تلنگری باشه برای مطالعه: آصفالدوله، حاکم خراسان، با سیاستهای سختگیرانه مالیاتی، از مردم خواست تا مالیات خود را به صورت گندم پرداخت کنند. اما وقتی محصول کشاورزی نابود شد و مردم توان پرداخت مالیات را نداشتند، راهحل تلخی انتخاب شد: فروش دختران به جای پرداخت مالیات. بر اساس اسناد تاریخی، مأموران حکومتی به خانوادههای فقیر قوچان اعلام کردند که اگر مالیات گندم خود را نپردازند، باید دختران خود را به عنوان جایگزین تحویل دهند. این دختران که برخی حتی در سنین کودکی بودند، از خانههایشان ربوده شده و به ترکمانها و ارامنه عشقآباد فروخته شدند.
کتاب «دختران قوچان» روایتی تلخ و تکاندهنده از سرگذشت دخترانی است که در پی حوادث تاریخی و اجتماعی دوران مشروطه، قربانی ظلم و بیعدالتی شدند.
بنظرم قبل از اینکه در رابطه با عدالت نظر بدیم باید چند دید رو مورد بررسی قرار بدیم و این کتاب یکی از دیدگاه های جالبیه که شاید کمتر دیده شده باشه؛
کتاب خوبی بود ولی در حدی که حرفه ای ها رو به وجد بیاره
تاریخ پر است از آدم هایی که هیچ نداشتند،اما تصمیم گرفتند ادامه دهند.
"تو همیشه میخواستی همه چیز رو درست کنی به جای اینکه بشینی و فکر کنی که اصلا چرا اون چیز خراب شده. اگه پایه ترک داشته باشه،ساختن سخته."
"حس و حالش را ندارم دربارهی چیزی که کاملا مطمئنم که حتی نمیتوانم برای خودم هم توضیحشبدهم سوال و جواب بشوم"
