خیلی قشنگ بود، کلا مجموعه قشنگیه خیلی دوسش داشتم
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
اکثرا کتاب های سنگین روانشناختی و قلم های تلخ و سیاه رو دوس دارم کتابایی که با فلسفه و متن های ادبی سنگین مغزتو ذوب میکنن، شازده کوچولو یه کتاب شیرین و نرم بود که واقعا با خوندش میشه به افکارت ارامش و استراحت داد میشه تو دنیای شازده کوچولو زندگی کرد تجربه و کرد یاد گرفت با حجم کمش تاثیر بزرگی داره
کتاب خوب و با نمکی بود، از اینکه میتونستم خیال کنم که شبا خودم میرم خواب هام و از یک فروشگاه میگیرم باعث میشه هیجان زده بشم
کتاب کوتاه و خوبی بود ولی اونقدر که ازش تعریف میکردن جذبم نکرد.
تقریبا روان و قابل درکه راحت میشه باش تا حدودی ارتباط برقرار کرد ولی خب نمیشه اصن با شاهکار های داستایفسکی مقایسه کرد ، ارزش خوندن داشت اینکه بعد از خوندن متوجه میشی توی این زندگی مدام درحال قمار کردنی و قمار به میز و بازی محدود نیست ،
در این اثر ما با داستان کسانی روبرو هستیم که گویی تمام عمرشان را در حال گمگشتگی گذراندهاند و حالا در فصل ریزش، سعی میکنند تکههای گمشدهی روحشان را در دیگری پیدا کنند. روایت کتاب هم شبیه به یک گشت و گذار در خاطرات و زخمها است. تحلیل من از این اثر این است که نویسنده به خوبی توانسته است لحظات درک متقابل را به تصویر بکشد؛ آن لحظاتی که دو انسان میفهمند تنهاییشان شبیه به هم است. اما در عین حال، تمرکز بیش از حد روی این حالات درونی و توصیفات احساسی، باعث شده که پیشبرد خود داستان و اتفاقات بیرونی، کمی کمرنگ شود. در واقع، ما با یک روایت استاتیک روبرو هستیم که در آن حس بر اتفاق پیشی گرفته است. اثری است که در لمس ظرافتهای عاطفی موفق است، اما شاید در ساختار داستانی، جسارت کافی برای ایجاد یک تحول عمیق را نداشت.
به شدت عاشق فیلم و کتابشم. داستان فیلم و کتاب تا حدی باهم تفاوت داره ولی در اینکه جفتشون شاهکارن هیچ تردیدی وجود نداره. با این حال اگه کتاب رو نخوندید و فقط فیلم رو دیدید در حق خودتون ظلم کردید.
موقع خوندن این کتاب سن کمی داشتم. برای مادرم خریدمش در واقع ولی ال خدم خوندمش. یادمه دوستش داشتم ولی دلیل رفتار های شخصیت اصلی رو گاهی درک نمیکردم. هنوز هم نمیخوام درکش کنم و نمیتونم بهش به یک دید و بعد عمومی نگاه کنم. برداشت شخصیم اینه که اون دوران واقعا ارزش اون همه تعریف و ترند شده رو نداشت. برای نوجوون ها هم اصلا مناسب نبود.
من اول فیلم این کتاب رو دیدم و بعد کتابش رو خوندم. جفتش بی نظیره و من تا مدت ها درگیر داستان این کتاب بودم و اینکه چقدر زمان میتونه برای تک تک ما کوتاه باشه. عاشق این کتابم.
فکر کنم تنها کتابیه که چندبار خوندمش.
داستان روان و خوشخوان به نظر من قشنگ بود مشتاق ادامه دادنش بودم یه مقدار پایانش میتونست جذاب تر باشه
ارزش خوندن داره ولی اونقدر که به این کتاب پرداخته شده جذاب نیست در کل هر بار که به ترندهای اینستاگرام برای کتاب اعتماد کردم نتیجه مطلوب رو نگرفتم
جسپر: بعضی از آدما یه حقه ی شعبده بازی میبینن و میگن غیر ممکنه ! واسه اش دست میزنن و پولشون رو میدن و ده دقیقه بعد همه چیز یادشون میره بقیه ی مردم میپرسن که چجوری اینکارو کرد میرن خونه میرن توی تختشون غلت میخورن و در شگفتی که این حقه چجوری انجام شده و یه خواب شبانه کافیه تا همه چیز رو از یاد ببرن اما افرادی هستن که بیدار میمونن این حقه رو بارها و بارها دوره میکنن و دنبال بخشی اند که سرسری از درکش گذشتن همون خطای دیدی که نشون میده چشم شون چطوری گول خورده و اونها همون هایی هستن که تا وقتی به راز کوچیک پی نبردن و بر اون مسلط نشدن خواب به چشم شون نمیاد"
مجموعه ای از داستان های کوتاه جنایی و بیمارگونه. کانسپت کتاب به خودی خود جالبه ولی ارزش ترند شدن نداشت.
یه کتاب معمولی که بیش از حد بهش پرداخته شده
تعریفای خیلی زیادی از این کتاب شنیدم و برای همینم شروعش کردم ولی آخر کتاب انگار نطر نویسنده برای پایان عوض شده و یهو همچی جوری تموم میشه که هیچکدوم از اتفاقای داخل کتاب رو منطقی جلوه نمیده.
مرگ ایوان ایلیچ داستان مردی است که در آستانه مرگ تازه متوجه میشود چگونه زندگی کرده است. تولستوی از مرگ به عنوان آینهای استفاده میکند تا زندگی ایوان و حتی زندگی خود ما را زیر سؤال ببرد، اگر امروز مجبور شویم به زندگیمان نگاه کنیم، آیا از شیوهای که زندگی کردهایم راضی هستیم، یا ممکن است روزی درست مثل ایوان ایلیچ بفهمیم که خیلی دیر متوجه شدهایم؟
خیلی قشنگه. این کتاب بعد از مدت ها به من ثابت کرد هنوز هم امیدی به کتاب های معمایی هست!
کتاب قابل حدسیه تا حدی، ولی انقدر هیجان انگیزه که دوست داری با تمام حدسایی که زدی تا آخر بخونیش.
مجموعه مورد علاقم با هر متنش به دنیای ناتوان قدم میزاشتم و توی قصر و زاغه ها و کوچه غنائم قدم میزدم وقتی کتاب رو باز میکردم من دیگه خودم نبودم هم پیدین بودم هم کای هم شخصی که داره تو داستان زندگی میکنه این کتاب برای من کتاب نبود کل زندگیم بود با هر اتفاق خندیدم و گریه کردم و یکی از بهترین هام بود 🛐🛐🛐😎🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐😭😭😭🫂و بعضی اوقات کتاب رو باز میکنم و خاطراتم رو مرور میکنم بخشی از روح و قلب و مغزم هنوز پیش این دنیاست 🌧🌧💖💋❤️🛐🛐😭🫂🫂
