«نمی دانم تعداد آدم هایی که اجازه می دهند عواطفشان طغیان کند چقدر است؟ چرا تعداد کسانی که سوگوار نیستند این قدر مصمم اند سوگوارها را مشغول کاری نگه دارند؟»
صفحه ۱۰۴
«دیدن در تاریکی» کتابی تأملبرانگیز درباره تجربه زیستن با یک محدودیت عمیق و بازتعریف جهان از زاویهای دیگر است. ماریانا الساندری در این اثر به سراغ نسبتِ میان نور، تاریکی، ادراک و هویت میرود و نشان میدهد که دیدن فقط یک عمل جسمانی نیست، بلکه راهی برای فهمیدن خود و جهان است. فضای کتاب میان روایت شخصی، تأمل فلسفی و جستوجویی انسانی حرکت میکند؛ جایی که مسئله اصلی، مواجهه با نادیدهماندن، ترس، وابستگی، استقلال و امکانهای تازهای است که از دل تاریکی سر برمیآورند. متن، بیش از آنکه صرفاً گزارشی از تجربه نابینایی باشد، تلاشی است برای پرسیدن این پرسش که «دیدن» دقیقاً یعنی چه و انسان چگونه میتواند جهان را با حواس و زبان دیگری بفهمد. اگر به کتابهایی علاقه دارید که هم صمیمیاند و هم ذهن را به فکر فرو میبرند، این اثر میتواند برایتان جذاب باشد. نثر آن حالوهوایی آرام اما جدی دارد و برای خوانندگانی مناسب است که از کتابهای کوتاه، عمیق و بحثبرانگیز لذت میبرند. در مجموع، «دیدن در تاریکی» کتابی است درباره بدن، ادراک، آسیبپذیری و امکانهای تازهی زندگی؛ اثری که خواننده را دعوت میکند به جهان آشنا از زاویهای ناآشنا نگاه کند.
جملههای ماندگار
«نمی دانم تعداد آدم هایی که اجازه می دهند عواطفشان طغیان کند چقدر است؟ چرا تعداد کسانی که سوگوار نیستند این قدر مصمم اند سوگوارها را مشغول کاری نگه دارند؟»
صفحه ۱۰۴
۱۴۰۵/۵/۲۶
در زمانه ای که همه به دنبال نور می دوند و لحظه ای تحمل تاریکی ندارند، تو لحظه ای در این تاریکی بنشین، زیر سایه ای تا اتفاقا در تاریکی ها دقیق تر ببینی. نوع نگاه این کتاب به دوگانه ی نور-تاریکی بسیار جالبه. این کتاب این ایده ی کلیشه ای رو زیر سوال می بره که همیشه نور استعاره ای از تمامی چیزهای مثبت و تاریکی استعاره ای از تمامی چیزهای منفی است.