خانه کتاب بی

زیبای زشت

Beautiful Ugly

نویسنده:آلیس فینی
۴۲۳ بازدید

معرفی کتاب زیبای زشت

«زیبای زشت» از آلیس فینی یک رمان معمایی و پرتعلیق است که با فضایی سرد، مرموز و روان‌شناختی پیش می‌رود. داستان روی روابط پیچیده، سوءظن‌ها و رازهایی تمرکز دارد که میان شخصیت‌ها آرام‌آرام شکل می‌گیرند و حس ناامنی را در تمام روایت نگه می‌دارند. آلیس فینی در این کتاب مثل بسیاری از آثارش، با بازی در زاویه دید و ایجاد تردید نسبت به آدم‌ها، خواننده را مدام به حدس‌زدن وا می‌دارد. شخصیت‌ها همگی چیزی برای پنهان‌کردن دارند و همین باعث می‌شود فضای رمان، هم شخصی و احساسی باشد و هم پر از کشمکش و تنش. اگر به رمان‌هایی علاقه دارید که در آن‌ها گذشته، خاطره، دروغ و حقیقت به‌هم گره می‌خورند، «زیبای زشت» انتخابی جذاب است. این کتاب بیشتر از آن‌که بر حادثه‌های پرسرعت تکیه کند، با اتمسفر، تعلیق و لایه‌های پنهان روابط پیش می‌رود و برای دوستداران داستان‌های تیره و ذهن‌درگیرکن بسیار خواندنی است.

مشخصات کتاب زیبای زشت

صفحات
304
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
ISBN
9786228172576
چاپ اول
2025

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره آلیس فینی

تصویر آلیس فینی

آلیس فینی

Alice Feeney

آلیس فینی نویسنده بریتانیاییِ رمان‌های معمایی و روان‌شناختی است که بیشتر به خاطر روایت‌های پرتعلیق، پیچش‌های غیرمنتظره و شخصیت‌پردازی‌های دقیق شناخته می‌شود. او پیش از نویسندگیِ تمام‌وقت، در حوزه رسانه و تولید برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی فعالیت می‌کرد و همین تجربه در ساختن ریتم و تعلیق داستان‌هایش اثر گذاشته است. رمان‌های او معمولاً بر روابط خانوادگی، رازهای پنهان و مرز باریک میان اعتماد و سوءظن تمرکز دارند و به‌خاطر پایان‌بندی‌های غافلگیرکننده مخاطبان زیادی پیدا کرده‌اند. از آثار شناخته‌شده‌اش می‌توان به «گاهی دروغ می‌گویم»، «او و من» و «خوب و بد» اشاره کرد.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های زیبای زشت

افزودن جمله
هنوز جمله‌ای ثبت نشده؛ اولین جمله رو تو اضافه کن.

فعالیت خواننده‌ها

۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب زیبای زشت

Kamand 📚

۱۴۰۵/۷/۸

بزرگ‌ترین مشکلم با این کتاب ریتمش بود. فضاسازی خیلی زیاد بود و کلی جزئیات داشت که شخصاً اصلاً برام مهم یا جذاب نبودن. بعد از یه مدت، به‌جای اینکه کنجکاوترم کنه، عملاً داشت کنجکاویم رو از بین می‌برد🤧 مدام منتظر بودم بالاخره یه اتفاقی بیفته که باعث بشه نتونم کتاب رو زمین بذارم، ولی خیلی بیشتر از چیزی که باید طول کشید تا به اون نقطه برسه🫠