خانه کتاب بی

کتابخانه نیمه شب

The Midnight Library

نویسنده:مت هیگ
ناشر: 360 درجه
۲٬۶۴۲ بازدید

معرفی کتاب کتابخانه نیمه شب

«کتابخانه نیمه‌شب» رمانی است درباره انتخاب‌های نزیسته، حسرت‌های کوچک و بزرگ، و این پرسش که اگر فرصت دوباره‌ای برای زندگی داشتیم، چه راهی را برمی‌گزیدیم. مت هیگ در این داستان، جهانی می‌سازد میان مرز واقعیت و خیال؛ جایی که هر کتاب، دری به یک زندگی دیگر است و هر تصمیم می‌تواند سرنوشت تازه‌ای بسازد. داستان با شخصیت اصلی‌ای پیش می‌رود که در میانه‌ی ناامیدی و فرسودگی، وارد کتابخانه‌ای عجیب و رازآلود می‌شود؛ کتابخانه‌ای که قفسه‌هایش به زندگی‌های ممکن او راه دارند. در این فضا، او با نسخه‌های متفاوتی از خودش روبه‌رو می‌شود و آرام‌آرام به ارزش تجربه، پشیمانی، معنا و فرصت دوباره فکر می‌کند. حال‌وهوای رمان، هم تأمل‌برانگیز است و هم امیدبخش؛ ترکیبی از اندوه، تخیل و نوری آرام در دل تاریکی. این کتاب برای کسانی مناسب است که به رمان‌های فلسفی و روان‌شناختی علاقه دارند و از داستان‌هایی لذت می‌برند که هم روایت‌محورند و هم ذهن را درگیر می‌کنند. «کتابخانه نیمه‌شب» بیش از آن‌که صرفاً یک داستان فانتزی باشد، سفری است به درون انسان؛ به ترس‌ها، آرزوها و امکان آشتی با زندگی‌ای که داریم.

مشخصات این نسخه

صفحات
332
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
-
تاریخ چاپ
۱۴۰۲
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

نسخه‌ها و ترجمه‌های دیگر

جلد کتابخانه نیمه شب
نسخه اصلی

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: محمد صالح نورانی زاده

ناشر: کتاب کوله پشتی

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

۶۸۹٬۰۰۰ تومان

جلد کتابخانه نیمه شب

سال انتشار: ۱۴۰۵

مترجم: امین حسینیون

ناشر: نشر ثالث

نوع جلد: گالینگور

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد کتابخانه نیمه شب

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: سوفیا جهان

ناشر: شیرمحمدی

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد کتابخانه نیمه شب

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: مینا حیدرزادگان

ناشر: مات

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد کتابخانه نیمه شب

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: بیتا طیبی

ناشر: خودمونی

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد کتابخانه نیمه شب

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: صدیقه اوشنی

ناشر: یوشیتا

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد کتابخانه نیمه شب

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: محمدصالح نورانی زاده

ناشر: کوله پشتی

نوع جلد: گالینگور

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد کتابخانه نیمه شب

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: مینا صفری

ناشر: میلکان

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد کتابخانه نیمه شب

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: پروین آبرون

ناشر: بهزاد

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد کتابخانه نیمه شب

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: مریم کرمی (1362)

ناشر: شاپرک سرخ

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد کتابخانه نیمه شب

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: مجموعه ی مترجمان

ناشر: آداش

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد کتابخانه نیمه شب

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: مینا صفری

ناشر: میلکان

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد کتابخانه نیمه شب

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: امین حسینیون

ناشر: ثالث

نوع جلد: جلد سخت

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد کتابخانه نیمه شب

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: نیما مانی

ناشر: البرز

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد کتابخانه نیمه شب

سال انتشار: ۱۴۰۲

مترجم: آرش گروئیان

ناشر: چلچله

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد کتابخانه نیمه شب

سال انتشار: ۱۴۰۲

مترجم: گیتا گرگانی

ناشر: کتاب سده

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

درباره مت هیگ

تصویر مت هیگ

مت هیگ

Matt Haig

مت هیگ نویسنده و روزنامه‌نگار بریتانیایی است که به خاطر رمان‌ها و کتاب‌های غیرداستانی‌اش درباره سلامت روان، اندوه، امید و تجربه‌های انسانی شناخته می‌شود. او در آثارش معمولاً با زبانی ساده و صمیمی به سراغ موضوع‌های عمیق می‌رود و همین باعث شده نوشته‌هایش برای طیف گسترده‌ای از خوانندگان، از نوجوانان تا بزرگسالان، جذاب باشد. از میان آثار شناخته‌شده‌اش می‌توان به «کتابخانه نیمه‌شب»، «چگونه زمان را متوقف کنیم» و «دلایلی برای زنده ماندن» اشاره کرد. هیگ در بسیاری از کتاب‌هایش مرز میان خیال و واقعیت را با نگاهی انسانی و تأمل‌برانگیز درهم می‌آمیزد و اغلب تجربه‌های شخصی خود از اضطراب و افسردگی را نیز به شکلی صادقانه در نوشته‌هایش بازتاب می‌دهد.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های کتابخانه نیمه شب

افزودن جمله
Narges

@unarges · ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

«پشیمونی چیزی نیست که بشه توش زندگی کرد»

Lawyer_sarchami

@parastoo_sarchami · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«هوگو با حالتی خردمندانه گفت: «اما اگه همیشه دنبال معنای زندگی بگردی، هرگز زندگی نمی‌کنی.»»

ن

@nznnpk · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«ما نمیدانیم اگر زندگیمان را به شکل دیگری پیش برده بودیم وضعیت بهتر میشد یا بدتر. بله، زندگی های متفاوت هم وجود دارند، اما زندگی ما هم در جریان است و همین جریان زندگی است که باید رویش تمرکز کنیم.»

Sogand

@sogand · ۲۶ مرداد ۱۴۰۵

«بین زندگی هایی که میتوانستم داشته باشم، باید یاد میگرفتم همین زندگی را انتخاب کنم.»

Asmiii

@asmabarahoei · ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

«اگه هدفت رسیدن به چیزی باشه که با ذاتت در تضاده ،همیشه شکست میخوری،هدفت باید این باشه که خودت باشی،که مثل خودت رفتار کنی و به نظر برسی و فکر کنی،که حقیقی ترین نسخه خودت باشی.»

H

@hastiii · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

««بازی ادامه داره تا وقتی که واقعا تموم بشه، حتی اگه یه مهرهٔ سرباز روی صفحه باشه، هنوز بازی تموم نشده..»»

Mitra

@mitrar · ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

«لحظات خوش هم اگر به‌اندازهٔ کافی مهلت داشته باشند، می‌توانند به درد تبدیل بشوند.»

N

@nimareza · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«+ دیگه رو صفحه‌ی شطرنج تنها نیستین، یه سرباز بهتون ملحق شده. - تو هیچوقت یه سرباز ساده نبودی.»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب کتابخانه نیمه شب

Hosein

۱۴۰۵/۵/۲۴

ایده‌ی کتاب جذابه و شروعش هم خیلی خوب بود، ولی هرچی جلوتر رفتم حس کردم پیام اصلیش زیادی تکرار می‌شه و داستان کم‌کم قابل‌پیش‌بینی می‌شه. با این حال بعضی قسمت‌هاش واقعاً دوست‌داشتنی و تأمل‌برانگیز بود. در مجموع از خوندنش پشیمون نیستم

faeze.lni

۱۴۰۵/۵/۱۸

هر ده سال شاید بیست سال یه کتابی هست که حرف جدیدی داره که میتونه زندگی هارو عوض کنه با تامل بهش. من قبلا این کتاب رو یکی از دوستان عزیزم که الان ایران نیست و براش خیلی آرزوی موفقیت دارم بهم هدیه داده بود منتهی هر بار اومدم بخونم از وسط هاش رها میشد چون دوسش داشتم میخواستم یکم با ذهن باز تر بخونم تو اون اوضاع بی اینترنتی دیدم داخل طاقچه صوتیشو دارم پس گوش دادم فک میکنم بالای ده مرتبه بین داستان درسی گرفتم که انگار سطل آب یخ رو یهو پاشیده باشن تو صورتم جذاب در عین حال با حرف های تازه نه تکرار مکررات برای هر آدمی با هر ایده لوژی قابل خوندنه وسطای داستان یکم شاید در حد دو سه اتفاق تحمل لازم داره بعد اون خصوصا پایان کار بی نظیر جمع بندی میشه بخونید.

Zara

۱۴۰۵/۵/۱۵

در کتابخانه نیمه شب جهان های موازی ترسیم میشن که قدرت زیستن چندین باره رو تنها با یک بار تولد به انسان میده.فرصت های بی شماری که به هرکدوم از ما داده شدن و تلاش برای رهایی از احساس ناکافی بودن به زیبایی در این کتاب به همه ما گوش زد میشه.این کتاب قطعا ارزش چندین بار خوندن رو داره. وپتانسیل ساخت فیلم رو هم داره.

Shervin

۱۴۰۵/۵/۲۴

خیلی جالبه پر از امید به زندگیه و اگه از داستان هایی که دنبال رسوندن معنا های عمیقن لذت میبرین پیشنهادش میکنم

Matthew

۱۴۰۵/۵/۲۴

کتاب زیبایی هست، راهکار هایی برای چگونگی مقابله با مشکلات ارائه میده که همراه با درکی عمیقه

Hasti

۱۴۰۵/۵/۲۴

کتاب ملایم و قشنگی بود ما همیشه با خودمون میگیم "نه اگه اینجوری بود زندگیم خوشحال تر بودم یت قلان کار رو میکردم" این کتاب یادآوری میکنه که هیچ زندگی ای بی نقص نیست ارزش خوندن داشت

ꪀꪖ𝕣ᧁꫀડ

۱۴۰۵/۵/۲۴

کتاب قشنگیه ارزش یه بار خوندن رو داره اما خب از نظر من ایده ی داستان خیلی جذابه اما خب داستان سرایی ایش معمولی تره و میتونست بهتر باشه اما در کل ارزش خوندن داره

ꪀꪖ𝕣ᧁꫀડ

۱۴۰۵/۵/۲۴

کتاب بسیار قشنگیه ارزش یه بار خوندن رو داره اما خب از نظر من ایده ی داستان خیلی جذابه اما خب داستان سرایی ایش معمولی تره و میتونست بهتر باشه اما در کل ارزش خوندن داره

Sara

۱۴۰۵/۵/۲۴

دنیای ذهن ما پر شده از پشیمانی ها برای انتخاب های نکردیم زندگی ما حاصل انتخاب های خودمونه تبعات انتخاب هامونو بپذیریم و ادامه زندگی رو بهتر جلو ببریم کتابخانه نیمه شب میتونه درک درستی از ناکامی اتفاقات بهمون بده

Maryami

۱۴۰۵/۶/۲

شاید فکر کنی اگر یه راه دیگه رو رفته بودی زندگیت بهتر بود ، شایدم توی دوره ای که بودی بهترین تصمیم رو گرفتی ، در هر حال این کتاب مال همه اس

Shaghayegh🌱

۱۴۰۵/۶/۱

خیلی حس و حال خوبی بهم داد خوندنش.. با تمام وجود با نورا همراه شدم تو این قصه .... تجربه لذت بخشی بود 🌱

Pan

۱۴۰۵/۵/۳۱

خب خیلی قابل پیش بینی بود و این با توجه به تمام تبلیغات در مورد خوب بودن این کتاب ناامیدم کرد .

Ella

۱۴۰۵/۵/۳۱

به نظر من کتاب خوبی واقعا من خودم از خواندن این کتاب خسته نشدم ،چون متن این کتاب پر از معنی مفهموم بود

ali23

۱۴۰۵/۵/۳۰

با خواندن این کتاب میتونی به خودت کمک کنی و یه کوچولو رضایت رو چاشنی زندگی کنی😊

TARA🪭🍓

۱۴۰۵/۵/۲۷

من این کتاب رو دوست نداشتم وچندین بار نزدیک بود که تا انتها تمومش نکنم بنظرم بخاطر تبلیغات گسترده ای که از این کتاب شده اونقدرا فوق العاده نیست! من کتاب می‌خواهم زنده بمانم یا عنوان برای زنده ماندن مت هیگ رو بیشتر دوست داشتم عنوان دقیق رو متاسفانه به دلیل اینکه خیلی از زمان مطالعه امم گذشته به درستی به یاد ندارم

Ladymarginalia

۱۴۰۵/۵/۲۷

کتابخانه نیمه‌شب از آن دست رمان‌هایی است که هرچه بیشتر در مسیر داستانش پیش می‌رویم، بیشتر با این آرزو مواجه می‌شویم که کاش چنین فرصتی در زندگی واقعی هم نصیبمان می‌شد؛ فرصتی برای دیدن زندگی‌هایی که می‌توانستیم داشته باشیم، اگر فقط یک‌بار، در یک نقطه، انتخاب دیگری می‌کردیم. انسان، به‌واسطه‌ی کمال‌گرایی و میل همیشگی‌اش به «بهتر»، اغلب از آنچه دارد رضایت کامل ندارد و مدام انتخاب‌های گذشته‌اش را زیر سؤال می‌برد. با خود فکر می‌کند اگر آن روز «بله» گفته بود، اگر «نه» گفته بود، اگر مسیر دیگری را انتخاب کرده بود، شاید امروز آدم دیگری با زندگی دیگری بود. و چه وسوسه‌انگیز است اگر بتوانیم تمام آن «اگر»ها را ببینیم؛ زندگی‌هایی که تنها با یک تصمیم متفاوت می‌توانستند به شکل دیگری رقم بخورند. نورا در کتابخانه، دقیقاً با همین فرصت روبه‌رو می‌شود. او می‌تواند پا به زندگی‌هایی بگذارد که در دنیای واقعی هرگز تجربه‌شان نکرده؛ زندگی‌هایی که زمانی تصور می‌کردند شاید همان زندگیِ کامل و بی‌نقصی باشند که همیشه در جست‌وجویش بوده است. اما چیزی که برای من در این میان بیش از همه قابل تأمل بود، این است که حتی در زندگی‌هایی که نورا انتخاب نکرده بود نیز احساس نقصان از بین نمی‌رود. شاید چون تمام آنچه بر زندگی ما می‌گذرد، حاصل انتخاب‌های خودمان نیست. بخشی از زندگی، انتخاب ماست؛ اما بخشی دیگر جبر است، تصادف است، شرایط است و مهم‌تر از همه، انتخاب آدم‌های دیگری که در زندگی ما حضور دارند. ما دوست داریم تصور کنیم با تصمیم‌های درست می‌توانیم کنترل زندگی‌مان را به بهترین شکل ممکن در دست بگیریم؛ اما حقیقت این است که ما تنها یکی از بازیگران صحنه‌ایم. طبیعت هم ساز خودش را می‌زند، اتفاقات پیش‌بینی‌نشده از راه می‌رسند و آدم‌های دیگر نیز درست مثل ما حق انتخاب دارند؛ انتخاب‌هایی که گاهی درست‌اند و گاهی اشتباه، گاهی به نفع ما تمام می‌شوند و گاهی مسیر زندگی‌مان را تغییر می‌دهند. شاید به همین دلیل است که هیچ زندگی‌ای نمی‌تواند تماماً بی‌نقص باشد. کتابخانه نیمه‌شب برای من بیش از آنکه داستانی درباره‌ی زندگی‌های ممکن باشد، داستانی درباره‌ی پذیرش زندگیِ ممکنِ خودمان بود؛ درباره‌ی اینکه شاید مسئله همیشه این نباشد که «کدام زندگی بهتر بود؟»، بلکه این باشد که چگونه می‌توانیم همین زندگی را زندگی کنیم، با تمام انتخاب‌های درست و نادرستش، با تمام چیزهایی که از دست داده‌ایم و تمام چیزهایی که هنوز فرصت ساختنشان را داریم. بیش از این اگر توضیح بدهم، شاید لذت کشف داستانی را از شما بگیرم که قرار است آرام‌آرام و به شکلی شگفت‌انگیز درونتان بنشیند. پس خودتان وارد دنیای ماورایی نورا شوید؛ شاید در میان قفسه‌های آن کتابخانه، فقط زندگی‌های دیگری را نبینید، بلکه برای لحظه‌ای به زندگی خودتان از بیرون نگاه کنید و بفهمید که حتی اکنون نیز، با انتخابی که امروز می‌کنید، در حال ساختن یکی از هزاران زندگیِ ممکنِ فردای خود هستید.

Artibook

۱۴۰۵/۵/۲۷

راستش موضوع جالب داره برای سن نوجوان مخصوصا تا جوانی به نظرم می‌تونه جالب باشه

ماهگونه🌙

۱۴۰۵/۵/۲۶

من این رو همزمان با کتاب دختر پرتقالی خوندم و کنار هم ترکیب جالبی شد . در نهایت میبینی که ارزش زندگی همین بخش زندگی کردنشه . از اون کتاب هاییه که میتونه به زندگی وصلت کنه

Ronak

۱۴۰۵/۵/۲۶

کتابی که هر آدم نا امیدی باید بخونه 🤍

«کتابخانه نیمه‌شب» ایده‌ای جذاب و احساسی دارد: کتابخانه‌ای میان زندگی و مرگ که به انسان فرصت می‌دهد زندگی‌های دیگری را که می‌توانست داشته باشد تجربه کند. نقطه قوت کتاب، طرح پرسش مهمی درباره حسرت، انتخاب و ارزش زندگی فعلی است و به‌خوبی نشان می‌دهد که تصور ما از «زندگی بهتر» همیشه با واقعیت مطابقت ندارد. با این حال، پیام کتاب گاهی بیش از حد مستقیم و تکراری بیان می‌شود و شخصیت‌پردازی می‌توانست پیچیدگی بیشتری داشته باشد. با وجود این، روایت روان و ایده مرکزی قدرتمند آن، کتاب را به اثری تأمل‌برانگیز و مناسب برای خواننده عمومی تبدیل کرده است. امتیاز من: ۴ از ۵

Zeynab

۱۴۰۵/۵/۲۶

این کتاب بهم یاد داد که هر تصمیم من چقدر میتونه دنیامو عوض کنه، و هیچ وقت حسرت تصمیم هایی که در گذشته گرفتم رو نخورم چون در اون موقعیت با اون سطح از دانش و تجربه بهترین تصمیم بوده.

Mehdi

۱۴۰۵/۵/۲۵

خوب بود نسبتا. اما نه به اندازه ی معروفیتش

Asmiii

۱۴۰۵/۵/۲۵

خیلی وقته که از خوندنش میگذره نمیدونم اون موقع چه انتظاراتی از این کتاب داشتم ولی برای منی که زیادی درگیر حسرت های گذشته بودم کمک کرد تا کمی دیدگاهمو تغییر بدم هنوزم از خوندن جملاتی که تو این کتاب هایلایت کردم لذت میبرم ارزش یه بار خوندن رو داره بدون اینکه ازش انتظار یه شاهکار رو داشته باشی.

hani

۱۴۰۵/۵/۲۵

کتاب خیلی خوبیه چیز های زیادی به آدم یاد میده درباره زندگی کردن و جمله ها و دیالوگ هایی که گفته شده خیلی فلسفی و عمیق هستن من خیلی دوست داشتم.

Liam.

۱۴۰۵/۵/۲۵

این کتاب باعث میشه هم حسرت مسیرهای نیمه‌راه‌گذشته رو نخوریم،و هم یه جورای هیجان‌انگیزی به انتخاب های امروز و آیندمون‌نگاه‌کنیم.مثل یجور بازی جذاب از تصمیم و نتیجه!

میتونم بگم چند فصل اول رو که خوندم کم کم میدونستم اخرش قراره به کجا ختم بشه:) کتاب متوسطی بود یعنی جوری نبود که از روندش شوکه و هیجانی بشم ولی دوسش داشتم… کاملا میتونستم حس و حال نورا رو درک کنم و زندگی به زندگی حسرتاشو تجربه کنم؛ کاش مدل زندگی واقعی هم اینطوری بود که اگر حسرتات زیاده، اگر به زندگیت شک داری و احساس ناامیدی میکنی بهت اجازه بدن بری زندگی‌های دیگه رو تجربه کنی و به خودشناسی برسی، نه اینکه بخوای تو یه زندگی دیگه بمونی چون به قول نورا اون زندگی رو تو‌ نساختی یه منِ دیگه ساخته بلکه به واسطه اون زندگی بفهمی حقیقت کلمات زندگی و امید و حسرت و خواستن چیه. دوست داشتم که به من هم مثل نورا فرصت همچین تجربه‌ای داده می‌شد.

ماه🌜شاد

۱۴۰۵/۵/۲۴

تنها راه یادگرفتن زندگی کردن است

Melina

۱۴۰۵/۵/۲۴

هر تصمیمی که بگیری حتی کوچیک‌ترین و به ظاهر بی‌ارزش ترین، یه مسیر جدیدی و جدایی برات میسازه

hana

۱۴۰۵/۵/۲۴

تاثیر گذارترین کتاب برای پذیرش زندگی پیش رو و حسرت نخوردن زندگی نزیسته

Captain FishFace

۱۴۰۵/۵/۲۴

بسیار اورریتد. حقیقتا برای یک اثر معروف زیادی کلیشه ای بود ولی خب از کتاب های بوکتاکی بیشتر از این انتظار نمیره.

بزم واژه

۱۴۰۵/۵/۲۴

یه کتاب معمولی که بیش از حد بهش پرداخته شده

REZVAN

۱۴۰۵/۵/۲۴

بهترین کتاب بود و واقعا انگیزه ای برام بود و واقعا محشر بود

نانا

۱۴۰۵/۵/۲۴

کتابی که دلم میخواد دوباره بخونمش واقعا عشق کردم باهاش

نانا

۱۴۰۵/۵/۲۴

کتابی که دلم مخواد دوباره بخونمش واقعا عشق کردم باهاش

mahdi

۱۴۰۵/۵/۲۳

به نظرم کتاب شروع و روایت جالبی داره اما بعد از مطالعه حس میکنی که با یک اثر کلیشه ای روبرو شدی.

کمندکاظمی

۱۴۰۵/۵/۲۳

سراغ حسرت‌ها، انتخاب‌های ازدست‌رفته و سؤال همیشگیِ «اگه مسیر دیگه‌ای رو انتخاب می‌کردم چی می‌شد؟» میره. امیدبخش و خواندنی

سالار

۱۴۰۵/۵/۲۳

فقط رمان نیست ، اگه از اون ادمایی که زیادی فکر می کنی فلان و بهمان میکردم بهتر بود ، هر ۸ ساعت یه بار مصرف کنید اوکی میشید

Zahrainahjafi

۱۴۰۵/۵/۲۳

خیلی دوست داشتنی بود برای من و به نظرم مهمه که آدم در برهه‌ای این کتاب رو بخونه که بهش احتیاج داره، دیدگاه جدیدی به زندگی رو می‌سازه.

Sogand

۱۴۰۵/۵/۱۹

برای من بیشتر از یک داستان، یادآوری این بود که حسرت انتخاب های گذشته نباید باعث شود زندگی الانمان را فراموش کنیم.

faeze.lni

۱۴۰۵/۵/۱۸

هر ده سال شاید بیست سال یه کتابی هست که حرف جدیدی داره که میتونه زندگی هارو عوض کنه با تامل بهش من قبلا این کتاب رو یکی از دوستان عزیزم که الان ایران نیست و براش خیلی آرزوی موفقیت دارم بهم هدیه داده بود منتهی هر بار اومدم بخونم از وسط هاش رها میشد چون دوسش داشتم میخواستم یکم با ذهن باز تر بخونم تو اون اوضاع بی اینترنتی دیدم داخل طاقچه صوتیشو دارم پس گوش دادم فک میکنم بالای ده مرتبه بین داستان درسی گرفتم که انگار سطل آب یخ رو یهو پاشیده باشن تو صورتم جذاب در عین حال با حرف های تازه نه تکرار مکررات برای هر آدمی با هر ایده لوژی قابل خوندنه وسطای داستان یکم شاید در حد دو سه اتفاق تحمل لازم داره بعد اون خصوصا پایان کار بی نظیر جمع بندی میشه بخونید.

Narges

۱۴۰۵/۵/۱۱

برای انتخاب یه رمان الهام‌بخش انتخاب خوبیه؛ هرچند ‌پیام های کتاب یکم مستقیم و تکراری .

Narges

۱۴۰۵/۴/۲۲

قطعا کتابای بهتری میتونه وجود داشته باشه که وقتتونو براش بذارید

Imzein

۱۴۰۵/۴/۱۱

واقعا بعد از خوندش انگار با ماهیتابه میزنن تو صورتتون، انقدر که میخوره تو ذوقتون.

Zhal

۱۴۰۵/۴/۱۰

نه. واقعا نه 😂 این وقت رو میشه به خیلی کلمات و داستان های زیباتری اختصاص داد. نه .

Parnian

۱۴۰۵/۴/۱۰

به اینستاگرام بابت معرفی کتاب اعتماد نکنین. خیلی حوصله سر بره