«« لبخند می زنم؛ نِد حریف این ها نیست. رفاه و ثروتش، اینکه در دنیای بیرون از اینجا خیلی قدرتمند است اینجا هیچ معنایی ندارد. اینجا ما باهم برابریم، ولی من از لحاظ ذهنی قوی ترم.»»
صفحه ۱۳۰
The Prisoner
«دربند» از بی. ای. پاریس یک تریلر روانشناختی پرتنش است که روی مرز باریکِ امنیت، اعتماد و ترس حرکت میکند. داستان با فضایی بسته و اضطرابآلود پیش میرود و از همان ابتدا حس میدهد چیزی در پسِ ظاهرِ آرام ماجرا درست نیست. نویسنده با ریتمی حسابشده، مخاطب را وارد ذهن و موقعیت شخصیت اصلی میکند؛ جایی که هر انتخاب، میتواند به آشکار شدن حقیقتی تلخ یا فرو رفتن بیشتر در ابهام منجر شود. در این رمان، مسئله مرکزی فقط یک اتفاق مرموز نیست، بلکه رابطه میان آدمها، شکنندگی اعتماد و فشارهای روانیای است که شخصیتها را به لبه میبرد. «دربند» از آن داستانهایی است که بیشتر از آنکه بر حادثه تکیه کند، بر حسِ ناامنی، تردید و تعلیق روانی بنا شده است. همین حالوهوا باعث میشود خواننده مدام بخواهد بفهمد پشت این ظاهر آرام چه پنهان شده است. اگر به رمانهای معمایی و داستانهای پرکشش با تمرکز بر تنشهای ذهنی و روابط پیچیده علاقه دارید، این کتاب میتواند انتخاب مناسبی باشد. ترجمه فارسی آن با نثری روان، خواندن اثر را برای مخاطب فارسیزبان هم آسانتر میکند و فضای خفهکننده و معمایی داستان را خوب منتقل میکند.
جملههای ماندگار
«« لبخند می زنم؛ نِد حریف این ها نیست. رفاه و ثروتش، اینکه در دنیای بیرون از اینجا خیلی قدرتمند است اینجا هیچ معنایی ندارد. اینجا ما باهم برابریم، ولی من از لحاظ ذهنی قوی ترم.»»
صفحه ۱۳۰
«« ند صندلی اش را عقب داد وگفت: « خب، این هم یه درسه که باید یاد بگیری، آملی. ما هیچوقت آدم ها رو به اون خوبی که فکر می کنیم نمی شناسیم.»»
صفحه ۱۶۰
۱۴۰۵/۵/۲۴
شاید بعضی اتاق ها هیچ راه راحتی به بیرون ندارن چون هیچوقت قرار نبوده از اونجا بیرون بری؛ فقط قرار بوده داخلش بمونی؛ مثل یه در که نباید باز بشه حالا اگه حقیقت رو بدونی، ولی دونستنش همهچیزو خراب کنه، بازم میخوای بدونی؟ این، ماجرای زندگی آمِلیه؛ جسور برای فهمیدن حقیقت، قوی برای هضمش، و تنها تر از اون که بخواد از حقیقت فرار کنه یا ازش متنفر باشه… داستان زندگی آملی، داستان زندانییه که عاشق زندان بانشه… خیلی قبل تر اون که حتی بدونه زندان بانش کیه… امتیازم به این کتاب ۴ ونیم بود و ازش لذت بردم