🗝️📖 Keeper of Forgotten Stories
✓@mehrnaz.khani
بلاگر کتاب
Somewhere between an old library and a world of magic✨ I collect stories, forgotten souls, and little pieces of myself. My shelves are where autumn, vampires, witches, and impossible worlds quietly live together ✍🏻📓🧛🏻♂️🕸️🦇🧙🏻♀️🔮🧝🏻♀️🏰🛡️🗡️🧶📚🎨🩸💌🪞🪭⚰️🪓⌛️📸☕️🪐🌒🌲🦁🐍
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
میزبان حلقه
bronzeاولین حلقه کتابخوانی خودت رو ساختی.
کتابخوان جدی
silverبه ۷۰۰ امتیاز رسیدی.
منتقد تازهکار
bronze۳ نظر برای کتابها نوشتی.
اهل گفتوگو
bronzeوارد اولین حلقه کتابخوانی شدی.
عضو فعال
bronzeبه ۳۰۰ امتیاز رسیدی.
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
حلقههای کتابخوانی
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابهای خواندهشده

عامه پسند
چارلز بوکوفسکی، چارلز بوکفسکی

آتش و خون
جورج آر.آر. مارتین

مرگ در می زند
وودی آلن

گیله مرد
بزرگ علوی

شلوارهای وصله دار
رسول پرویزی

رولت روسی و هشت داستان دیگر
کامران محمدی

دیوان خواجه حافظ شیرازی: با تصحیح و سر مقدمه و حواشی و تکمله، کشف الابیات و کشف اللغات
ابوالقاسم انجوی شیرازی

دالرگات، فروشگاه بزرگ خواب و رویا
لی می یه

مغازه ی خودکشی
ژان تولی

ایچی گو ای چی یه: هنر ارزشمند ساختن هر لحظه زندگی به روش ژاپنی
هکتور گارسیا، فرانچسک میرالس

کیمیاگر
پائولو کوئیلو، پائولو کوییلو، پائولو کوئلیو

سرزمین گوجه های سبز
هرتا مولر

فیه ما فیه
جلال الدین محمدبن محمد مولوی

فواید گیاه خواری
صادق هدایت

ماه عسل در پاریس
جوجو مویز

سگ ولگرد
صادق هدایت

شازده کوچولو
آنتوان دو سنت اگزوپری، آنتوان دوسنت اگزوپری، آنتوانت دوسنت اگزوپری

شازده کوچولو راهنمای ما
استفان گارنیه

شوهر حسود و رمانی در نه نامه
فئودور داستایوسکی

ستاره ساز
ملیسا ده کوستا

خانه ی سایه ها 1: احضار
دن پابلوکی

سیزده دلیل برای این که
جی اشر

دختری با گوشواره مروارید
تریسی شوالیه

بل آمی
گی دو موپاسان، گی دوموپاسان

در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند
میچ آلبوم

منسفیلد پارک
جین آستین

دختری که رهایش کردی
جوجو مویز

من پیش از تو
جوجو مویز

پس از تو
جوجو مویز

نورثنگر ابی
جین آستین

بانوی میزبان
فئودور داستایفسکی

خالکوب آشوویتس
هدر موریس

جستارهایی در باب عشق
آلن دوباتن

اما
جین آستین

بابا لنگ دراز
جین وبستر، نادین بران کازم

نیه توچکا
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی

جاناتان مرغ دریایی
ریچارد باخ

شایو
اوسامو دازای

ناشناس
فئودور داستایفسکی، فیودار داستایفسکی

صبحانه در تیفانی
ترومن کاپوتی

هزار خورشید تابان
خالد حسینی

کشتن مرغ مقلد
هارپر لی، هارپرلی

همزاد
فئودور داستایفسکی، ژوزه ساراماگو

ربه کا
دافنه دوموریه، دفنه دوموریه

طاعون
آلبر کامو

بیچارگان
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی، آلاسدایر گری

پیرمرد و دریا
ارنست همینگوی

غرور و تعصب
جین آستین

صد سال تنهایی
گابریل گارسیا مارکز، گروهی از دانش آموختگان دانشگاه هاروارد، گابریل کارسیا مارکز

تصویر دوریان گری
اسکار وایلد

قتل در قطار سریع السیر شرق
آگاتا کریستی

ساندویچ ژامبون
چارلز بوکوفسکی

پاستیل های بنفش
کاترین اپلگیت

درخت زیبای من
خوزه مارودو واسکونسلوس

نون والقلم
جلال آل احمد

بلندی های بادگیر
امیلی برونته

بوف کور
صادق هدایت

موش ها و آدم ها
جان اشتاین بک، جان استاین بک

نازنین
فئودور داستایفسکی

اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر
ژان پل سارتر

الیور تویست
چارلز دیکنز

سرود کریسمس
چارلز دیکنز

داستان دو شهر
چارلز دیکنز

در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور

پدرخوانده
ماریو پوزو

ویلت
شارلوت برونته

سمفونی مردگان
عباس معروفی

همسران خوب
لوییزا می آلکوت

زنان کوچک
لوییزا می آلکوت

مرگ در ونیز
توماس مان

سیذارتا
هرمان هسه

هنوز هم من
جوجو مویز

کفش های دیگری
جوجو مویز

ساحل مرگ
آکیرا یوشیمورا

رویای عموجان
فئودور داستایفسکی

خاطرات خون آشام
ال جی اسمیت

هرمان و دوروته آ
یوهان ولفگانگ فون گوته

دختر پرتقالی
یوستین گوردر

یکی پس از دیگری
فریدا مک فادن

مائده های زمینی و مائده های تازه
آندره ژید

مزرعه حیوانات
جورج اورول

بار هستی
میلان کوندرا

انجمن شاعران مرده
ان اچ کلاین بام

اتحادیه ی ابلهان
جان کندی تول

بارون درخت نشین
ایتالو کالوینو

موبی دیک
هرمان ملویل

هنر خوب زندگی کردن
رولف دوبلی

پیش از آنکه قهوه ات سرد شود
توشیکازو کاواگوچی

قلب رازگو
ادگار آلن پو

هر دو در نهایت می میرند
آدام سیلورا

جین ایر
شارلوت برونته

زندگی کوتاه است
ابی هیمنز، یوستین گاردر

خدایان تشنه اند
آناتول فرانس

دوستش داشتم
آنا گاوالدا

سقوط
آلبر کامو، تی جی نیومن، تی. جی نیومن

بیگانه
آلبر کامو

دربند
بی ای پاریس

جنس دوم
سیمون دوبووار، سیمون دوبوار

برنامه ریزی به روش بولت ژورنال
رایدر کارول

موهبت های شکست
شارل پپن

روان درمانی اگزیستانسیال
اروین دی یالوم، اروین یالوم

مثل خون در رگ های من
احمد شاملو

شب های روشن
فئودور داستایفسکی، فئودور داستایوسکی، فیودور داستایوسکی

بازگشت
بلیک کراوچ
آخرین نظرها و امتیازها

«از بیرون صدای شلیک گلوله شنیدم و فهمیدم که اوضاع همه چیز در دنیا روبه راه است.» ✍🏻📖 عامه پسند/صفحه ۸۶

تو به قیمت ورای دو جهانی چه کنم قدر خود نمیدانی مفروش خویش ارزان که تو بس گرانبهایی

مَل: نفرین آمالفی... نمی گم باورش دارم. فقط می گم لابد دلیل وجود این افسانه همینه. وقتی آدم ها نمی تونن یه چیز رو منطقی توضیح بدن پناه می برن به افسانه ها. ماوراءالطبیعه. جادو. ایزد ها.

فکر اینکه در نبود مامان باید به یک نقطهٔ آبی در آسمان خیره می شدم، خیلی برایم جالب نبود. آن زمان هنوز نمی دانستم وقت هایی که دلم برای آغوش مامان تنگ شود، با چه قلب سنگین و چه اصراری چشمانم را به آن تلسکوپ لعنتی می چسبانم. نمی دانستم قرار است با خشمی در سینه، آن تلسکوپ تبدیل شود به تنها دلخوشی من، به تنها راه تنفسم در روزهای طولانی انتظار. یک نقطه آبی کوچک در آسمان که به آن امید می بستم، خواسته هایم را به آنمی گفتم، در مورد روزهایم، رؤیاهایم، اشک هایم، ناراحتی هایم، و شماتت هایم صحبت می کردم و حتی به آن دشنام می دادم. یکنقطهٔ آبی کوچک در آسمان که به آن نگاهمی کردم و داد می کشیدم که غیبت مامان زیادی طولانی شده است. می گفتم برایم اهمیتی ندارد که آسمان برای همیشه سیاه باشد یا پرنده ها کلأ ناپدید شوندن. فقط می خواستم مامان در کنارم باشد. یک نقطهٔ آبی کوچک در آسمان که یادآور جملهٔ « به اندازهٔ کل دنیا دوستت دارم» بود، ولی جای صدای مامان را نمی گرفت. جای بوی عطرش را نمی گرفت. جای آرامشی را نمی گرفت که وقتی موهایم را نوازش می کرد، وجودم را فرا می گرفت.

The end was saddening, I just wanted them all survive…but the rest of things was absolutely perfect.The writer always have a good taste to describe scary scenes and makes me wonder how this book wrote for children?! And then I think well this is not for ordinary children! The horror fans will like it and don’t scared to the death, they just joy!

شاید بعضی اتاق ها هیچ راه راحتی به بیرون ندارن چون هیچوقت قرار نبوده از اونجا بیرون بری؛ فقط قرار بوده داخلش بمونی؛ مثل یه در که نباید باز بشه حالا اگه حقیقت رو بدونی، ولی دونستنش همهچیزو خراب کنه، بازم میخوای بدونی؟ این، ماجرای زندگی آمِلیه؛ جسور برای فهمیدن حقیقت، قوی برای هضمش، و تنها تر از اون که بخواد از حقیقت فرار کنه یا ازش متنفر باشه… داستان زندگی آملی، داستان زندانییه که عاشق زندان بانشه… خیلی قبل تر اون که حتی بدونه زندان بانش کیه… امتیازم به این کتاب ۴ ونیم بود و ازش لذت بردم
آخرین جملهها

«با خودم خلوت کرده بودم. تنها ماندن با خود مزخرفم بهتر از بودن با یک نفر دیگر بود. هرکسی که باشد. همه شان آن بیرون دارند حقه های حقیر سر همدیگر سوار می کنند و کله معلق می زنند.»

«پدرم به من گفته بود من احتمالأ همیشه شکست خواهم خورد. خودش هم یک بازنده ی مادرزاد بود.کار از بیخ ایراد داشت.»

««این روزها که صلحی ننگین حکم فرماست، خون، شیئی بیش از حد گران بها شده و افتخارات نژاد های بزرگ همچون قصه ای است که نقل می شود. » دراکولا»

«وقتی لب فرو می بندیم و سخنی نمی گوییم، غیر قابل تحمل می شویم و آن گاه که زبان می گشاییم، از خود دلقکی می سازیم.»

«قانون من این است که زندگی کن و بگذار دیگران هم زندگی بکنند!»

«من بعضی وقتها خودم را قایم می کنم، خودم را قایم می کنم تا کارهایی را که نتوانسته ام بکنم پنهان کنم. بعضی وقتها هیچ جا رو نشان نمی دهم، می ترسم، چون از فکر زبانهای هرزه ای که چه ها دربارهٔ من خواهند گفت به خودم می لرزم، چون مردم از هر چیز آدم لطیفه درست می کنند، از هر چیز آدم، و بعد به همه کار آدم هم کار دارند، از زندگی خصوصی اش گرفته تا زندگی عمومی، و همه را هم وارد ادبیات می کنند، چاپش می کنند، می خوانند، مسخره اس می کنند و سر زبانها می اندازند!»
نویسندههای دنبالشده













































