«مثل بیماری که پوشیده در لباسهایش، حالش خوب به نظر میرسد، ولی بلوزش را که بالا میزند، میبینید زخمهایش بخیهنخورده باقی ماندهاند.»
چرخش کلید
The Turn of the Key
معرفی کتاب چرخش کلید
«چرخش کلید» رمانی پرتعلیق و روانشناختی از روث ور است که از همان ابتدا حس ناامنی و رازآلودگی را در فضای خود میسازد. داستان درباره زنی جوان است که برای کار در خانهای مدرن و دورافتاده، مسئولیت نگهداری از سه کودک را بر عهده میگیرد؛ خانهای که ظاهرش لوکس و آرام است، اما خیلی زود نشانههایی از تنش، ترس و چیزی پنهان در دل آن پیدا میشود. روایت با نامهای آغاز میشود که از دلِ یک تجربهی آشفته و هولناک نوشته شده و همین فرم، به داستان حالوهوایی اعترافگونه و نگرانکننده میدهد. رابطهی میان پرستار کودک، بچهها و والدینشان، کمکم به میدانی از سوءظن، کنترل، بیاعتمادی و تردید تبدیل میشود؛ جایی که هیچکس کاملاً قابل اتکا نیست و هر جزئیات کوچکی میتواند معنای تازهای پیدا کند. روث ور در این رمان، بیش از آنکه صرفاً یک معمای بیرونی بسازد، روی ترسهای درونی، فشار روانی و شکنندگی ادراک تمرکز میکند. فضای بستهی خانه، تنهایی شخصیت اصلی و حس مداومِ «چیزی درست نیست» از مهمترین عناصر جذابیت کتاباند؛ عناصری که «چرخش کلید» را به اثری مناسب علاقهمندان تریلرهای آرام اما پرتنش تبدیل میکنند.
مشخصات این نسخه
جملههای ماندگار
نقلقولهای چرخش کلید
«بار که اتاقم را مرتب میکردم و هر بار که مرتب نمیکردم، هدف همهشان یک چیز بود. اینکه مادرم را وادار کنم به من توجه کند. این که دلواپسم باشد. چهارده سال تمام سخت تلاش کرده بودم که دختر بینظیری باشم، اما هرگز برایش کافی نبود. فرقی نمیکرد دستخطم چقدر قشنگ بود، فرقی نمیکرد نمرۀ املایم چقدر بالا میشد، یا تمرین هنرم را چقدر خوب انجام میدادم، هرگز، کافی نبود. ممکن بود تمامِ بعدازظهری را به رنگ کردن نقاشیای برای او بگذرانم و او فقط متوجه تنها نقطهای میشد که من عطسه کرده بودم و رنگ از خط بیرون زده بود.»
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب چرخش کلید
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.















