دختری که می شناختم
معرفی کتاب دختری که می شناختم
«دختری که میشناختم» از جروم دیوید سلینجر، روایتی کوتاه اما عمیق از دلزدگی، فاصله عاطفی و زخمی است که در روابط انسانی میماند. سلینجر در این اثر با نثری موجز و دقیق، به سراغ آدمهایی میرود که میان خاطره، دلتنگی و ناتوانی در برقراری ارتباط گیر افتادهاند؛ همان جهان آشنای نویسندهای که ظرافت روان آدمها را خوب میشناسد. فضای کتاب، آرام اما درونی و پرتنش است. شخصیتها بیش از آنکه درگیر حادثههای بیرونی باشند، با احساسات سرکوبشده، یاد گذشته و پرسشهایی درباره عشق و از دستدادن روبهرو هستند. همین تمرکز بر نگاه و حس و فاصلههای ناگفته، داستان را به تجربهای انسانی و تأملبرانگیز تبدیل میکند. اگر به داستانهایی علاقه دارید که بیشتر از ماجرا، روی حالوهوا و لایههای روانی شخصیتها تکیه دارند، این کتاب میتواند انتخابی مناسب باشد. «دختری که میشناختم» از آن متنهایی است که با وجود حجم کم، مدتها در ذهن میماند و درباره رابطه، تنهایی و آنچه از آدمها در خاطرمان باقی میماند، سؤال ایجاد میکند.
مشخصات کتاب دختری که می شناختم
نسخهها و ترجمههای موجود
جملههای ماندگار
نقلقولهای دختری که می شناختم
فعالیت خوانندهها
۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب دختری که می شناختم
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
















