راز مولانا
معرفی کتاب راز مولانا
«راز مولانا» روایتی داستانی و پرکشش از یکی از مهمترین چهرههای ادبی و معنوی جهان اسلام است؛ کتابی که با تکیه بر زندگی و جهان درونی مولانا، به سراغ لحظههای دگرگونی، جستوجوی معنا و رابطه پیچیده او با شمس تبریزی میرود. برد گوچ در این اثر، بیشتر از آنکه صرفاً به ثبت وقایع تاریخی بسنده کند، میکوشد حالوهوای یک دوره پرآشوب و سرشار از کشمکشهای درونی را بازآفرینی کند؛ دورهای که در آن عشق، ایمان، فقدان و کشف خویشتن در هم تنیده میشوند. این کتاب برای خوانندگانی جذاب است که دوست دارند پشت چهره اسطورهای مولانا را ببینند و با انسانی روبهرو شوند که میان شهرت، رنج، اشراق و تردید زندگی میکند. فضای اثر آمیختهای از تاریخ، معنویت و روایتپردازی ادبی است و همین ترکیب، آن را به متنی خواندنی برای علاقهمندان به مولانا، تصوف و داستانهای مبتنی بر شخصیتهای واقعی تبدیل میکند. اگر به آثاری علاقه دارید که هم قصه داشته باشند و هم شما را به فکر فرو ببرند، «راز مولانا» میتواند انتخاب مناسبی باشد. نثر ترجمه فارسی نیز این امکان را میدهد که با ریتمی نسبتاً آرام، در جهان ذهنی و عاطفی کتاب پیش بروید و با لایههای مختلف رابطه میان عشق، سلوک و آفرینش ادبی همراه شوید.
مشخصات کتاب راز مولانا
نسخهها و ترجمههای موجود
جملههای ماندگار
نقلقولهای راز مولانا
فعالیت خوانندهها
۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب راز مولانا
۱۴۰۵/۵/۲۶
از بلخ تا قونیه»🕌🧘🏻♀️ من برای شناختن مولانا این کتاب را شروع کردم؛ اما عجیب اینکه بیشتر از مولانا، شمس ذهنم را درگیر کرد. «راز مولانا» ترکیبی از سفرنامه و زندگینامه است؛ از تولد مولانا شروع میشود و تا مرگش پیش میرود. من هم همراه این سفر، آرامآرام با آدمی آشنا شدم که قبل از شمس، برایم بیشتر یک «دانشمند بزرگ» بود؛ اما بعد از خواندن کتاب، در ذهنم تبدیل شد به چیزی خیلی فراتر. بیشتر از همه، غمگینم کرد که شمس اینقدر گمنام از دنیا رفت و مولانا تا لحظهی مرگ، این دلتنگی را با خودش داشت. رابطهی این دو برای من فقط یک داستان عاشقانه نبود. مدام از خودم میپرسیدم: اگر مولانا اینقدر شمس را دوست داشت، چرا آن اواخر نتوانست آنطور که شمس نیاز داشت دوستش داشته باشد؟ شاید اول باید خودش را دوست میداشت تا میتوانست عشقش را درست به دیگری بدهد. و شاید شمس، وقتی دید دیگر چیزی دریافت نمیکند، با همان سکوتش بهترین تصمیم را گرفت: رفتن. بعد از تمام شدن کتاب، یک اتفاق عجیب افتاد؛ دلم خواست سماع را یاد بگیرم. اینکه حرکتی برای تقرب به خدا باشد، برایم آنقدر جالب بود که تصمیم گرفتم حتماً تجربهاش کنم. البته کتاب برای من بینقص نبود؛ بعضی حاشیهگویی ها طولانی میشد، بعضی شعرها بدون تفسیر رها میشدند و جملههای طولانی گاهی خواندن را سخت میکرد. برای همین از ۵، نمرهام ۳ است. اما با همهی اینها، کتاب یک چیز به من داد: کنجکاوی برای بیشتر خواندن مولانا. چند کتابی را که در پانویسها دیدم هم به فهرستم اضافه کردم. شاید من هنوز راز مولانا را نفهمیده باشم؛ اما فکر میکنم او چیزهایی از جهان را دیده بود که ما هنوز باید یاد بگیریم چطور ببینیم. -موسیقی پیشنهادی برای پسزمینهی مطالعه: Through Love LiYes RUMI از «ارماند امار»🐚 اولین کتاب در پیِ مولاناشناسی🕊️✨ شروع: سال ۱۴۰۵شـمـسی/مرداد ماه🌿
















