به ساده ترین شکل ، فضای سیاسی یک جامعه رو شرح داده. توضیح دیکتاتوری در قالب دموکراسیه.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
دارند سرنوشت مارا بیآنکه خودمان دخالتی داشته باشیم تعیین میکنند
این کتاب یکم سخت پسنده ممکنه خیلی ها نتونن تمومش کنن چون روند آرومی داره ولی در کل خوبه من که دوسش داشتم
قسمتی که با روباه آشنا میشه و صحبتاشون....اون قسمت موردعلاقمه😭
هرچند وقت یکبار دوباره میخونمش و باز نکتهی جدید پیدا میکنم:)
جمعیت میتونن دیوانه وار باشن، تو این کتاب حسش میکنید که فشار تا چه اندازه میتونه روی روان انسان تاثیر بذاره جنایتی که توی کتاب توصیف شد قابل توضیح نیست ولی میزان تحصیلات پایین، فشار وارد شده از جهات مختلف، افراط، و اثر جمعی، همه اینا تاثیری میذارن که به اون اتفاقات ختم شد برای من قابل بخشش نبود ولی با توضیحات مترجم در آخر داستان خیلی بهتر تونستم درک کنم و متوجه بشم ارزش خوندن داشت.
زندگی؟ میشناسمش. آنقدر که بهش بها دادهاند نمیارزد.
خانواده های خوشبخت همه به مثل هماند ، اما خانواده های شوربخت هرکدام بدبختی خاص خود را دارند
بدون اینکه متوجه بشین دنبال خودش میکشونتتون، و اولش نمیفهمین چرا، بعدش خودتون دنبالش میرین و کم کم شخصیت رو درک میکنین
این کتاب برام بیشتر از یه داستان، مکثی بود برای فکر کردن به زندگی. یه کتاب تلخ، عجیب و عمیق که آدمو با خودش تنها میذاره.
پایان کتاب ابتدا براتون خیلی بی معنی و ابهام برانگیز ممکنه به نظر بیاد، انگار حس پوچی بهتون دست بده ولی خب یکم که بهش فکر کنین اون حس عجیب تبدیل میشه به یه حس تاثیرگذار و درنهایت یکی از دوست داشتنی ترین کتابایی که خوندید
اولین بار این کتاب رو در دوازده سالگی با امانت گرفتن از کتابخونه خوندمش الان در سن ۲۳ سالگی بعد از گذشت یازده سال و داشتن یک نسخه برای خودم از این کتاب هنوز داستان کتاب من رو در روزمرگی زندگی به فکر فرو میبره چون تو دنیامون خیلی مصداق داره☘️
رمان خوبی بود آخرش یکم آدم رو سوپرایز کرد انتظار چنین چیزی رو نداشتم ولی کامل تموم نشده آخرش نشون میده که ادامه داره
از جمله آثار فوق العاده داستایفسکی..
به نظر من کتابش خیلی قشنگ تر از فیلمش هست نویسنده احساسات را بسیار زیبا بیان کرده
خیلی زیبا و واقعی مرگ رو به تصویر میکشه. ارزش خوندن داره
سری مربوط به داستان خدمتکار در رتبه دوم از آثار فریدا مک فادن بعد بخش دی هستم برام من دوسش داشتم
یه کتاب حالخوبکن که میبرتون به قرن نوزدهم انگلستان؛ به رقصها، مهمونیها و فضای زندگی اون دوران. چیزی که برام جالب بود، قوانین اون دوره دربارهی ارث بود؛ اینکه در بعضی املاک، اگر مرد فرزند پسری نداشت ملک نمیتونست به دخترهاش برسه و به یکی از بستگان مرد منتقل میشد. به نظرم این موضوع بهخوبی نشون میده که زنها در اون جامعه تا چه اندازه از نظر اقتصادی وابسته به ساختار خانواده و ازدواج بودن و چطور ازدواج، برخلاف چیزی که امروز ممکنه تصور کنیم،فقط یک انتخاب عاشقانه نبود گاهی مسئلهی آینده و امنیت زندگی بود
شبهای روشن برای من شبیه یه رویای کوتاه بود؛ قشنگ، لطیف و پر از احساس، اما با یه پایان که آدمو یهجور عجیبی توی خودش فرو میبره.
😍
