یه جهانی و تصور کنین که زیبایی شناسی ، لذت بردن از زندگی و آدم بودن جرمه ولی رباتِ حزب بودن و زندگیه دستوری داشتن رواج داره.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
بسیار کتاب تامل برانگیز و زیبا و به نظرم کتابی که هر ایرانی باید یک بار بخونه از اونجایی که محدود بودن و اینکه موفقيت رو فقط یک مسیر مشخص کنه توی کشور ما بسیار زیاده
احساس بین اطلس و لیلی...
موضوعی که داره ممکنه برای بعضی ها مناسب نباشه یا باعث ناراحتیشون بشه ولی اوکیه
داستان پر از نماد هست و نباید ساده ازش رد شد..
به ساده ترین شکل ، فضای سیاسی یک جامعه رو شرح داده. توضیح دیکتاتوری در قالب دموکراسیه.
این کتاب یکم سخت پسنده ممکنه خیلی ها نتونن تمومش کنن چون روند آرومی داره ولی در کل خوبه من که دوسش داشتم
قسمتی که با روباه آشنا میشه و صحبتاشون....اون قسمت موردعلاقمه😭
هرچند وقت یکبار دوباره میخونمش و باز نکتهی جدید پیدا میکنم:)
جمعیت میتونن دیوانه وار باشن، تو این کتاب حسش میکنید که فشار تا چه اندازه میتونه روی روان انسان تاثیر بذاره جنایتی که توی کتاب توصیف شد قابل توضیح نیست ولی میزان تحصیلات پایین، فشار وارد شده از جهات مختلف، افراط، و اثر جمعی، همه اینا تاثیری میذارن که به اون اتفاقات ختم شد برای من قابل بخشش نبود ولی با توضیحات مترجم در آخر داستان خیلی بهتر تونستم درک کنم و متوجه بشم ارزش خوندن داشت.
بدون اینکه متوجه بشین دنبال خودش میکشونتتون، و اولش نمیفهمین چرا، بعدش خودتون دنبالش میرین و کم کم شخصیت رو درک میکنین
این کتاب برام بیشتر از یه داستان، مکثی بود برای فکر کردن به زندگی. یه کتاب تلخ، عجیب و عمیق که آدمو با خودش تنها میذاره.
پایان کتاب ابتدا براتون خیلی بی معنی و ابهام برانگیز ممکنه به نظر بیاد، انگار حس پوچی بهتون دست بده ولی خب یکم که بهش فکر کنین اون حس عجیب تبدیل میشه به یه حس تاثیرگذار و درنهایت یکی از دوست داشتنی ترین کتابایی که خوندید
رمان خوبی بود آخرش یکم آدم رو سوپرایز کرد انتظار چنین چیزی رو نداشتم ولی کامل تموم نشده آخرش نشون میده که ادامه داره
از جمله آثار فوق العاده داستایفسکی..
به نظر من کتابش خیلی قشنگ تر از فیلمش هست نویسنده احساسات را بسیار زیبا بیان کرده
خیلی زیبا و واقعی مرگ رو به تصویر میکشه. ارزش خوندن داره
سری مربوط به داستان خدمتکار در رتبه دوم از آثار فریدا مک فادن بعد بخش دی هستم برام من دوسش داشتم
یه کتاب حالخوبکن که میبرتون به قرن نوزدهم انگلستان؛ به رقصها، مهمونیها و فضای زندگی اون دوران. چیزی که برام جالب بود، قوانین اون دوره دربارهی ارث بود؛ اینکه در بعضی املاک، اگر مرد فرزند پسری نداشت ملک نمیتونست به دخترهاش برسه و به یکی از بستگان مرد منتقل میشد. به نظرم این موضوع بهخوبی نشون میده که زنها در اون جامعه تا چه اندازه از نظر اقتصادی وابسته به ساختار خانواده و ازدواج بودن و چطور ازدواج، برخلاف چیزی که امروز ممکنه تصور کنیم،فقط یک انتخاب عاشقانه نبود گاهی مسئلهی آینده و امنیت زندگی بود
شبهای روشن برای من شبیه یه رویای کوتاه بود؛ قشنگ، لطیف و پر از احساس، اما با یه پایان که آدمو یهجور عجیبی توی خودش فرو میبره.
