خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

مگه میشه از این کتاب ایراد گرفت . عالیه به ساده ترین شکل ممکن سیاست کثیف رو نشون می ده.

قلعه حیوانات

کتاب بدی نبود اما خیلی از روش ها ناقص هستند همچنین توضیحات بیهوده ای هم انجام شده که شاید باعث اسلامپ بشه در کل برای یکبار خواندن خوب هست .

عادت های اتمی

این رئالیسم جادویی من سخت جادو کرده دوستان کتاب بخونید و سریالش را هم ببینید بسیار زیباست، دستور آشپزی ، فلسفه زندگی اشک در غذا و تاثیر بر حال ما، لوبیا سفید در غذا و صداقت ما آدما،این کتاب و بخونید دوستان.

کتابی که برای زنان نوشته شده بود و تقریبا میشه گفت که اقتباسی از دل تاریخ بود

عطاری گمشده

میدونید عزیزان من این کتاب و زندگی کردم و اینگار دوران سربازی خودمو بیان میکرد ، آخر کتاب تلخ بود اما یک پیام مهم برای خواننده داشت و اون این بود که مبادا اسیر روز مرگی بشی و از زنگی واقعی جا بمونی .

میدونید عزیزان من این کتاب و زندگی کردم و اینکار دوران سربازی خودمو بیان میکرد ، آخر کتاب تلخ بود اما یک پیام مهم برای خواننده داشت و اون این بود که مبادا اسیر روز مرگی بشی و از زنگی واقعی جا بمونی .

میدونید عزیزان من این کتاب و زندگی کردم و اینکار دوران سربازی خودمو بیان میکرد ، آخر کتاب تلخ بود اما یک پیام مهم برای خواننده داشت و اون این بود که مبدا اسیر روز مرگی بشی و از زنگی واقعی جا بمونی .

بسیار روان و فصیح بود ، داستان و موضوع آن سراسر از رفتار انسانی در برابر رفتارهای غیر انسانی حرف میزد و بسیار ساده بیان میکرد مسائل را در آن دوران آخر قاجار و ابتدای پهلوی.

داستان جاوید

« ادوارد، كينه در دل راه نداشته باش، کینه سم است؛ از درون تو را می خورد. ما فکر می کنیم نفرت اسلحه ایست که با آن می توانیم به کسی که اذیتمان کرده صدمه بزنیم درصورتی که کینه مثل شمشیر برگشته است و هر صدمه ای ک با آن ب کسی وارد کنیم در واقع ب خودمان وارد کرده ایم. بخشش بخشش ادوارد هیچکس از ابتدا با خشم و کینه به دنیا نمی آید…

شاید در بین تمامی کتاب ها واقعا تاثیر بیشتری را در زندگی من گذاشت،گاهی الگو گرفتن از همسایه های کوچکمان چندان اشتباه نیست

من بعضی وقتها خودم را قایم می کنم، خودم را قایم می کنم تا کارهایی را که نتوانسته ام بکنم پنهان کنم. بعضی وقتها هیچ جا رو نشان نمی دهم، می ترسم، چون از فکر زبانهای هرزه ای که چه ها دربارهٔ من خواهند گفت به خودم می لرزم، چون مردم از هر چیز آدم لطیفه درست می کنند، از هر چیز آدم، و ‌بعد به همه کار آدم هم کار دارند، از زندگی خصوصی اش گرفته تا زندگی عمومی، و همه را هم وارد ادبیات می کنند، چاپش می کنند، می خوانند، مسخره اس می کنند و سر زبانها می اندازند!

بیچارگان