«بین دیوار کتاب ها ادم احساس ارامش میکند.»
صفحه ۶
You've Reached Sam
«سم هستم، بفرمایید» رمانی احساسی و معاصر از داستین تائو است که در فضای فقدان، دلتنگی و تلاش برای ادامه دادن شکل میگیرد. داستان درباره دختری نوجوان است که پس از مرگ ناگهانی عشقش، سمی، هنوز نتوانسته با جای خالی او کنار بیاید؛ تا اینکه به شکلی غیرمنتظره راهی برای حرف زدن دوباره با او پیدا میکند. رمان بیش از آنکه بر اتفاقات بیرونی تکیه کند، روی احساسات، خاطرهها و زخمهای حلنشده تمرکز دارد. رابطهی شخصیتها، اندوهِ از دست دادن، و پرسشهای سخت درباره رها کردن یا نگه داشتن گذشته، هستهی اصلی روایت را میسازند. لحن کتاب صمیمی و اندوهگین است و برای خوانندهای که به داستانهای عاطفی و دروننگر علاقه دارد، تجربهای ملموس و تأثیرگذار میسازد. اگر به رمانهایی علاقه دارید که هم عشق را نشان میدهند و هم مرزهای فقدان و سوگ را، این کتاب میتواند انتخابی مناسب باشد. «سم هستم، بفرمایید» از آن داستانهایی است که آرام پیش میرود، اما احساسش بعد از تمام شدن هم در ذهن میماند.
جملههای ماندگار
«بین دیوار کتاب ها ادم احساس ارامش میکند.»
صفحه ۶
«باید نقشههایم را برای خودم نگهمیداشتم.این جوری وقتی به ناچار عوضشان میکردم،لازم نبود به کسی توضیح بدهم.🚶🏻♀️»
صفحه ۲۳۰
««بعضی آدمها قرار نیست برای همیشه کنارمون بمونن؛ بعضیها میان تا چیزی رو درونمون تغییر بدن و بعد مجبوریم یاد بگیریم بدونشون ادامه بدیم.»»
«((تو هم از ریدیوهد خوشت میاد؟)) ((کیه که خوشش نیاد؟))»
۲ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
۱۴۰۵/۵/۲۸
بنظرم نویسنده موضوع خیلی خوبی رو خواسته نشون بده اما توی بیانش اونقدرا خوب نتونسته عمل کنه داستان یکم سطحی پیش میره و خیلی جاها فرصت بهتر شدن داشته
۱۴۰۵/۵/۲۹
اصلا خوشم نیومد ازش مخصوصا دختر داستان که خیلی تو مخ بود ولی خوب حس از دست دادن و سوگ خوب نشون داد
۱۴۰۵/۵/۲۶
کتاب بیشتر از اینکه دربارهی راز تماس سم باشد، دربارهی سوگ، وابستگی و رها کردن است؛ اینکه «رها کردن» لزوماً به معنی «فراموش کردن» نیست.یکی از ایدههای اصلی کتاب این است که ما در برابر اتفاقات ناگهانی زندگی کنترل زیادی نداریم؛ بنابراین بهتر است حرفها و احساساتمان را تا وقتی فرصت داریم، نگه نداریم.نکته جالب کتاب اینجاست که هیچوقت دقیق توضیح نمیدهد تماس سم چطور ممکن شده. این اتفاق بیشتر یک موقعیت فرضی برای خواننده است:اگر فقط یک بار دیگر فرصت داشتی با کسی که از دست دادهای حرف بزنی، چه میگفتی؟از نظر من، کتاب در شش فصل اول کشش خوبی دارد و شخصیت جولی هم قابلارتباط است؛ اما در میانه افت میکند و پایانش هم به اندازهای که انتظار داشتم احساسی و تأثیرگذار نبود.در نهایت، با وجود ایدهی جذاب، برای من یک رمان عاشقانهی معمولی بود و امتیازم ۲ از ۵ است. اگر دنبال داستانی دربارهی سوگ و رها کردن هستید، میتواند انتخاب بدی نباشد؛ اما بهتر است انتظار یک رمان عمیق را نداشته باشید.
۱۴۰۵/۵/۲۶
با هر صفحه از کتاب بغض کردم و اشک ریختم. دقیقا دست روی احساسی گذاشته که هممون دوست داریم تجربش کنیم
۱۴۰۵/۵/۲۴
خیلی کتاب قشنگی بود و بسیار ناراحت کننده من خودم به شخصه خیلی ناراحت شدم ولی پشیمون نیستم از خوندش و میتونم بگم احساساتی که در این کتاب بود خیلی عمیق بود
۱۴۰۵/۵/۲۴
شاید داستان خیلی کاملی نباشه اما قلم نویسنده انگار روی روح و قلبت خط میکشه و باهات بازی میکنه من زیاد اهل این سبک کتابا نیستم اما خیلی دوسش داشتم
۱۴۰۵/۵/۲۴
جزو بهترین کتابهایی بود که خوندم و به قدری کلماتش به احساساتم نفوذ کرد که برای خوندن خط بعدی باید اشکامو پاک میکردم و به خودم زمان میدادم!