«نیستی ندیدن نیست، چیز پُرتری است و همزمان خالیتر.»
صفحه ۱۱ · پرده ۲: در باب خانه
A guide to dying with medicinal herbs
«راهنمای مردن با گیاهان دارویی» رمانی کوتاه، تیره و شاعرانه از عطیه عطارزاده است که در فضایی فشرده و پرتنش پیش میرود. روایت، حالوهوایی میان واقعیت و ذهن دارد و با زبانی موجز اما تصویرساز، جهانی را میسازد که در آن بدن، حافظه، درد و طبیعت به هم گره میخورند. در مرکز داستان، رابطهها و زخمهای روانی شخصیتها قرار دارد؛ آدمهایی که هر کدام با نوعی فقدان، انزوا یا میل به رهایی دستوپنجه نرم میکنند. گیاهان دارویی در این کتاب فقط عنصر تزئینی نیستند، بلکه به بخشی از فضای معنادار و گاه اضطرابآلود اثر تبدیل میشوند؛ جایی که مرز میان درمان و فرسودگی، تسکین و ویرانی، مدام جابهجا میشود. نثر کتاب فشرده، ادبی و سرشار از حس است و همین ویژگی آن را به متنی مناسب برای خوانندههایی تبدیل میکند که به داستانهای کوتاه اما عمیق، روایتهای شخصیتمحور و فضاهای تأملبرانگیز علاقه دارند. اگر دنبال رمانی ایرانی با لحن خاص، جهان درونی پررنگ و حالوهوایی تلخ اما خواندنی هستید، این کتاب میتواند انتخابی متفاوت باشد.
جملههای ماندگار
«نیستی ندیدن نیست، چیز پُرتری است و همزمان خالیتر.»
صفحه ۱۱ · پرده ۲: در باب خانه
۳ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
۱۴۰۵/۶/۳
این رمان کتابی سردرگم و کلافهکننده است. بزرگترین مشکل کتاب روایت بیدروپیکر آن است که در آن تشخیص واقعیت از توهم بسیار دشواره سبکی که چه آگاهانه انتخاب شده باشد و چه ناشی از عدم توانایی نویسنده در سازماندهی ذهن، در نهایت فقط روی اعصاب مخاطب میرود. استفاده از مفاهیم گیاهشناسی و آناتومی هم نتوانسته ضعف روایی داستان را بپوشاند. با اینکه شاید چند جای معدود کتاب بد نباشد، اما گیجکنندگی بیمورد و آشفتگی متن باعث شده در مجموع کتابی ضعیف، و کاملاً ناراضیکننده باشد که هیچ ارزش خاصی برای خواننده ندارد.