فریاد در ویرانه ها
À crier dans les ruines
معرفی کتاب فریاد در ویرانه ها
«فریاد در ویرانهها» رمانی است با حالوهوایی تیره و دروننگر که از دلِ خرابی، فقدان و سکوت سر برمیآورد. داستان در فضایی میگذرد که نشانههای ویرانی فقط در محیط اطراف دیده نمیشوند، بلکه در زندگی و ذهن شخصیتها هم رسوخ کردهاند؛ همین باعث میشود روایت بیش از آنکه صرفاً بر اتفاقات بیرونی تکیه کند، روی زخمهای پنهان، حافظه و تلاش برای دوام آوردن مکث کند. در این رمان، مسئله مرکزی فقط بقا نیست؛ بلکه روبهرو شدن با گذشته، معنای رنج و امکانِ ادامه دادن در جهانی است که انگار چیزی از آن باقی نمانده است. شخصیتها در مواجهه با ترس، اندوه و تنهایی، بهتدریج لایههای پیچیدهتری پیدا میکنند و همین نگاه، اثر را به تجربهای روانشناختی و تأملبرانگیز تبدیل میکند. نثر کتاب بهگونهای است که حس سنگینی و اضطراب را با خود حمل میکند، اما در دل همین تاریکی، لحظههایی از امید، تردید و انسانیت هم دیده میشود. اگر به رمانهایی علاقه دارید که بیشتر از داستانگوییِ صرف، شما را در فضای ذهنی و عاطفی شخصیتها فرو میبرند، «فریاد در ویرانهها» انتخابی قابلتوجه است.
مشخصات کتاب فریاد در ویرانه ها
نسخهها و ترجمههای موجود
جملههای ماندگار
نقلقولهای فریاد در ویرانه ها
فعالیت خوانندهها
۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب فریاد در ویرانه ها
۱۴۰۵/۷/۱۱
فریاد در ویرانهها که عنوانش اشارهایست به شعر لویی آراگون ماجرای همبازی کودکی و عشق نوجوانی میان لنا و ایوان است. آنها در زادگاهشان، بهشتی زمینی برای خود دارند تا روزی که فاجعهای آنها را روبه روی هم قرار میدهد: انفجار چرنوبیل. ارتباط و زندگی آنها و تمام نزدیکانشان دستخوش بازیهای سرنوشت میشود، و هر کدام از آن دو به خاطر آنچه که فراتر از کنترل و قدرت آنهاست ناگزیر به زندگی دیگری پرتاب میشوند، یکی از آنها باید همیشه رو به جلو باشد و به گذشته برنگردد و دیگری این خط سیر را به سمت عقب طی میکند. اما نمیتوان همیشه از ریشهها فرار کرد؛ زمانی میرسد که آن دو در یک نقطه همدیگر را ملاقات میکنند و شرح آنچه برایشان گذشته فاش میشود. فریاد در ویرانهها، فریاد خاموش مهاجرانیست که ناگزیر و نه به انتخاب خود، وطن خود را ترک میکنند و سعی میکنند فراموشش کنند، همه چیز را پشت سرشان قرار دهند و به آنهم بر نگردند، بلکه فقط به جلو پیش بروند، داستان مهاجرانی که نام، هویت و زبان خود را هر بار در مواجهه با نام دیگری، زبان دیگری و هویت دیگری باید بازیابی کنند تا جایی برای خود در فضای جدیدشان پیدا کنند. و البته داستان کسانیست که شرّی ناپیدا زندگیشان را تغییر میدهد…
















