خانه کتاب بی

آن سوی رودخانه، زیر درختان

Across the River and into the Trees

ناشر: افق
هنوز امتیازی ثبت نشده
۲۶۳ بازدید

معرفی کتاب آن سوی رودخانه، زیر درختان

«آن سوی رودخانه، زیر درختان» رمانی آرام، تلخ و در عین حال عمیق از ارنست همینگوی است که در فضایی میان ونیزِ پس از جنگ و خاطره‌های گذشته می‌گذرد. داستان رویارویی یک سرهنگ سالخورده و بیمار با زمان، فرسودگی، تنهایی و حسرت‌هایی است که آرام‌آرام از لابه‌لای گفت‌وگوها و نگاه‌ها خودشان را نشان می‌دهند. در مرکز این رمان، رابطه‌ای ظریف و انسانی شکل می‌گیرد؛ رابطه‌ای که بیش از آن‌که بر حادثه تکیه داشته باشد، بر حال‌وهوا، سکوت‌ها و فاصله‌های عاطفی بنا شده است. همینگوی با نثر فشرده و دقیق خود، تصویری از عشقی گذرا، مرگِ نزدیک و میلِ سرسختانه به معنا در روزهای رو به خاموشی می‌سازد. این کتاب برای خواننده‌ای جذاب است که به ادبیات تأمل‌برانگیز، شخصیت‌محور و کم‌حادثه علاقه دارد. «آن سوی رودخانه، زیر درختان» از آن رمان‌هایی است که بیشتر از مسیر روایت، با فضای سنگین و شاعرانه‌اش می‌ماند و پرسش‌هایی درباره عشق، پیری، فقدان و عبور زمان در ذهن خواننده برجا می‌گذارد.

مشخصات این نسخه

صفحات
288
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
-
تاریخ چاپ
۱۴۰۴
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

نسخه‌ها و ترجمه‌های دیگر

درباره ارنست همینگوی

تصویر ارنست همینگوی

ارنست همینگوی

Ernest Hemingway

ارنست همینگوی نویسنده و روزنامه‌نگار آمریکایی است که با نثری موجز، دقیق و بی‌پیرایه شناخته می‌شود. او در روایت‌هایش اغلب به تجربه‌های جنگ، تنهایی، عشق، شکار و مواجهه انسان با مرگ و شکست می‌پردازد و همین نگاه فشرده و مستقیم، سبک ویژه‌ای به آثارش داده است. همینگوی از چهره‌های اثرگذار ادبیات قرن بیستم به شمار می‌آید و نامش با نوعی روایت‌پردازی کم‌کلام اما پرتنش گره خورده است. از آثار شناخته‌شده او می‌توان به «پیرمرد و دریا»، «وداع با اسلحه» و «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند» اشاره کرد. شخصیت‌های همینگوی معمولاً در موقعیت‌های دشوار قرار می‌گیرند و نویسنده با زبانی ساده اما پرقدرت، لایه‌های درونی آن‌ها را آشکار می‌کند. همین ویژگی باعث شده آثار او همچنان برای خوانندگان امروز تازه و خواندنی بماند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های آن سوی رودخانه، زیر درختان

افزودن جمله
Nahal

@inahal · ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

«- هیچ تصور نمی‌کردم دلت بخواد جواهر هدیه بگیری. - دلم نمی‌خواد. فقط فکر هدیه گرفتن رو دوست دارم و اینکه وقتی هدیه‌ها کهنه می‌شن، آدم نگاهشون کنه و بهشون فکر کنه.»

صفحه ۱۲۱ · فصل ۱۰

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب آن سوی رودخانه، زیر درختان

Nahal

۱۴۰۵/۷/۱۱

ساختار کتاب جوریه که ممکنه موقع خوندنش مدام با خودتون بگید:«خب بالاخره قراره چه اتفاقی بیفته؟» برای همین پیشنهاد میکنم قبل از خوندن این اثر همینگوی ، یه سرچ مختصر درباره‌اش داشته باشین تا با دید بازتری شروعش کنین.