خانه کتاب بی

همنت

Hamnet

نویسنده:مگی اوفارل
هنوز امتیازی ثبت نشده
۱۶۲ بازدید

معرفی کتاب همنت

«همنت» رمان مگی اوفارل، روایتی لطیف و دردناک از زندگی خانوادگی در روزگار الیزابتی است؛ داستانی که با جزئیات حسی و نثر شاعرانه‌اش، از دل یک خانه، یک ازدواج و یک فقدان بزرگ شکل می‌گیرد. اوفارل به‌جای تمرکز بر نام مشهور شکسپیر، به جهان اطراف او نزدیک می‌شود: همسرش اگنس، فرزندانشان و روزمرگی‌هایی که زیر سایه اضطراب، عشق و ناامنی می‌گذرند. در مرکز این رمان، رابطه میان اعضای یک خانواده و رنجی قرار دارد که آرام‌آرام در زندگی‌شان رخنه می‌کند. «همنت» بیش از آن‌که یک رمان صرفاً تاریخی باشد، تصویری انسانی از مادری، پدری و فرزندی است که در جهانی ناپایدار، برای نگه‌داشتن پیوندهایشان تلاش می‌کنند. فضای داستان سرشار از طبیعت، سکوت، حس از دست‌دادن و لحظه‌های ظریف عاطفی است. این کتاب برای خوانندگانی که به رمان‌های شخصیت‌محور، نثر ظریف و داستان‌هایی درباره عشق و فقدان علاقه دارند، انتخابی بسیار مناسب است. «همنت» در عین سادگیِ ظاهری، لایه‌های عمیق احساسی و روان‌شناختی دارد و از آن دست کتاب‌هایی است که بعد از تمام شدن، مدت‌ها در ذهن می‌ماند.

مشخصات کتاب همنت

صفحات
407
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
ISBN
9786227425499
چاپ اول
2020

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره مگی اوفارل

تصویر مگی اوفارل

مگی اوفارل

Maggie O'Farrell

مگی اوفارل (Maggie O'Farrell) نویسنده ایرلندی-بریتانیاییِ معاصر است که به خاطر رمان‌هایش با تمرکز بر روابط خانوادگی، حافظه، فقدان و تجربه‌های عاطفی شخصیت‌ها شناخته می‌شود. نثر او معمولاً بر جزئیات روان‌شناختی و فضای درونی آدم‌ها تکیه دارد و آثارش در ادبیات داستانی معاصر انگلیسی‌زبان جایگاه شناخته‌شده‌ای دارند. از میان آثار او، رمان «همنت» از شناخته‌شده‌ترین کتاب‌هایش است که به زندگی خانواده شکسپیر و مرگ پسر او می‌پردازد. این رمان توجه زیادی جلب کرد و نام اوفارل را بیش از پیش در میان خوانندگان ادبیات داستانی مطرح کرد.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های همنت

افزودن جمله
Nahal

@inahal · ۹ مهر ۱۴۰۵

«من می‌میرم؛ تو زنده می‌مانی؛ ... به اکراه دم برآور، تا داستان مرا بازگو کنی. هملت، پرده پنجم، صحنه دوم»

Bahartarin

@bahartarin · ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

«الایزا از مادرش میپرسد: شما هم هنوز به او فکر میکنید؟ هنوز هم گاهی انتظار شنیدن صدای پایش را دارید؟ صدای خرف زدنش را؟ صدای نفس‌هایش را وقتی شب‌ها خواب است؟ چون من دارم. همیشه. من هنوز هم فکر میکنم یک روز صبح، از خواب که بیدار میشوم، میبینم دوباره همانجا کنارم دراز کشیده؛ یک شیار و شکنی در زمان پیدا خواهد ضد و ما باز هم برمیگردیم به همانجا که بودیم، به همان زمانی که او زنده بود و نفس میکشید.»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۱ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب همنت

Nahal

۱۴۰۵/۷/۱۱

پیشنهاد میکنم بعد از خوندن کتاب، فیلم همنت رو هم ببینید. درباره همنت جمله‌ای رو خوندم که اینجا مینویسم: (همنت هرگز روی صحنه نرفت، اما شکسپیر یادش را با «هملت» ماندگار کرد.)