این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.
صفحه ۲۳۶
Ten Little Niggers
«ده بچه زنگی» از مشهورترین رمانهای معمایی آگاتا کریستی است؛ داستانی که همهچیز را با یک دعوت مرموز آغاز میکند و چند غریبه را به جزیرهای دورافتاده میکشاند. خیلی زود روشن میشود که این سفر قرار نیست یک دیدار معمولی باشد و هر شخصیت، گذشتهای دارد که آرامآرام به سطح میآید. فضای رمان بسته، پرتنش و حسابشده است؛ جایی که قطع ارتباط با بیرون، ترس و بیاعتمادی را شدیدتر میکند. کریستی با مهارت همیشگیاش، شخصیتها را در موقعیتی قرار میدهد که نهفقط باید از خودشان دفاع کنند، بلکه باید به انگیزهها و رازهای یکدیگر هم شک کنند. آنچه این اثر را خواندنی میکند، فقط معما نیست، بلکه ریتم تند، تعلیق مداوم و بازی دقیق با ذهن خواننده است. «ده بچه زنگی» نمونهای کلاسیک از جنایی و معمایی است که تا آخرین صفحات، حس پیشبینیناپذیری را حفظ میکند و مدام شما را به حدسزدن وادار میسازد.
جملههای ماندگار
۳ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
۱۴۰۵/۷/۹
من طرفدار آگاتا کریستی و سبک کارهاشم. واقعا ذهن این ملکه ی جنایت رو پرستش میکنم. من راجع به این کتاب بسیار بسیار شنیده بودم. بسیار هم ازش لذت بردم. ولی انتظارات منو شاید در حد ۹۰ درصد برآورده کرد. باز هم اگر جنایی میخواید، آگاتا کریستی هیچ وقت ناامیدتون نمیکنه
۱۴۰۵/۵/۲۳
تینا یکی از کتاب های کریستی که کارگاه های معروفش پوآرو و مارپل داخل کتاب نیستند و عملا داستان بدون کارگاه پیش میره. از لحظه اول و از شروع حس تعلیق شدیدی توی کتاب هست و تا اخرین لحظه نمیتونید درست حدث بزنید که کی قاتل و مزنونتون به دفعات تغییر میکنه. از خوندش بسیار لذت بردم پیشنهاد میکنم.