خانه کتاب بی

نان آن سال ها

The Bread of Those Early Years

نویسنده:هاینریش بل
۱۴۶ بازدید

معرفی کتاب نان آن سال ها

«نان آن سال‌ها» رمانی کوتاه و تأمل‌برانگیز از هاینریش بل است که در فضای سرد و بی‌قرار آلمانِ پس از جنگ می‌گذرد؛ جایی که فقر، خستگی و خاطره‌ی روزهای سخت هنوز از زندگی آدم‌ها جدا نشده‌اند. بل با نثری ساده اما دقیق، روزی از زندگی یک جوان را روایت می‌کند که میان گذشته‌ی تلخ و حالِ ناپایدار، در جست‌وجوی چیزی شبیه آرامش و معناست. داستان بیش از آن‌که بر حادثه تکیه کند، بر حال‌وهوای ذهنی شخصیت‌ها و فشار زندگی روزمره تمرکز دارد. مسئله‌ی مرکزی اثر، مواجهه با کمبود، دگرگونی و میل به رهایی از چرخه‌ی تکرار است؛ همان‌جایی که عشق، کار، خاطره و نیازهای اولیه‌ی زندگی در هم تنیده می‌شوند. عنوان کتاب نیز به‌خوبی از این جهان می‌آید: جهانی که در آن نان فقط غذا نیست، بلکه نشانه‌ای از بقا، خاطره و تجربه‌ی زیستن است. اگر به رمان‌های کوتاه اما عمیق، شخصیت‌محور و واقع‌گرایانه علاقه دارید، «نان آن سال‌ها» انتخابی مناسب است. این کتاب برای کسانی جذاب است که دوست دارند در دل یک روایت کم‌حجم، با لایه‌های اجتماعی و روانی زندگی پس از بحران روبه‌رو شوند و از کنار آدم‌هایی عبور کنند که سکوتشان به اندازه‌ی حرف‌هایشان معنا دارد.

مشخصات کتاب نان آن سال ها

صفحات
129
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
ISBN
-
چاپ اول
1955

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره هاینریش بل

تصویر هاینریش بل

هاینریش بل

Heinrich Böll

هاینریش بل نویسنده آلمانی و از چهره‌های مهم ادبیات پس از جنگ جهانی دوم است. او در آثارش بیشتر به زندگی روزمره، زخم‌های جنگ، فشارهای اجتماعی و بحران‌های اخلاقی انسان مدرن می‌پردازد و معمولاً با نگاهی انسانی و انتقادی، جامعه آلمانِ پس از جنگ را تصویر می‌کند. نثر بل ساده، دقیق و در عین حال پرقدرت است و شخصیت‌هایش اغلب آدم‌های عادی‌اند که زیر بار مناسبات سیاسی و اجتماعی قرار گرفته‌اند. از آثار شناخته‌شده او می‌توان به «عقاید یک دلقک» و «نان سال‌های جوانی» اشاره کرد. بل به خاطر همین نگاه همدلانه و انتقادی، جایگاه مهمی در ادبیات آلمانی قرن بیستم دارد.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های نان آن سال ها

افزودن جمله
Fa

@fa_reads · ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

«گفتم: "یکبار دیگر لیست های حقوق را نگاه کن، لیست هایی را که تو می نوشتی- بلند و آن گونه که آدم شعر های مذهبی را می خواند با احساس - اسم آن ها را با صدای بلند بخوان و بعد از هر اسم بگو: مرا ببخش. بعدا اسم ها را جمع بزن، تعداد اسم ها را ضربدر هزاران نان بکن؛ نتیجه را دوباره در هزار ضرب کن. آنوقت از تعداد نفرین ها و فحش هایی که توی حساب بانکی پدرت جمع شده اند، اطلاع پیدا خواهی کرد. واحد محاسبات نان است، نان سالهایی که در ذهنم همچون مه غلیظی سایه افکنده است: سوپ بی مزه و گسی که به ما می دادند تنها شکم پرکن بود و شبها وقتی با تراموا در راه خانه تکان می خوردیم، مزه ی ترش و داغ آن را توی گلویمان حس می کردیم. بادگلویی که از روی ناتوانی و ناچاری می زدیم، و تنها تفریحی که داشتیم نفرت بود - نفرت "»

Fa

@fa_reads · ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

«من کتاب ها را بدون انتخاب بر می داشتم، معیار انتخاب من تنها قطر آنها بود؛ پدر من آنقدر کتاب زیاد داشت که فکر می کردم کسی متوجه نخواهد شد. تازه بعدا فهمیدم که او تک تک کتاب هایش را همچون چوپانی که گله ی گوسفندانش را می شناسد، می شناخت - و یکی از این کتاب ها خیلی کوچک و کهنه و زشت بود - من آن را به قیمت یک قوطی کبریت فروختم. اما بعدا اطلاع پیدا کردم که ارزش آن به اندازه ی یک واگن پر از نان بوده است. بعد ها پدرم از من تقاضا کرد که برنامه ی فروش کتاب ها را به او واگذار کنم ، او با گفتن این جمله از شرم صورتش سرخ شد، و به این ترتیب خودش کتاب ها را می فروخت و پول را برایم پست می کرد و من با آن برای خودم نان می خریدم...»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب نان آن سال ها

Fa

۱۴۰۵/۵/۲۵

من کتاب رو دوست داشتم حتی با وجود تلخی داستان. نویسنده حس فقر و بیچارگی رو هنرمندانه و واقع گرایانه به تصویر کشیده بود.