خانه کتاب بی

دختری که رهایش کردی

The Girl You Left Behind

نویسنده:جوجو مویز
۵۷۶ بازدید
در لیست ۱۰۰ کتاب پربازدید سایت

معرفی کتاب دختری که رهایش کردی

«دختری که رهایش کردی» رمانی است درباره‌ی دو زن در دو زمان متفاوت که یک نقاشی، زندگی‌شان را به هم گره می‌زند. جوجو مویز در این داستان، میان فرانسه‌ی جنگ‌زده‌ی اوایل قرن بیستم و دنیای معاصر رفت‌وآمد می‌کند و روایتی از عشق، فقدان، ایستادگی و انتخاب‌های دشوار می‌سازد. در بخش تاریخی داستان، با زنی روبه‌رو می‌شویم که در میانه‌ی جنگ، میان حفظ عشق و حفظ آن‌چه برایش عزیز است، باید تصمیم‌های سنگینی بگیرد. در خط زمانی امروز نیز، زنی دیگر با گذشته‌ی همان تابلو درگیر می‌شود و کم‌کم درمی‌یابد که یک اثر هنری فقط یک شیء نیست؛ می‌تواند حامل خاطره، درد، امید و هویت باشد. فضای رمان احساسی، پرکشش و گاهی تلخ است، اما در دل خود حس پایداری و امید هم دارد. اگر به داستان‌هایی علاقه دارید که هم عاشقانه‌اند و هم تاریخی، هم شخصیت‌محورند و هم شما را به فکر رابطه‌ی انسان با گذشته و سوگ می‌اندازند، این کتاب می‌تواند انتخابی جذاب باشد.

مشخصات کتاب دختری که رهایش کردی

صفحات
472
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
ISBN
9786007845820
چاپ اول
2012

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره جوجو مویز

تصویر جوجو مویز

جوجو مویز

Jojo Moyes

جوجو مویز نویسنده بریتانیاییِ رمان‌های معاصر و پرفروش است که بیشتر با داستان‌های عاشقانه و درام‌های احساسی شناخته می‌شود. از آثار مطرح او می‌توان به «من پیش از تو»، «پس از تو»، «دختری که رهایش کردی» و «هنوز هم من» اشاره کرد. در رمان‌های مویز معمولاً روابط انسانی، انتخاب‌های دشوار و تأثیر گذشته بر زندگی امروز شخصیت‌ها پررنگ است. آثار او در میان خوانندگان فارسی‌زبان هم بسیار شناخته‌شده‌اند و چندین عنوان از کتاب‌هایش به فارسی منتشر شده‌اند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های دختری که رهایش کردی

افزودن جمله
- یکتا -

@vancouver · ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

«اما من چیزی یادم نیست . عطر تنش یا صداش ، همش از یادم رفته. یادم نمیاد وقتی کنار هم بودیم چه حسی به من داشت . انگار اصلا وجود نداشته و بعدش با خودم میگم راستی چرا اینجوری شدی؟! اگر دیگه برنگرده چی؟!..»

- یکتا -

@vancouver · ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

«دیدم که با نگاهش دارد حلقه ی ازدواجم را نگاه می کند تا ببیند که آیا مجردم یا متاهل . البته نیاز نبود خودش را اذیت کند ، من هم مثل همه ی زن های دیگر ، خیلی وقت بود آن را برای خرید غذا فروخته بودم…»

- یکتا -

@vancouver · ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.

- یکتا -

@vancouver · ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.

- یکتا -

@vancouver · ۲۹ مرداد ۱۴۰۵

«میدانی وقتی خودتو به دست سرنوشت میسپاری ، چه حسی داره؟! انگار اونم به تو خوش آمد میگه!»

- یکتا -

@vancouver · ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

«- کو گوش شنوا؟! همه میخوان حرف هارو بشنون اما هیچکدوم نمیخوان گوش بدن!»

- یکتا -

@vancouver · ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

«- بهت افتخار میکنیم چون ادامه دادی . دختر عزیزم ، این چیز کمی نیست ، خیلی شجاعت میخواد.»

- یکتا -

@vancouver · ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۴ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

حلقه‌های این کتاب

مشاهده همه

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب دختری که رهایش کردی

- یکتا -

۱۴۰۵/۵/۲۹

خیلی خیلی این کتابو دوست داشتممم واقعا خیلی داستان قشنگی رو روایت میکرد..:)

Zahra

۱۴۰۵/۵/۲۴

کتاب قشنگ و حال خوب کن

Lily_sahar

۱۴۰۵/۵/۲۳

عالی عالی عالی جزو بهترین داستانهایی که خوندم

مینا

۱۴۰۵/۵/۲۳

وایب خوبی داره

Saba

۱۴۰۵/۵/۲۸

رمانی عاشقانه که سختی ها و مشکلاتی که یک جنگ برای آدم ها به ارمغان میاره را به زیبایی روایت کرده . مشکلات یه مادر ، یک زن عاشق ، یک برادر ، یک همسایه و‌‌ ... زمان گذشته ی داستان خیلی جذاب تر ولی زمان حال مقداری حوصله سر بر و کند جلو رفت اما وصل شدن این دو زمان و این دو زن که کاملا باهم غریبه بودند ، بهم دیگه برام جالب بود

Tanya

۱۴۰۵/۵/۲۸

کتاب در دو زمان گذشته و حال با دو شخصیت روایت میشه بخش مربوط به گذشته بسیار جذابه و مارو با شخصیت قوی زن داستان همراه میکنه که زندگیش در میانه جنگ و مصیبت‌هاش میگذره ولی بخش معاصر داستان جذابیت خاصی نداشت و من نتونستم با این بخش ارتباط بگیرم و خیلی کند پیش میرفت