خانه کتاب بی

اروپا از دوران ناپلئون

نویسنده:دیوید تامسن
۷۷ بازدید

معرفی کتاب اروپا از دوران ناپلئون

«اروپا از دوران ناپلئون» روایتی گسترده و تحلیلی از تاریخ اروپا پس از ناپلئون است؛ کتابی که به‌جای تمرکز بر یک کشور یا یک رخداد، تصویری وسیع از دگرگونی‌های سیاسی، اجتماعی و فکری قاره اروپا در دو قرن اخیر پیش چشم می‌گذارد. دیوید تامسن در این اثر تلاش می‌کند نشان دهد چگونه جنگ‌ها، انقلاب‌ها، ملی‌گرایی، صنعت، ایدئولوژی‌ها و بحران‌های مدرن، سیمای اروپا را بارها از نو ساخته‌اند. فضای کتاب، فضای تاریخ زنده و پرتنش است؛ جایی که خواننده با امپراتوری‌ها، دولت-ملت‌ها، رقابت‌های قدرت، تحولات فرهنگی و فراز و فرودهای تمدنی روبه‌رو می‌شود. نثر کتاب بیشتر پژوهشی و استدلالی است، اما نگاه نویسنده به موضوع باعث می‌شود روایت صرفاً فهرست‌وار و خشک نباشد و به‌تدریج به تصویری منسجم از اروپا برسد. اگر به تاریخ اروپا، ریشه‌های سیاست مدرن، و مسیر شکل‌گیری جهان معاصر علاقه دارید، این کتاب می‌تواند انتخابی جدی و خواندنی باشد. «اروپا از دوران ناپلئون» از آن آثاری است که برای خواندن آرام، تأمل و بازگشت دوباره به بخش‌های مختلف مناسب است؛ مخصوصاً برای کسانی که دوست دارند تاریخ را نه به‌صورت رویدادهای پراکنده، بلکه به‌عنوان یک روایت پیوسته ببینند.

مشخصات کتاب اروپا از دوران ناپلئون

صفحات
660
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
ISBN
-
چاپ اول
-

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره دیوید تامسن

تصویر دیوید تامسن

دیوید تامسن

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های اروپا از دوران ناپلئون

افزودن جمله
مبین محمدی

@mobinmohammadi · ۱۵ مهر ۱۴۰۵

«به‌ظاهر عجیب و باورنکردنی است که در فرانسه سال ۱۷۸۹ فرد یا نیروی شاخصی خواهان انقلاب نبود. انقلاب ممکن است بی‌آن‌که مردم خواستارش باشند درگیرد، چنان‌که جنگ‌ها اغلب همین‌گونه درمی‌گیرند. انقلاب‌ها بدین‌ترتیب پیش می‌آیند که مردم خواهان چیزهای دیگری (جز انقلاب) هستند که در مجموعه شرایطی خاص آنان را به درگیر شدن در انقلاب می‌کشاند. در سرتاسر قرن هجدهم، آن‌چه به اصطلاح «روح انقلابی» خوانده شده است در اروپا رو به رشد داشت. این «روح» ــ یعنی روح انتقادی خردگرایانه و روح مقاومت در برابر قدرت‌های مستقر کلیسای کاتولیک روم، سلطنت مطلقه، و اشرافیت ممتاز را اساسا آثار عده‌ای از متفکران و ادیبان برجسته فرانسوی، به اصطلاح «فیلسوفان»، پرورش داده بود. نوشته‌های مردانی چون ولتر، مونتسکیو، دیدرو، و روسو در سرتاسر اروپا خواننده فراوان داشت، و خود این مردان چهره‌هایی شاخص و صاحب نفوذ در اروپا نشده بودند. اما ارتباط میان اندیشه‌های اینان و در گرفتن انقلاب در ۱۷۸۹ دورادور و غیرمستقیم است. اینان موعظه‌گر انقلاب نبودند، و معمولا آماده بودند از هر پادشاه مستبدی که حاضر می‌شد حمایت‌شان کند و تعلیمات‌شان را بپذیرد به دفاع برخیزند. آموزه‌های این «فیلسوفان»، بعدها، در طی دوره انقلاب در فرانسه، اغلب به کار توجیه اقداماتی گرفته شد که خود آنان اگر زنده بودند با آن‌ها مخالفت می‌ورزیدند.»

گاهی جامعه‌ای که در شرایطی کاملا متفاوت قرار گرفته، از مفاهیمی استفاده می‌کند که برای پاسخ به مسائل دیگری شکل گرفته بودند و به آن‌ها معنای تازه‌ای می‌دهد. این مسئله درباره‌ی انقلاب‌ها بسیار اهمیت دارد. تغییرات بزرگ تاریخی لزوما محصول تصمیم آگاهانه برای رسیدن به همان نتیجه‌ای نیستند که بعدها به نام آن شناخته می‌شوند. مجموعه‌ای از مطالبات، نارضایتی‌ها، بحران‌های سیاسی و اقتصادی و تصمیم‌های پراکنده می‌توانند در نقطه‌ای به فرآیندی منجر شوند که هیچ‌یک از نیروهای درگیر، در آغاز دقیقا چنین سرانجامی را برای آن تصور نمی‌کردند. از این زاویه، تاریخ انقلاب فرانسه، بیش از تاریخ تحقق یک نظریه است؛ نمونه‌ای است از اینکه چگونه اندیشه، شرایط اجتماعی و کنش سیاسی می‌توانند در مسیرهایی به هم برسند که هیچ‌کدام به‌تنهایی قابل پیش‌بینی نیستند.

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب اروپا از دوران ناپلئون

مبین محمدی

۱۴۰۵/۷/۱۵

تامسن برخلاف بسیاری از آثاری که صرفا به بیوگرافی نظامی ناپلئون یا وقایع‌نگاری جنگ‌های او بسنده می‌کنند، اروپا را به مثابه یک «کل واحد» در نظر می‌گیرد و نشان می‌دهد که چطور سایه‌ی بلند بناپارت، حتی پس از تبعیدش به سنت‌هلن، بر سر تمام نهادهای سیاسی و حقوقی قاره باقی ماند. چیزی که در تحلیل تامسن برای من بسیار کلیدی و متمایز جلوه کرد، نگاه او به تضاد ابدی میان «نظم» و «آزادی» است. تامسن نشان می‌دهد که ناپلئون چطور به مثابه یک «مستبد مصلح»، میراث آشفته‌ی انقلاب فرانسه را با دیوان‌سالاری دقیق خود مهار کرد و آن را در قالب «کد ناپلئون» به تمام اروپا صادر کرد. اعتبار این کتاب برای من، زمانی دوچندان شد که تامسن را با مورخان نظامی‌محور مقایسه کردم؛ جایی که او به جای تمرکز صرف بر نبرد واترلو یا آسترلیتز، به تغییر ساختار طبقاتی و شکل‌گیری مفهوم ملی‌گرایی(ناسیونالیسم) می‌پردازد. او به زیبایی کالبدشکافی می‌کند که چطور ناپلئون با اشغال هر سرزمین، ناخواسته بذر ملی‌گرایی را در دل مردم آن سرزمین (به ویژه آلمانی‌ها و ایتالیایی‌ها) کاشت تا علیه خودش بشورند؛ و این همان طنز تلخ و دیالکتیکی تاریخ است. وقتی این اثر را در کنار نگاهِ مورخانی چون «اریک هابزبام» قرار می‌دهیم، می‌بینیم که اگر هابزبام بر «انقلاب دوگانه» (صنعتی و سیاسی) تاکید داشت، تامسن بر پیوستگی نیروهای تاریخ دست می‌گذارد. او به ما ثابت می‌کند که قرن نوزدهم، در واقع فرزند خلف دوران ناپلئون است. تامسن هم‌چنین نشان می‌دهد که چطور اتحاد اروپا، که امروز پروژه‌ای مدرن به نظر می‌رسد، ریشه‌هایی در رویای اقتدارگرایانه‌ی ناپلئونی داشت، اما با این تفاوت که ناپلئون می‌خواست این اتحاد را از بالا و با سرنیزه تحمیل کند. برای من هم، تجربه‌ی مطالعه‌ی این اثر بیشتر شبیه به درک منطق درونی قدرت بود. تامسن به ما می‌گوید که دوران ناپلئون فقط یک برش زمانی کوتاه نبود، بلکه آزمایشگاهی بود که در آن مفاهیم مدرنی چون «دولت-ملت»، «حقوق مدنی سکولار» و «توازن قوا» برای اولین بار در مقیاسی قاره‌ای آزموده شدند. او با قلمی که هم دقت آکادمیک دارد و هم کشش روایی، به ما می‌فهماند که چرا اروپای امروز، بدون درک آن تلاطم‌های بزرگ و بدون شناخت نبوغ و جنون بناپارتی، غیرقابل فهم است. این کتاب برای هر کسی که می‌خواهد بفهمد قدرت چگونه می‌تواند هم‌زمان ویرانگر و تمدن‌ساز باشد، یک نقشه‌ی راه بی‌بدیل است.