تنها از طریق بدجنسی می توان به دفع حمله پرداخت. از این روست که مردم برای اینکه خود محاکمه نشوند، در محاکمه کردن شتاب می کنند. چه توقع دارید؟ طبیعی ترین تصور انسان، اندیشهای که با سادگی به مخیله اش خطور می کند گویی از اعماق فطرتش سرچشمه می گیرد، تصور بی گناهی خویش است.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
شیطانی که میشناسی ، بهتر از شیطانی است که نمیشناسی ....
آدمیزاد دوست دارد که دوست صمیمی خود را پیش خود خوار ببیند. دوستی اغلب بر پایهٔ حقارت حریف استوار است.
آدمیزاد دوست دارد که دوست صمیمی خود را پیش خود خوار ببیند. دوستی اغلب بر پایهٔ حقارت حریف استوار است.
«من رؤیابافم. زندگی من پر از خیال و رؤیاست. من در خیال خودم دنیاهایی میسازم که هیچوقت وجود نداشته اند و در آنها زندگی میکنم…» «ما در خیال و رؤیا زندگی میکنیم، و این رؤیاها برای ما واقعی تر از خود زندگی اند.»
کتاب ارزش یکبار خوندن داره هنوز بلوغ شاهکار هاش را نداره ولی خب خالی از لطف هم نیست از لحاظ روایت سریع و نسبتا با ضرب اهنگ خوبی جلو میره و در کل میتونه سرگرم کننده باشه البته خودشم گفته که این کتاب نوشته تا از شر بدهی های قمار رها بشه
به نظرم کتاب شروع و روایت جالبی داره اما بعد از مطالعه حس میکنی که با یک اثر کلیشه ای روبرو شدی.
این کتاب، نگاهی هست واقعگرایانه به دولتهای کمونیست بعد از جنگ جهانی دوم. به قول نویسنده: از چاله درآمدن و به چاه افتادن ... !
سانسور هر چیزی را که نهی می کند، به فریاد بلند اعلام می دارد.
یکی از فوق العاده ترین کتاب ها خیلی توصیه می کنم خوندنش رو بی نظیره
سراغ حسرتها، انتخابهای ازدسترفته و سؤال همیشگیِ «اگه مسیر دیگهای رو انتخاب میکردم چی میشد؟» میره. امیدبخش و خواندنی
هیچ چیز مال خودم آدم نیست مگر همان چیزهایی که خیال میکند دلبستگیهایی به آن دارد. بعد یکییکی آن را از آدم میگیرند و تنها یک سر میماند، آنهم بر نیزه
حقیقت همچون روشنایی چشم را کور می کند. دروغ برعکس، همچون آفتابی که در حال برخواستن است به همه چیز جلوه می بخشد.
نوشا، تعریف کامل یک زن بود. شاهکار
شاهکار معاصر
روحیه رُمانتیک شیلرمآب که میگویند همین است دیگر: یکی را هِی بزک میکنند، هِی بزرگ میکنند، هی میگویند انشاءالله اینطور است، انشاءالله آنطور نیست، و با این که آن روی سکه را هم میدانند چیست، اصلا به روی مبارک خودشان نمیآورند، حتی فکرش هم میترساندشان! ترجیح میدهند بمیرند و حقیقت را قبول نکنند؛ تا بالاخره همان آدمی که خودشان به آسمان هفتم بردهاند، حماقتشان را به خودشان ثابت کند.
کتاب خوبیه ولی در حقیقتا این حجم از تعریف برای این کتاب زیاده من احساس میکنم غرور و تعصب جذابیت بیشتری داشت
از اون کتاب هایی هست که بعد از خوندنش با اراده با بدون اراده خودت ، شروع میکنی به نگاه کردن و فکر کردن به مسیر زندگی خودت و از خودت میپرسی که آیا اشتباه زندگی کردم ؟
من می گویم مردم بیشتر از هر چیز از این وحشت دارند که قدم تازه ای بردارند یا حرف تازه بزنند.
بخوانید و لذت ببرید... کتاب بزرگ و نویسنده ای بزرگتر ... من ترجمه آقای رستگار از نشر نگاه رو خوندم، ترجمه خوبی بود.
