خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

کتاب جالبی بود گرچه بیش از اندازه اورریتده اکثر کتاب های کالین هوور کتاب خوان ساز هستن و به خاطر ترند شدن بیش از حد تو فضای مجازی اونطور که باید برای من راضی کننده نبودن و به نسبت تعریف هایی که از این کتاب میشد انتظار بیشتری داشتم برای کسایی که به این کتگوری علاقه مندن و یا تازه کتاب خوندن رو شروع کردن انتخاب مناسبیه

یاد او

میتونم بگم مثل بقیه آثار عباس معروفی انسان امروزی که در ایران زندگی می‌کنه براش هر لحظه تداعی میشه البته با مکان های متفاوت و دیالوگ‌های روزانه که در بیشتر آثار آن را بیهوده می‌بینیم ولی اینجا داستان رو هدایت می‌کنند .

سال بلوا

ترجمە با هوش مصنوعی !! نه ممنون وایمیسم یه ترجمه بهتر بیاد تو بازار خیلی عجله نیست واسه یه کتابخون که به‌روز باشه و با مد روز کتاب بخونه

قصه ی کاهو
تصویر پروفایل HadisHadis@adithجمله

از آن جا كه ازهر لحظه زندكَى انتظار داشتم بودنم را از نو تأييد كند، از آن جا كه هيج چیز به‌راستی در انحصار بى چون و چراى من نبود، مگر با شک وكنايه، و از آن جا كه در مجموع پسری بودم كه از فضائل پدر محروم بود، بنا كردم به شك كردن به آن چه از همه به من نزديك تر بود، يعنى به جسمِ خويش.

نامه به پدر

با خودم خلوت کرده بودم. تنها ماندن با خود مزخرفم بهتر از بودن با یک نفر دیگر بود. هرکسی که باشد. همه شان آن بیرون دارند حقه های حقیر سر همدیگر سوار می کنند و کله معلق می زنند.

عامه پسند

اگر انسان وجدان داشته باشد رنج مجازات را پیش از آنکه قانون به سراغش بیاید در درون خود آغاز کرده است

واقعیت رو به طرز جالبی بیان کرده بود ولی کلا از جمله کتاب هایی نبود که من دوستش داشته باشم

کتاب خوبی بود نتونستم یک لحظه زمین بذارمش حتی😮‍💨

یاد او

اما من چیزی یادم نیست . عطر تنش یا صداش ، همش از یادم رفته. یادم نمیاد وقتی کنار هم بودیم چه حسی به من داشت . انگار اصلا وجود نداشته و بعدش با خودم میگم راستی چرا اینجوری شدی؟! اگر دیگه برنگرده چی؟!..

برای ارتباط واقعی با یک فرد ابتدا باید با خود مربوط شد.اگر نتوانیم تنهایی مان را در اغوش کشیم از دیگری ب عنوان سپری در برابر انزوا سود خواهیم جست.تنها زمانی ک فرد بتواند همچون شاهین بی نیاز از حضور دیگری زندگی کند،توانایی عشق ورزیدن خواهد یافت،تنها در این صورت است ک بزرگ شدن دیگری برایش مهم می شود...

دیدم که با نگاهش دارد حلقه ی ازدواجم را نگاه می کند تا ببیند که آیا مجردم یا متاهل . البته نیاز نبود خودش را اذیت کند ، من هم مثل همه ی زن های دیگر ، خیلی وقت بود آن را برای خرید غذا فروخته بودم…

تا زنده ای زندگی کن!اگر زندگی ات را به کمال دریابی وحشت مرگ از بین خواهد رفت! وقتی کسی به هنگام زندگی نمیکند،نمی تواند به هنگام بمیرد...! از خود بپرس ایا زندگی را به کمال دریافته ای؟ایا زندگی خودت را زیسته ای؟ یا باان زنده بوده ای؟؟؟؟ آیا ان را برگزیده ای؟ یا زندگی ات تو را برگزیده است؟ ایا ان را دوست داری یا از ان پشیمانی؟ این است معنی زندگی را به کمال دریافتن.

هیچ وقت نمی شنوید ورزشکاری در حادثه ای فجیع حس بویایی اش را از دست بدهد.اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسان ها بدهد که البته این درس هم به هیچ درد زندگی اینده مان نخورد مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد,فیلسوف عقلش,نقاش چشمش،اهنگساز گوشش،و اشپز زبانش،درس من؟من ازادی ام را از دست دادم.

جزء از کل