تو این کتاب هر کاراکتر نماینده ی یک قشر از جامعه ی ماست و چقدر شیوا و زیبا و با چه قلم قدرتمندی به تصویر کشیده شد این سمفونی بیصدای مردگان.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
پدر پرسید: دنبال چه میگردی؟ ایدین گفت: دنبال خودم.
اگر در وقت نامعلومی بیایی، دل مشتاق من نمیداند کی خود را برای استقبال تو بیاراید... آخر در هر چیز باید آیینی باشد.
سقوط اولین کتابی بود که از کامو خوندم و خیلی لذت بردم ،اگر بخوام یه کتاب از کامو پیشنهاد کنم قطعا سقوط خواهد بود ، خودم با ترجمه شورانگیز از نشر نیلوفر و بعد که کتاب رو به یکی دونفر پیشنهاد دادم متوجه شدن خوندن کتاب براشون سخت هست ، اگر دوستان ترجمه بهتری میشناسید بگید(هرچند بنظر خودم ترجمه عالی بود).
وفادارانه زندگی کن،شجاعانه بجنگ و خندان بمیر...
این کتاب و کتاب های جیبی نشر خوب ممکنه نظرتون رو جلب کنه، حین خوندن هیجان رو بالا نگه داره و در اخر در خودش فرو ببره ولی باز از نظر معنایی آن چنان پر بار نیستن. (به نظر من)
حتما بخونید، شاهکار واقعی . چطور جامعه ایران و جایگاه زن ها رو به قلم کشیده و چقدر ادم رو متلاشی میکنه این تلخی.
واقعا بی نظیر .
بینظیر بود ، به همون اندازه که شخصیت زیبا و تاثیر گذار ولتر زیباست ، آثار این ریش سفید هم زیبا هستند و نقادانه و در عصری مهم از تاریخ فرانسه . نقد بر دین قالب و ریاکاری و کثیف بودن کسانی که از دین بالا رفتند.
من کتاب خوندن رو با این کتاب شروع نکردم، این کتاب رو لا به لای کتاب های داستایفسکی ، ولتر و … خوندم. اگر هنوز نخوندی بدون که هیچوقت برای این کتاب زیادی بزرگ نیستی . ولی در واقع نمیتونم بیشتر از ۴ ستاره به این کتاب بدم
فقط میتونم بگم عااااشقشم و یاد گرفتم پذیرشم در انسان هارو بالا ببرم و همه رو با قبول بدی هاشون دوست داشته باشم، یاد بگیرم گل های زیبا میتونن خار های دردناکی هم داشته باشم و من وقتی میتونم از زیباییشون لذت ببرم که درد خارهاشونم به جون بخرم، درسی که بهم داد خیلی کمک کرد که بتونم شریک زندگیمو درست انتخاب کنم وقتی که یادگرفتم گلی رو انتخاب کنم که تاب و تحمل خارشو داشته باشم و دنبال گل بی خار نگردم چون نیست.
این کتاب بهم یاد داد که هر تصمیم من چقدر میتونه دنیامو عوض کنه، و هیچ وقت حسرت تصمیم هایی که در گذشته گرفتم رو نخورم چون در اون موقعیت با اون سطح از دانش و تجربه بهترین تصمیم بوده.
داستایووسکی نابغه است! تصور اینکه این کتاب سالها پیش از مسخ کافکا نوشته شده این تصور را بوجود می آورد که پیش درامدی بوده بر فضای گروتسک. استحاله روشنفکر بومی در شکم سرمایه شاید تلخترین بخش داستان اینجاست که ایوان ماتویچ، پس از مدتی که درون شکم تمساح است، دیگر به فکر نجات خودش نیست! او شروع میکند به تبلیغ اینکه «آنجا خیلی هم بد نیست» و حتی ایدههایی برای ترویج سبک زندگی تمساحی ارائه میدهد. همچنین نقدِ برنده داستایووسکی به روشنفکرانی است که در اثر وابستگی یا نفوذِ سرمایه خارجی، عملاً «مبلغانِ» آن سیستم میشوند. او معتقد بود این وابستگی باعث میشود روشنفکران، منافع ملی و اخلاق را فدای ایدئولوژیها یا جایگاههای اقتصادیِ مستقر در دلِ سرمایهی بیگانه کنند. در واقع، تمساح در اینجا ابزاری است که نشان میدهد چطور «نفوذ اقتصادی خارجی» میتواند هم ساختار قانونگذاری یک کشور را قبضه کند و هم «ایدئولوژی» روشنفکران آن کشور را تغییر دهد.
این کتاب فوق العادست، اگر خوانشش سنگینه نسخه صوتی کتاب هم موجوده و واقعا ارزش خواندن یا شنیدن داره
فوق العاده، نگرشی شبیه به نگرش دن کیشوت در فضایی امروزی تر
در واقع، کتاب میگوید که زندگی ما شاید در ظاهر تکهتکه، پراکنده و بینظم به نظر برسد (خاطرات پراکنده، احساسات متناقض، زخمهای مختلف)، اما همین تکهها هستند که در نهایت، آن «کل» یا همان «هویت منسجم» ما را میسازند.
عروسکیست که میتواند هر شکلی به خودش بگیرد، جز ظاهر واقعی خودش.
تصمیم گرفتند به جای باور آوردن به حقیقت، به آن چیزی اعتماد کنند که درکش میکردند.
این چیزی نیست که کنترلش دست خودت باشه، مر. ما کسی که عاشقش میشیم رو انتخاب نمیکنیم. بیشتر از هر چیزی توی این دنیا آرزو میکنم که این انتخاب با خودمون بود.
« اگر نمی خواهیم بازیچه ی دست هر فرومایه ای و تهی مغزی باشیم،اصول اولیه این است که محتاط و دست نیافتنی باشیم».
