خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

کتاب بینظیری بود. من اول کتابش رو خوندم بعد فیلم رو دیدم. فیلمش هم عالی بود ولی یه سری جزییات رو نداشت طبیعتا. درکل حتما بخونید پیشنهاد میشه

این کتاب روایت عجیب و کوتاهی داره از اولین زن خون آشامی که در دنیای ادبیات خلق شده ، درست ۲۵ سال قبل از خلق دراکولا ،یعنی زنی به نام کارمیلا . و تو کل کتاب ما شاهد عطش کارمیلا و عقیده و دیدگاهشیم و البته دیدگاه بقیه نسبت به کارمیلا یِ خونخوار! چیزی که برای من عجیب بود اینکه خیلی ها بعد خوندنش اینجوری بودن که چه عجیب عشق دو زن رو واضح به تصویر کشیده ولی من کل مدت خوندن اصلا عشقی ندیدم همش عطش کارمیلا برای خون و کنترل کردن بود بنظرم🥲 من عاشق رفتارای کارمیلا شدم مرموز گاهی مظلوم گاهی شیطان یک شخصیت خاکستری تیره با گذشته ای نامعلوم و سرنوشتی نامعلوم تر :) و در آخر ممنون استاد لو فانو بابت خلق خون آشام ها ازت متشکرم!🩸 پ.ن: فقط کاش طولانی تر و بیشتر از کارمیلا مینوشتی دوست داشتم خیلی بیشتر از این بانوی مرموز بخونم

کارمیلا

با زبانی شاعرانه و ریتمی آرام، حس رخوت و کرختی را به خواننده منتقل می‌کند. پرک با سبک خاصش که گاهی یادآور نویسندگان مدرنیستی چون کافکا و بکت است، دنیایی را می‌سازد که در آن زندگی، معنای مشخصی ندارد و گذر زمان چیزی جز یک جریان بی‌پایان نیست. شخصیت اصلی، در حالی که از روزمرگی می‌گریزد، به دام یکنواختی تازه‌ای می‌افتد که در آن حتی بی‌تفاوتی هم بدل به عادت می‌شود.‌ ‌ یکی از ویژگی‌های جالب این اثر، استفاده از زاویه دید دوم شخص است. نویسنده با خطاب قرار دادن مستقیم شخصیت اصلی، نوعی فاصله‌گذاری ایجاد می‌کند که تأثیرگذاری روایت را دوچندان می‌سازد. این شیوه روایت، خواننده را در موقعیت شخصیت قرار داده و او را درگیر این وضعیت ذهنی خاص می‌کند.‌ ‌ «مردی که خواب است» سفری درونی به ژرفای انزوا، پوچی و معناگریزی است؛ کتابی که مخاطب را به تأمل درباره‌ی وضعیت انسان معاصر و جایگاه او در دنیای مدرن وا‌می‌دارد.‌ ‌

من معمولاً ناخودآگاه پیچش‌های داستانی رو، درست یا غلط، قبل از اینکه بهشون برسم حدس می‌زنم؛ ولی توی این کتاب دقیقاً جایی که انتظارشو نداشتم، داستان پیچید. و چه پیچشی! اونم وسط یه داستان ساده و عاشقانه.

شب های روشن

کتاب قشنگیه ارزش یه بار خوندن رو داره اما خب از نظر من ایده ی داستان خیلی جذابه اما خب داستان سرایی ایش معمولی تره و میتونست بهتر باشه اما در کل ارزش خوندن داره

کتاب بسیار قشنگیه ارزش یه بار خوندن رو داره اما خب از نظر من ایده ی داستان خیلی جذابه اما خب داستان سرایی ایش معمولی تره و میتونست بهتر باشه اما در کل ارزش خوندن داره

بسیار کتاب زیبایی بود از خواندنش لذت بردم و خیلی برایم خاطره انگیز بود ، حتی در زمانی که به دنبال سرگرمی و حواس پرت کنی بودم توانستم این کتاب را پیدا کنم و تا آخر عمرم فراموشش نمی کنم ! فضای کلاسیک داستان من را جذب کرد ، و یک بحث جالبی که داشت این بود که کتاب اصلا مثل بقیه کتاب ها دارای بخش های کسل کننده نیست ...

شرلی

مسخ رو سه بار خوندم. بار اول، وقتی سنم کمتر بود، واقعاً با خودم گفتم این دیگه چه داستان مسخره‌ایه! اما سال‌ها بعد که دوباره خوندمش، تازه فهمیدم کافکا اصلاً درباره‌ی حشره شدن یک آدم حرف نمی‌زنه؛ درباره‌ی آدمیه که وقتی دیگه نتونه مفید باشه، کم‌کم برای دیگران از انسان بودن می‌افته. داستان گرگور بیچاره رو هر بار که خوندمش، برام غمگین‌تر شد. شاید بعضی کتاب‌ها رو نمی‌شه با سن کم فهمید؛ باید یه مقدار از زندگی رو زندگی کرده باشی تا بفهمی کافکا دقیقاً کجای آدم رو نشونه گرفته

مسخ

باید اهل ادبیات کلاسیک انگیلیسی باشی تا لذت ببری به شخصه زیاد دوست نداشتم

ربه کا

دوست داشتم؟ بله توصیه میکنم؟ اگر سبک کالوینو میپسندی و با خرق عادت مشکلی نداری مغزت کیف میکنه از تصاویری که واست میسازه پس بله بخونش.

یکی از جذابیت های داستان کوتاه اینه که با کمترین کلمات، مهم ترین مواردی رو که ما در زندگی توجهی به اونها نداریم رو به ما نشون میدن. ما خیلی وقت ها فکر میکنم که اتفاقات خارج از چهارچوب زندگی ما، تاثیری روی ما یا شیوه زندگی ما یا حتی تفکر ما نداره، درحالی که ما خواسته یا ناخواسته به این جهان متصل هستیم.

پاتوق ها

کتاب هایی که باعث بشن به مسیر زندگی خودت فکر کنی خیلی ارزشمند هستن. محدودیت در زمینه های مختلف رو همه ما تجربه کردیم و خارج شدن از اون محدودیت یکی از مهم ترین آرزوهای همه ماست . چنین کتاب ها و فیلم هایی باعث میشن که اون جرات و امیدواری رو توی وجود خودمون زنده نگه داریم.