فضا سازی خیلی قشنگی داره
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
یاد زمان مدرسه م افتادم و برام هنوز حس نوستالژیک داره
پایانش مورد پسندم نبود
اگر خواستین این کتابو بخونید با پادکست های بیکلام اسیای شرقی بخونید خیلی قشنگ براتون فضا سازی میشه سرچ بزنید میاره
یهو تهش داستان عوض میشه و اینه که جذابه
من ابتدا کتاب چاپ نشر چشمه را خریدم که متوجه شدم یک داستان را ترجمه نکرده. از نشر نیماژ نسخه دیگری تهیه کردم که کامل بود
من دوسش نداشتم کند و حوصله سربر
اگ رشتتون طرح داره یا علاقمند به پزشکی هستین این کتاب میتونه جالب باشه براتون
اگررشته هایی مرتبط با کار تو بیمارستان روان میخونید حتما تو یکی از شیفتاتون این کتابو شروع کنید😈
یهترین کتابی ک میتونید بخونیددددد
کتاب زیبایی بود . من تازه شروع به خواندن آثار معروف از نویسندگان بزرگ کرده بودم و قبل از این کتاب کتاب شب های روشن را مطالعه کرده بودم . با این کتاب بیشتر ارتباط گرفتم و به نظرم از لحاظ نوشتاری نیز ساده و روان تر بود . پیشنهاد می کنم بخوانید و لذت ببرید .
پس کتاب هری پاترش کو؟؟؟ کتابی که زندگی بانو رولینگ رو عوض کرد.. شما بیا کتاب هری پاترش رو اضافه کن والا تو سایتی که راجع به کتابخونیه و کتابای هری پاتر داخلش نباشه، به درد نمیخوره
ممکنه اسم کتاب تونگاه اول خیلی جالب نباشه براتون ولی نگاهتون رو نسبت به سختیا عوض میکنه و روتین زندگیتون رو متحول میکنه
به نظرم داستانی معمولی با تصویر سازی خوب
کتاب شبهای روشن، فوق العادهس.. خیلی دوسش دارم
در کتاب ارباب مگسها، به قلم ویلیامگلدینگ، جنگ جهانی آغاز میشود و قرار است حملهی اتمی صورت گیرد. برای اینکه بچهها از بین نروند انگلیسیها میآیند و بچهها را سوار هواپیما میکنند که ببرند به جزیرهای امن و دور در اقیانوس آرام، به منظور جلوگیری از انقراض نوع بشر. هواپیما سقوط میکند و همهی بزرگسالان میمیرند و بچهها زنده میمانند. این بچهها سیستمی حکومتی و زندگیای اجتماعی برای خود ایجاد میکنند. چندنفر کشته میشوند. سر کشتهها را بر سر نیزه میکنند که بعدتر هواپیما سیگنال میفرستد و جایشان را پیدا میکنند. و وقتی که میآیند پیدایشان کنند، آن افسری که این بچهها را میبیند دچار وحشت میشود از اینکه تا چه حد این بچهها به وحشیگری دچارند و همدیگر را کشتهاند اما تا چشم بچهها به بزرگترها میافتد دوباره تبدیل میشوند به همان بچههای هشتتا دهساله و نجات پیدا میکنند و آن ماسک تمدن دوباره برچهرهها زده میشود و این ایده را پررنگ میکند که ما در جامعه نقاب تمدن بر چهره داریم و در درونمان همان موجودات وحشی غارنشین هستیم که در ظاهر قصه است اما در باطن در حال بیان یک حقیقت است.
این کتاب از اونایی نیست که بخونی و بری جلو تا تموم بشه . گاهی لازمه یه صفحه رو دوبار بخونی تا کامل درکش کنی من تا الان دوبار خوندمش و واقعا عالیه به نظرم
این کتاب پیشتر نیز با نام ناپدیدشگان توسط احمدگلشیری ترجمه شده بود. داستان در سال ۱۹۴۲ در روستایی در یونان اتفاق میافتد، و توسط مردی دانمارکی که توسط گشتاپو اسیر شده است و هرگز او را نیافتهاند روایت میشود. داستان زنانی که اجساد مردانی را از رودخانه میگیرند و با آنکه هویت این مردان قابلشناساییشدن نیست، مصرانه اصرار دارند که پدران و همسرانشان هستند...
شیوهی روایی کتاب، فلشبک (بازگشت به گذشته) که از شیوههای رایج در رمان و داستاننویسی، به شمار میآید. شخصیت اصلی داستان این احساس را به خواننده میدهد که بیشترین هدفش از سیر در گذشته قانع کردن خود است. در تلاش است دوبارهتر زندگی خود را بشکافد زیرا به گمان او بسیار با تصاویری که او در ذهن دارد متفاوت است. در یک خط میتوان گفت حکایت یک رقابت است. رقابتی عاطفی میان دو همکلاسی. داستان اما با دوستی چهارنوجوان و دغدغهها و تفاوتهایشان پیش میرود تا فاصله گرفتنهایشان و رفتن پی زندگیهای شخصی. راوی اصلی تونی است. یکی از چهار نوجوان. او فردی است که چندان غرق حوادث و بهخاطرسپری دقیق گفتگوها نیست و داستان را با خاطراتی پراکنده و نامنظم پیش میبرد. در گفتن خاطره از گذشته همیشه نقایصی دارد. در واقع هنگام بازگو کردن، گذشته را زیر سؤال میبرد، در واقع چینش رویدادها و خاطرهها را، در کنار هم داردو
شاید بیآنکه بدانیم وابسته باشیم به فضاهایی که به آنها تعلق داریم یا پیوسته بدانجایها به رفتوآمدیم. در این کتاب راوی پیوستگی خود را به مکانها و با آدمها به ظرافت بیان میکند و گهگاه به نظر میآورد که تغییر، حتی اگر بسیار کوچک باشد، تا چه اندازه میتواند اثرگذار به چشم آید و تا کجا میتواند زیروزبر کند تا کجا میتواند مرزها را بشکند و حال خوش ایجاد کند یا فرد را دچار تشویش کند و واهمه.
