این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.
قلعه حیوانات
Animal farm
معرفی کتاب قلعه حیوانات
«قلعه حیوانات» جورج اورول روایتی تند، کوتاه و بهشدت اثرگذار از قدرت، فساد و سوءاستفاده از آرمانهاست. داستان در یک مزرعه میگذرد؛ جایی که حیوانات با امید به آزادی و برابری، علیه صاحب مزرعه شورش میکنند و میکوشند نظمی تازه و عادلانه بسازند. اما آنچه در ابتدا شبیه یک انقلاب روشن و امیدبخش به نظر میرسد، کمکم به فضایی تلخ و هشداردهنده تبدیل میشود. اورول با زبانی ساده و نمادین، تغییر تدریجی شعارها، شکلگیری سلسلهمراتب تازه و چرخش قدرت را نشان میدهد؛ جایی که برخی شخصیتها آرامآرام جای ستمگر قدیمی را میگیرند. این رمان فقط درباره حیوانات یک مزرعه نیست؛ درباره سازوکار قدرت، تبلیغات، فراموشی جمعی و این پرسش است که چگونه یک آرمان جمعی میتواند از درون تهی شود. فضای اثر در عین سادگی، سنگین و تأملبرانگیز است و همین سادگی، پیام سیاسی و اجتماعی آن را ماندگار کرده است. اگر به داستانهای نمادین، تند و کوتاه، و متنهایی که بعد از تمام شدن هم در ذهن میمانند علاقه دارید، «قلعه حیوانات» انتخابی بسیار مناسب است.
مشخصات این نسخه
نسخهها و ترجمههای دیگر
جملههای ماندگار
نقلقولهای قلعه حیوانات
«کسی که گذشته را کنترل کند، آینده را کنترل میکند و کسی که حال را کنترل کند،گذشته را کنترل می کند !»
«همهی حیوانات با هم برابرند، اما بعضی از حیوانات برابرترند.»
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب قلعه حیوانات
۱۴۰۵/۶/۸
حقایقی که بسیاری از مردم از باور کردنشون میترسن و ازشون فرار میکنند به نحوی دیگر به تصویر کشیده میشه و مغز دیگر مقابلهای باهاشون نمیکنه و به ارومی باهاشون کنار میاد
۱۴۰۵/۵/۲۴
مگه میشه از این کتاب ایراد گرفت . عالیه به ساده ترین شکل ممکن سیاست کثیف رو نشون می ده.
۱۴۰۵/۷/۱۲
در وصف این کتاب و اهمیت مطالعهش برای تمام افراد که چیزی نمیشه گفت. قلعه حیوانات داستان تمامی انقلاب های شکستخورده و آشناست! روایت تلخ آرمانی که قرار بود همه رو آزاد و برابر کنه، اما در نهایت به ابزاری برای سلطهی عدهای دیگه تبدیل میشه. اورول به خوبی نشون میده که چطور قدرت میتونه حتی شریفترین آرمانها رو از درون تهی کنه و چطور کسانی که روزی علیه ظلم قیام کردن، بهتدریج به همون چیزی تبدیل میشن که باهاش مبارزه میکردن!! چیزی که کتاب رو ترسناکتر میکنه، فقط فساد رهبران نیست؛ فراموشی، ناآگاهی و دستکاری تدریجی حقیقته. وقتی تاریخ بازنویسی میشه، حافظهی جمعی تضعیف میشه و واژهها معنای خودشون رو از دست میدن، تشخیص ظلم از عدالت هم دشوار میشه. یادآوری اینکه گاهی انقلابها ساختار قدرت رو تغییر میدن، اما خودِ منطق سلطه همچنان باقی میمونه و شاید فاجعه دقیقا از جایی شروع میشه که دیگه نتونی تشخیص بدی چه کسی در جایگاه ظالم ایستاده و چه کسی قرار بود ناجی باشه!! قدرت ماندگار قلعهی حیوانات در اینه که نشون میده چطور زبان، حافظه و ترس میتونن به ابزار حفظ قدرت تبدیل بشن؛ "الگویی که محدود به یک دوره یا حکومت نیست!"

















