خانه کتاب بی

آذرباد

Azarbad

نویسنده:نسیم مرعشی
ناشر: چشمه
۱۰۲ بازدید

معرفی کتاب آذرباد

«آذرباد» رمان تازه‌ای از نسیم مرعشی است که با نثری روان و دقیق، به سراغ لایه‌های پنهان زندگی روزمره و رابطه‌های انسانی می‌رود. داستان در فضایی آرام اما پرتنش پیش می‌رود؛ جایی که احساسات سرکوب‌شده، خاطره‌ها و انتخاب‌های دشوار کم‌کم به سطح می‌آیند و زندگی شخصیت‌ها را دگرگون می‌کنند. مرعشی در این اثر بیش از آن‌که بر حادثه‌های پرشمار تکیه کند، بر حال‌وهوای شخصیت‌ها و جهان درونی آن‌ها تمرکز دارد. «آذرباد» از آن دست رمان‌هایی است که در سکوت‌ها، فاصله‌ها و گفت‌وگوهای نیمه‌تمام معنا پیدا می‌کند؛ روایتی درباره رنج، دلبستگی، تردید و تلاش برای کنار آمدن با واقعیتی که همیشه آن‌طور که می‌خواهیم پیش نمی‌رود. اگر به رمان‌های معاصر فارسی با نگاه اجتماعی و روان‌شناختی علاقه دارید، «آذرباد» می‌تواند انتخابی خواندنی باشد. این کتاب برای کسانی مناسب است که از داستان‌های شخصیت‌محور، نثر خوش‌خوان و روایت‌هایی با عمق احساسی استقبال می‌کنند؛ اثری آرام، تأمل‌برانگیز و نزدیک به تجربه زیسته امروز.

مشخصات این نسخه

صفحات
189
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
9786220113379
تاریخ چاپ
۱۴۰۵
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

نسخه‌ها و ترجمه‌های دیگر

درباره نسیم مرعشی

تصویر نسیم مرعشی

نسیم مرعشی

Nasim Marashi

نسیم مرعشی نویسنده‌ی ایرانی است که با نثر صمیمی و نگاه دقیقش به زندگی روزمره، روابط انسانی و دغدغه‌های نسل امروز شناخته می‌شود. او در روایت‌هایش معمولاً به تجربه‌های زنانه، تنهایی، مهاجرت، و فاصله میان آرزوها و واقعیت می‌پردازد و همین باعث شده آثارش برای بسیاری از خوانندگان معاصر آشنا و ملموس باشد. مرعشی با رمان‌ها و داستان‌هایش توانسته توجه مخاطبان و منتقدان را جلب کند و نامش در ادبیات داستانی امروز ایران برجسته شود. از میان آثار شناخته‌شده‌اش می‌توان به «پاییز فصل آخر سال است» و «هرس» اشاره کرد که هر دو بازتابی از دغدغه‌های اجتماعی و عاطفی او در داستان‌پردازی‌اند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های آذرباد

افزودن جمله
هنوز جمله‌ای ثبت نشده؛ اولین جمله رو تو اضافه کن.

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب آذرباد

صدرا

۱۴۰۵/۵/۲۵

سخته نوشتن راجع به آذرباد و احساسات دوگانه‌ای نسبت بهش دارم از یه طرف ایرادات قابل توجهی بهش وارده: استفاده از اصطلاحات سطحی که آدم فکر می‌کنه از هوش مصنوعی یا حتی گوگل ترنسلیت گرفته شدن "به غم نزدیک بودم" اصرار بیش از حد نویسنده به القای تلخی و غم و به کار بردن جملات و عبارات تکراری "گریه کردم گریه کرد صدای گریه می‌آمد بغض کردم بغض کرد روز تلخی بود غمگین بودم" صدها بار چنین جملاتی تکرار شدن که واقعا آزار دهنده بود وقتی شما چنین فضای تب‌آلود و غمناکی رو به تصویر می‌کشی، خود مخاطب طبیعتا غم رو درک می‌کنه، هی نیاز نیست یادآوری کنی چون از یه جایی به بعد قضیه لوس و مشئزکننده میشه و وقتی شما به این فکر می‌کنی که نویسنده این کار کسیه که هرس و پاییز رو به عنوان دو تا از بهترین آثار حداقل ده، بیست سال گذشته نوشته، بیشتر برات عجیب میشه ولی از یه طرف هم فکر می‌کنم که خیلی هم کتاب بدی نبود یه جاهایی تونست من رو با خودش همراه کنه هر چند که شخصیت‌سازی به نظرم در نیومده بود، ولی موضوع داستان برام قابل تامل بود جملات و دیالوگ‌های زیبایی هم داشت به خصوص آخرای کتاب و بهتریش با این مضمون که "من هم از ادامه دادن خسته‌ام، هم از جنگیدن برای ادامه ندادن..." در کل از خوندنش به هیچ وجه پشیمون نیستم و کاملا راضی‌ام ولی بعیده کتابی باشه که قصد بازخوانیش رو داشته باشم

آذرباد اثر نسیم مرعشی | خانه کتاب بی | bbook