خانه کتاب بی

جای خالی سلوچ

jaye khalie salooch

۳۷۷ بازدید

معرفی کتاب جای خالی سلوچ

«جای خالی سلوچ» از محمود دولت‌آبادی، روایتی تلخ و تکان‌دهنده از زندگی در روستا، فقر، رنج و ایستادگی است. داستان با غیبت ناگهانی سلوچ آغاز می‌شود؛ مردی که نیستی‌اش مثل سایه‌ای سنگین بر خانه و زندگی خانواده‌اش می‌افتد و همه چیز را به هم می‌ریزد. در مرکز این رمان، مرگان ایستاده است؛ زنی که باید زیر بار سنگین مسئولیت، تنهایی و فشارهای اجتماعی دوام بیاورد. دولت‌آبادی با نثری پرقدرت و جزئی‌نگر، فضای خشک و خشن روستا را چنان زنده می‌کند که خواننده هم‌زمان هم با آدم‌ها زندگی می‌کند و هم سنگینی کمبود و بی‌پناهی را حس می‌کند. این رمان بیش از آن‌که بر حادثه تکیه کند، بر حال‌وهوا، روابط انسانی و فرسایش تدریجی امید تمرکز دارد. «جای خالی سلوچ» کتابی است درباره فقدان، بقا و سکوت‌های تلخی که در دل زندگی روزمره پنهان می‌شوند؛ اثری که تا مدت‌ها در ذهن می‌ماند.

مشخصات کتاب جای خالی سلوچ

صفحات
407
زبان
fa
نوع جلد
جلد سخت
ISBN
9789646194267
چاپ اول
2021

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره محمود دولت آبادی

تصویر محمود دولت آبادی

محمود دولت آبادی

Mahmoud Dowlatabadi

محمود دولت‌آبادی از برجسته‌ترین نویسندگان معاصر ایران است که با زبان پرقدرت، جزئی‌نگری دقیق و توجه عمیق به زندگی مردم عادی شناخته می‌شود. او در آثارش اغلب به روستا، مناسبات اجتماعی، رنج، کار و دگرگونی‌های تاریخی ایران پرداخته و توانسته است تصویری زنده و ماندگار از جهان روستایی و شهری معاصر بسازد. از میان نوشته‌های او، رمان «کلیدر» جایگاهی ویژه دارد؛ اثری حجیم و تأثیرگذار که نام دولت‌آبادی را بیش از پیش مطرح کرد. نثر او معمولاً ریشه‌دار، تصویری و سرشار از ریتمی است که از سنت شفاهی و تجربه زیسته الهام می‌گیرد. دولت‌آبادی در ادبیات فارسی به عنوان نویسنده‌ای جدی و متعهد شناخته می‌شود که آثارش هم از نظر ادبی و هم از نظر اجتماعی اهمیت دارند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های جای خالی سلوچ

افزودن جمله
محدثه

@mohdese · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«برخی چنینند که بلندی خود را در پستی دیگری، دیگران می‌جویند. به هزار زبان فریاد می‌زنند که: تو نرو تا ایستاده‌ی من، بر تو پیشی داشته باشد!»

محدثه

@mohdese · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«برخی چنینند که بلندی خود را در پستی دیگری، دیگران می‌جویند. به هزار زبان فریاد می‌زنند که: تو نرو تا ایستاده‌ی من، بر تو پیشی داشته باشد!»

محدثه

@mohdese · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«برخی چنینند که بلندی خود را در پستی دیگری، دیگران می‌جویند. به هزار زبان فریاد می‌زنند که: تو نرو تا ایستاده‌ی من، بر تو پیشی داشته باشد!»

محدثه

@mohdese · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«برخی چنینند که بلندی خود را در پستی دیگری، دیگران می‌جویند. به هزار زبان فریاد می‌زنند که: تو نرو تا ایستاده‌ی من، بر تو پیشی داشته باشد!»

محدثه

@mohdese · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«برخی چنینند که بلندی خود را در پستی دیگری، دیگران می‌جویند. به هزار زبان فریاد می‌زنند که: تو نرو تا ایستاده‌ی من، بر تو پیشی داشته باشد!»

محدثه

@mohdese · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«برخی چنینند که بلندی خود را در پستی دیگری، دیگران می‌جویند. به هزار زبان فریاد می‌زنند که: تو نرو تا ایستاده‌ی من، بر تو پیشی داشته باشد!»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۳ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

حلقه‌های این کتاب

مشاهده همه

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب جای خالی سلوچ

Itty bitty tarane

۱۴۰۵/۵/۲۴

غم و بیچارگی اگر کتاب بود،میشد جای خالی سلوچ.

Parisa🧚‍♀️

۱۴۰۵/۵/۲۸

در همهمه‌ی نیازهای مردان، صدای تنهایی و بی‌کسی مرگان شنیده نمی‌شود آن زن که به دوش می‌کشد تمام درد و رنج را، بی آنکه دم بزند نه راه گریزی دارد و نه تاب ماندن کم نیستند چنین زنانی که هر چند خاموش، هر چند در پس پرده، مانده‌اند و کمر خمیده‌ای خود را ستون کرده‌اند برای بقای خانواده و جگر‌گوشه‌هایشان

🦋

۱۴۰۵/۵/۲۶

این کتاب انقدرر شیوا و روان نوشته شده که تمام شخصیت ها به وضوح قابل درک و تصورند.

Kimia

۱۴۰۵/۵/۲۵

داستان ساده و روان و بسیار پر‌کشش ، تک تک لحظاتشونو به راحتی می تونستم درک کنم . 🍂

فوفو/

۱۴۰۵/۵/۲۴

چقدر غم‌انگیز بود سرنوشت بانوان وطنم. کتابی زیبا و اصیل🌱

صدرا

۱۴۰۵/۵/۲۴

"زخمی اگر بر قلب بنشیند ؛ تو ، نه می‌توانی زخم را از قلبت وابکنی و نه می‌توانی قلبت را دور بیندازی . زخم تکه ای از قلب توست . زخم اگر نباشد ، قلبت هم نیست . زخم اگر نخواهی باشد ، قلبت را باید بتوانی دور بیندازی . قلبت را چگونه دور می اندازی ؟ زخم و قلبت یکی هستند..."

رادین

۱۴۰۵/۵/۲۳

واقعا دردهای شخصیت ها رو موق خوندنش حس کردم

Narges

۱۴۰۵/۵/۱۱

زنان زنان زنان دولت‌آبادی با نثری غنی و شاعرانش، فقر، رنج، و مقاومت زنان روستایی ایران رو به تصویر می‌کشه.توصیف‌های دقیقش از زندگی روستایی و طبیعت کویری، حال‌وهوایی واقعی و ملموس به داستان می‌ده. باید بگم که کتاب به شدت سنگین و کندخوانه.