خانه کتاب بی

لبه ی تیغ

The Razor's Edge

۱۵۱ بازدید

معرفی کتاب لبه ی تیغ

«لبه‌ی تیغ» رمان مشهور ویلیام سامرست موآم، داستان مردی به نام لری دارل است که پس از تجربه‌ای تکان‌دهنده در آستانه‌ی ورود به زندگی معمول، مسیر دیگری را برای زیستن انتخاب می‌کند؛ مسیری دور از رفاه، موفقیتِ ظاهری و انتظارات اجتماعی. روایت، هم‌زمان با زندگی لری، به آدم‌های نزدیک او هم سر می‌زند: از ایزابل و الیوت تا خودِ راوی، و همین رفت‌و‌برگشت‌ها رمان را به پرتره‌ای ظریف از انتخاب، وسوسه، طبقه اجتماعی و معنای خوشبختی تبدیل می‌کند. موآم در این کتاب بیشتر از آن‌که قصه‌ای صرفاً حادثه‌محور بگوید، حال‌وهوای جست‌وجوی درونی را می‌سازد؛ جست‌وجویی که از پاریس و شیکاگو تا هند و فضای معنوی و فکری شرق امتداد پیدا می‌کند. «لبه‌ی تیغ» درباره‌ی آدم‌هایی است که هر کدام تصویری از موفقیت، عشق و آرامش در ذهن دارند، اما در برابر انتخاب‌های لری و دگرگونی‌های زندگی خودشان، ناچار می‌شوند باورهایشان را دوباره بسنجند. نثر روان، نگاه تیزبین به روابط انسانی و پرسش‌های ماندگار درباره‌ی معنا و رضایت، این رمان را به اثری خواندنی برای علاقه‌مندان ادبیات کلاسیک و رمان‌های تأمل‌برانگیز تبدیل کرده است. اگر به داستان‌هایی علاقه دارید که هم شخصیت‌محور باشند و هم ذهن را درگیر کنند، «لبه‌ی تیغ» انتخابی مناسب است.

مشخصات کتاب لبه ی تیغ

صفحات
368
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
ISBN
9789642091966
چاپ اول
1944

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره ویلیام سامرست موآم

تصویر ویلیام سامرست موآم

ویلیام سامرست موآم

W. Somerset Maugham

ویلیام سامرست موآم نویسنده، نمایشنامه‌نویس و داستان‌نویس انگلیسی است که بیشتر با نثر روان، نگاه دقیق به روابط انسانی و طنز تلخ و هوشمندانه‌اش شناخته می‌شود. او در آثارش اغلب به سراغ کشمکش‌های درونی شخصیت‌ها، تضاد میان میل شخصی و هنجارهای اجتماعی، و تجربه‌های انسان مدرن می‌رود. موآم در کنار نمایشنامه‌نویسی، با رمان‌ها و داستان‌های کوتاهش هم شهرت زیادی پیدا کرد و آثارش برای سال‌ها مخاطبان گسترده‌ای در جهان انگلیسی‌زبان داشته‌اند. از میان نوشته‌های شناخته‌شده‌اش می‌توان به «اسارت بشری»، «ماه و شش پشیز» و مجموعه داستان‌های کوتاهش اشاره کرد. سبک او ساده، روشن و بی‌پیرایه است، اما در پس این سادگی، نگاهی تیزبین به شخصیت انسان و تناقض‌های زندگی دیده می‌شود.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های لبه ی تیغ

افزودن جمله
مبین محمدی

@mobinmohammadi · ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

«جهان را به منزله سرگرمی پروردگار تعبیر کرده است و اظهار نموده که جهان مثل نوعی بازی است که در آن شادی و غم حقیقت و خُبث، علم و جهل، و نيك و زشت با هم وجود دارند این بازی نمیتواند فارغ از آفریده شدن خطا و مشقت به دوام خود ادامه بدهد - من با تمام نیرو این نظریه را مردود میدانم بهترین توجیهی که میتوانم ارائه بدهم اینست که در آن هنگام که قادر متعال هستی خودش را در عالم به نمایش گذاشت شیطان با نیکی وابستگی طبیعی داشت. شما هرگز نمیتوانید زیبائی شگفت انگیز هیمالیا را بدون در نظر گرفتن وحشت تکانهای پوسته زمین تماشا کنید. آن هنرمند چینی که گلدان زیبائی از خاک چینی میسازد به طرز دل انگیزی آمرا نقاشی مینماید رنگهای دلپذیری در تزئین آن به کار می برد و درخشندگی کاملی به آن می بخشد اما به خاطر طبیعت بخصوص آن قادر نمی باشد آنرا طوری بسازد که شکستنی نباشد. اگر از دست شما به روی زمین بیفتد، به تکه های شکسته بی شماری مبدل میگردد به همین جهت آیا امکان پذیر نمی باشد که ارزشهای مورد دلخواه ما از جهان هم با وجود شیطان در عالم هستی یافت شوند؟»

این بخش را انتخاب کردم چون به یکی از دشوارترین مسئله‌های اخلاقی فکر می‌کند: اگر جهان را با تمام رنج، بی‌عدالتی و شرّش بپذیریم، آیا هنوز می‌توانیم از خیر و زیبایی به‌عنوان ارزش‌هایی مستقل دفاع کنیم؟ برای من جذابیت این نگاه در همین تناقض است؛ اینکه شاید اخلاق زمانی معنا پیدا می‌کند که امکان خلافش هم وجود داشته باشد. اما اینجا یک مرز مهم باقی می‌ماند: اینکه وجود شر را برای فهم جهان ضروری بدانیم، نباید ما را به پذیرفتن آن عادت بدهد. ارزش اخلاقی دقیقا از جایی آغاز می‌شود که انسان، با وجود پذیرفتن پیچیدگی جهان، هنوز بتواند میان آنچه هست و آنچه باید باشد تفاوت بگذارد.

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب لبه ی تیغ

مبین محمدی

۱۴۰۵/۵/۲۵

موآم در لبه تیغ ما را به این مسئله می‌رساند که زندگی انسان همیشه میان خواسته‌های فردی و مسئولیت‌هایی که در برابر دیگران دارد، در نوسان است. لری تصمیم می‌گیرد مسیری را دنبال کند که از نگاه بسیاری، نه موفقیت محسوب می‌شود و نه حتی مسئولیت‌پذیری؛ از کار، موقعیت اجتماعی و تصویری که دیگران از یک زندگی درست دارند فاصله می‌گیرد تا به معنایی برسد که خودش بتواند با آن زندگی کند. اینجا موآم مسئله‌ی اخلاق را از شکل معمولش خارج می‌کند. لزوما با آدم خوب و آدم بد طرف نیستیم؛ با دو تعریف متفاوت از زندگی خوب روبه‌رو هستیم. یکی زندگی‌ای که در آن وظیفه، رابطه، کار و مسئولیت اجتماعی اهمیت دارد، و دیگری زندگی‌ای که ارزشش را از میزان صداقتش با حقیقتی که فرد برای خودش پیدا کرده می‌گیرد. هیچ‌کدام هم به‌سادگی قابل رد کردن نیستند. شاید چیزی که کتاب برای من پیچیده‌تر کرد همین باشد: گاهی انتخابی که از بیرون خودخواهانه به نظر می‌رسد، ممکن است برای خود فرد تنها راه صادقانه‌ی زیستن باشد؛ و برعکس، ممکن است آدمی تمام عمرش را صرف انجام وظیفه کند و در نهایت متوجه شود که حتی یک‌بار هم از خودش نپرسیده واقعا چه می‌خواهد. موآم ما را به این آگاهی می‌رساند که دشواریِ پذیرفتن این است که شاید هیچ معیار ساده‌ای برای تشخیص یک زندگی درست وجود نداشته باشد.