خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

این کتاب، اولین کتابی بود که از این مجموعه، مرتبط با جنگ جهانی اول خوندم. شاهکار !!!!!! باعث شد تصمیم بگیرم برم بقیۀ کتاباشم بخونم آلمان-1914: «جنگ» تطهیر، رهایی و امیدی عظیم خواهد بود. پیروزی آلمان پیروزی روح بر اعداد خواهد بود. روح آلمانی در تقابل با آرمان صلح‌خواهانۀ تمدن است، چرا که مگر صلح عنصری از فساد نیست؟

یکبار ازم پرسید: از کجا میدونی کدوشون رو برداری؟کی بهت میگه؟ برایش توصیح دادم که یک رشتا وجود داره: اگه داستایوفسکی بخونی میبینی که تو کتابش به پوشکین اشاره کرده، بعد میری پوشکین میخونی میبینی به دانته اشاره کرده بعد میری دانته میخونی و ... ....میشه گفته تمام کتاب‌ها راجع به کتاب‌های دیگه‌ن.

جزء از کل

اَش عقیده داشت هر چقدر مردم بیشتر در شبکه‌های اجتماعی با هم در ارتباط باشند، جامعه تنهاتر میشود. گفت واسه همینه که این روزها همه از همدیگه متنفرن چون دور تا دورشون پر شده از دوست‌هایی که دوست نیستن.

فقط رمان نیست ، اگه از اون ادمایی که زیادی فکر می کنی فلان و بهمان میکردم بهتر بود ، هر ۸ ساعت یه بار مصرف کنید اوکی میشید

وقتی یک آدم فوق العاده، چیزی از جنس خودش خلق میکنه…یک کتاب بی نظیر🤍

من منم

امانوئل، در پروس شرقی که اسیر بودیم نه خیال کنی به دور بخاری حلقه می‌زدیم و شیون می‌کردیم. بر عکس، با خنده‌ها و مسخرگی‌های خود آلمانی‌ها را به تعجب وامی‌داشتیم. قصه می‌گفتیم، آواز می‌خواندیم، میخندیدیم، ولی در باطن، تو که می‌فهمی امانوئل، این کارها معنی نداشت، شادی ما شادی درون دیر بود و پشت آن خلا وجود داشت. حتی وجود رفقا هم نمی‌توانست این خلا را پر کند.

قلعه مالویل

بنظرم این کناب داره میگه که اونی که داره سعی میکنه حال بقیه رو خوب کنه و بقیه رو نجات بده از همه بیشتر نیاز داره که نجات داده بشه

توضیح خاصی نیاز نیست برا ماها زیادی آشناست

1984

درود. حقیقتا دوستش نداشتم برعکس اینکه همه‌ی کسایی خیلی بولدش کردن خوب نیست. و کتاب‌های خیلی بهتری از این نویسنده وجود داره.

شب های روشن

به غیر از یکی دو بخش اول ،گیرایی داستان در حدیه که بشینی پاش به زور ولش می کنی

دختر کشیش

ترجمه روان می خواید که راحت داستان رو درک کنید ترجمه نسرین مجیدی نشر روزگار عالیه

شب های روشن

آدم‌ها دیگر برای سر در آوردن از چیزها وقت ندارند. همه چیز را همین جور حاضر آماده از دکان‌ها می‌خرند. اما چون دکانی نیست که دوست معامله کند آدم‌ها مانده‌اند بی‌دوست...

شازده کوچولو