خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

چندین سال پیش که این کتاب ترند شده بود، با دانش و سلیقه اون زمان بنظرم کتاب جالبي بود ولی الان که بهش فکر می‌کنم نه! زمانِ ارزشمند و محدود آدمی میشه صرف کتابهای کمتر شعارگونه و تصنعی بشه. شاید علت اینکه این کتاب‌ پرستیده میشه، رسانه‌های ارتباط جمعی باشند که این کتاب رو پررنگ و فیلسوفانه جلوه دادند.

هنوز اینجا بوی خون می‌دهد، تمام عطرهای عربستان هم به این دست کوچک بوی دیگری نخواهد داد

مکبث

- مکبث: این دست‌ها جنایت بزرگی مرتکب شده‌اند. آیا خون آن‌ها پاک خواهند شد؟ آیا الههٔ اقیانوس‌ها می‌تواند خون را از دستان من بشوید؟ نه، این دست‌ها می‌توانند هر اقیانوسی را قرمز کنند. - لیدی مکبث: اکنون دستان من هم به سرخی دستان توست. اما قلب من مانند قلب تو سفید نیست. ترس را رها کن. از دروازهٔ جنوبی صدای کوبیدن در می‌آید. با کمی آب دستان ما پاک خواهد شد. تنها باید از شر افکار خود خلاص شوی و از غرق شدن در آن‌ها جلوگیری کنی.

مکبث

فردا و فردا و فردا با گام‌های کوتاه و شمرده‌ی روزان پیش می‌خزد تا آخرین بخش‌بخشِ زمانِ نگاشته؛ و دیروزها همه‌سر ابلهان را راه نموده است به‌سوی مرگِ خاک‌آلود. فرومیر، آی، ای شمعک، فرومیر، آی، که نباشد زندگانی هیچ الا سایه‌ای لغزان و بازی‌های بازی‌پیشه‌ای نادان که بازد چند گاهی پر خروش و جوش نقشی اندرین میدان و آنگه هیچ! زندگی افسانه‌ای‌ست کز لب شوریده‌مغزی گفته آید، سر به سر خشم و خروش و غرش و غوغا، لیک بی‌معنا از ترجمه داریوش آشوری

مکبث

دلنشین بود , دختری معمولی که یک با یک اشتباه جسارت زندگی کردن رو به دست میاره و چقدر زیبا نشون میده انسانها بابت قضاوت نابجا دیگران فرصتهای زندگی متفاوتی که حتی ممکن هست خیلی بهتر هم باشه رو از خودشون دریغ میکنن.

قصر آبی

داستان های داخل کتاب که به واسطه اون مهارت های مذاکره در موقعیت های تنش زا به صورت عملی معرفی میشن باعث شده کتاب جذاب تر باشه

جاهایی از کتاب گیج میشدم که چه شخصی داره صحبت میکنه و بعد که جواب طرف مقابل رو میخوندم و متوجه میشدم باید برمیگشتم عقب و اون قسمت رو دوباره میخوندم. موضوعش رو دوس داشتم ولی نحوه‌ی روایتش رو خیلی سلیقه‌ی من نبود.

کاردن: ((هرچقدر که دوست داری مسخرم کن . مهم نیست که اونموقع چه تصوراتی داشتم ، الان من هستم که واسه یه حرف محبت آمیز از دهن تو التماس میکنم.))...(( درکنار تو من همیشه پر از خواهشم. ))

کتاب Shatter Me(خردم‌کن) من این کتاب رو به چند دلیل مختلف خوندم. ۱. محبوبیت. میتونم بگم اسم این کتاب یا کاراکتر ها از هر ۱۰ ویدیو توی فضای مجازی، توی ۸ تاشون بود. خیلی دوست داشتم بدونم داستان چیه که انقدر معروف شده. ۲. نویسنده. اینکه نویسنده دورگه ی ایرانی-آمریکایی داره هم من رو تشویق کرد که ببینم چه اثری خلق کرده. ۳. داستان. «دختری که لمس مرگبار داره.» خب این جمله خیلی من رو کنجکاو کرد که بیشتر از زندگی این دختر بدونم و رسماً علاقه به داستان پیدا کردم. ۴. وایب داستان. من زیاد کتاب های آخرالزمانی و دیستوپیایی نمی‌خونم اما این کتاب متفاوت بود و من اوایل فکر میکردم نتونم ارتباط بگیرم چون فکر میکردم حالت سیاسی داشته باشه ولی کاملا مخالف تصوراتم بود و خیلی با داستان راحت ارتباط گرفتم. ۵. شخصیت ها. خب فکر نمیکنم این یکی نیاز به توضیح داشته باشه این کتاب رسماً به وارنر معروفِ و من خیلی دوست داشتم بدونم چرا انقدر این وارنر باید معروف باشه و توی کتاب اول شاید متوجه نشدید ولی به من اعتماد کنید و کل مجموعه رو بخونید. من خودم انگلیسی این مجموعه رو خریدم و خوندم چون به نشر ها راجع به بخش حذفیات و سانسور اعتماد نداشتم و خوشحالم همچین کاری کردم و به این کتاب ۴ ستاره میدم چون ممکنه خیلی سوال براتون ایجاد کنه و خوشتون نیاد اما نگران نباشید دنیا سازی این مجموعه به اندازه کافی قوی هست و شما به جواب همه ی سوال هاتون می‌رسید. نویسنده خلاقیت به خرج داده، برای نشون دادن ذهن آشفته جولیت بعضی جملات خط خورده یا ناقص هستن، از حرف «و» زیاد استفاده میشه و هرچی به جلد های بعدی میرسید می‌بینید که جولیت قوی تر میشه و ذهنش آروم میشه.

بعضی وقت‌ها یه داستان ساده می‌تونه حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشه

پیرمرد و دریا
تصویر پروفایل HoseinHosein@hosenجمله

چرا پیرمردها این‌قدر زود بیدار می‌شوند؟ آیا برای این است که روز طولانی‌تری داشته باشند؟

پیرمرد و دریا

با خواندن این کتاب میتونی به خودت کمک کنی و یه کوچولو رضایت رو چاشنی زندگی کنی😊