خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

اثری بی نظیر که آدم رو در کنار داستان به دنیای نقاشی های قدیمی میبره

نام من سرخ

اثری تامل برانگیز درباره انسانی که محکوم می شود به اتهام اینکه فقط و فقط خودش است و احساسات واقعی خودش رو گفته نه کلیشه و انتظارات مردم را

بیگانه

داستان درباره سه تا دختر در آستانه سی‌سالگی عه که سالهای زیادیه باهمدیگه دوست‌ان. در کل 6 فصل دارین که زمان 3 فصل اول تابستون و 3 فصل دوم پاییز عه، هر فصل هم به نوبت از دیدگاه یکی از کارکترهاست. در طی داستان نویسنده سعی کرده بود مشکلاتی که از طرف جامعه و خصوصا خانواده گریبانگیر زنان میشه رو نشون بده. قلم نویسنده و دیالوگ نویسی‌هاش واقعا دوست‌داشتنی بود. فضای کتاب این حس رو به من داد که یه سری دوست‌ها قدیمی داشتم و خیلی وقته باهاشون در ارتباط نبودم و حالا اونها برگشتن و چند صفحه از دفترخاطرات‌شون رو بهم دادن و من رو هزاران هزار سوال از آینده‌شون رها کردن. نقاط منفی: - اسامی فرعی رو خیلی دیر توضیح میداد و معرفی میکرد؛ گاهی هیچ معرفی‌ای نبود و صرفا حدس میزدی - زمان وقوع اتفاقات مشخص نبود؛ بعضی‌ها انگار توی دهه هفتاد و هشتاد رخ میدن و بعضی‌های دیگه انگار به دهه نود رسیده. نقاط مثبت: + در هم تنیدگی زمان داستان‌ها عالی بود و بازی‌های زمانی عقب و جلو شدن از نگاه هر کدوم از سه نفر اصلی. + شخصیت سازی عالی بود و خیلی خوب میشد با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کرد. کاملا ساده و صمیمی نوشته شده بود و تو توی درک شخصیت‌ها مشکلی نداشتی. ختم کلام در این داستان، هیچ نقطه اوج و اتفاق عجیبی رخ نمیده و خود روایت در بطن روزمره زندگی، باید خونده بشه، اگر دنبال هیجان و اتفاقات غیرمنتظره هستین این کتاب مناسب نیست.

نظام پدرسالاری رو از دیدگاه یک پسر رنج کشیده به خوبی بیان می کنه.. به نظرم کتاب خوبی برای شروع کافکا خوانی هستش چون هم سبک و کوتاهه هم با تفکرات و روح کافکا و رنجهایش به خوبی آشنا میشید. چیزی که حتما تو آثار دیگه کافکا هم مشهود هستش

نامه به پدر

چه چیزی در یک نام هست؟ آنچه گل رز می‌نامیم، به هر نام دیگری هم همان‌قدر خوشبو خواهد بود.

رومئو و ژولیت

شما با یه زبان شاعرانه و پرشور روبه رویین که عشق در نگاه اول، شور جوانی، و بی‌رحمی های خانوادگی رو به تصویر می‌کشه.

رومئو و ژولیت

کتاب فوق العاده ای بود و واقعا احساسات چه جایگاه مهمی دارن و نبودشون چقدر میتونه ترسناک باشه

بادام

یادش بخیر :))) کتابی که واقعا ارزش خوندن داشت نشون میده چقدر زندگی رو سطحی گرفتیم و چقدر آرزو که هنوز دنبالشون نرفتیم؛

این کتاب رو حتما با نماد شناسی و تحقیق در مورد نویسنده و همه موارد دیگه بخونید تا قشنگ متوجه بشید و به دلتون بشینه

وقتی چیزی رو واقعاً بخوای، تمام کائنات دست‌به‌دست هم می‌دن تا بهش برسی.

کیمیاگر

وقتی به دنبال رویاهات هستی، ممکنه گاهی زخمی بشی، اما بالاخره به مقصد میرسی.

مکتوب

دو دوست مبهوت و سرگشته در نور زننده کافه به همدیگر خیره شدند آخرین باری که همدیگر را رودررو دیده بودند، نیمی از سن و سال کنونیشان را داشتند. وقتی پسر بودند از هم جدا شده بودند و حال؛ زندگی از یکی از آنها یک فراری ساخته بود و از دیگری؛ مردی محتضر. هر دو در این فکر بودند که آیا ورقشان بد آمده بود یا بد بازی کرده بودند.

سایه باد

برای کسایی این کتاب خوبه که دنبال کتاب‌های کوتاه و الهام‌بخشن که تیکه تیکه است نه یه داستان پیوسته

مکتوب