خانه کتاب بی

پاییز فصل آخر سال است

Fall is the Last Season of the Year

نویسنده:نسیم مرعشی
۲۱۱ بازدید

معرفی کتاب پاییز فصل آخر سال است

«پاییز فصل آخر سال است» رمانی کوتاه و شهری از نسیم مرعشی است که با لحنی صمیمی و نثر خوش‌خوان، به زندگی سه زن جوان در تهران می‌پردازد. داستان در فضایی معاصر و ملموس پیش می‌رود؛ جایی که کار، دوستی، خانواده، عشق و حس ماندن یا رفتن، آرام‌آرام در هم می‌پیچند و هر شخصیت را در برابر انتخاب‌های دشوار خودش قرار می‌دهد. مرعشی در این رمان بیشتر از آن‌که روی اتفاق‌های پرهیاهو تکیه کند، سراغ حال‌وهوای درونی آدم‌ها می‌رود. شخصیت‌ها با دغدغه‌های روزمره، فرسودگی، تردید و امیدهای کم‌جانشان شناخته می‌شوند و همین باعث می‌شود روایت، رنگی واقعی و نزدیک به تجربه‌ی بسیاری از خوانندگان داشته باشد. پاییز در این کتاب فقط یک فصل نیست؛ نشانه‌ای از گذر، مکث و لحظه‌هایی است که آدم مجبور می‌شود به زندگی‌اش دوباره نگاه کند. اگر به رمان‌های شخصیت‌محور، نثر شاعرانه و داستان‌هایی علاقه دارید که از دل روابط انسانی و اضطراب‌های نسل جوان شکل می‌گیرند، این کتاب می‌تواند انتخاب مناسبی باشد. «پاییز فصل آخر سال است» کتابی جمع‌وجور اما تأثیرگذار است که بیشتر از پاسخ دادن، شما را به فکر کردن درباره فقدان، دلبستگی و امکانِ شروع دوباره دعوت می‌کند.

مشخصات کتاب پاییز فصل آخر سال است

صفحات
189
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
ISBN
9786002294821
چاپ اول
2015

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره نسیم مرعشی

تصویر نسیم مرعشی

نسیم مرعشی

Nasim Marashi

نسیم مرعشی نویسنده‌ی ایرانی است که با نثر صمیمی و نگاه دقیقش به زندگی روزمره، روابط انسانی و دغدغه‌های نسل امروز شناخته می‌شود. او در روایت‌هایش معمولاً به تجربه‌های زنانه، تنهایی، مهاجرت، و فاصله میان آرزوها و واقعیت می‌پردازد و همین باعث شده آثارش برای بسیاری از خوانندگان معاصر آشنا و ملموس باشد. مرعشی با رمان‌ها و داستان‌هایش توانسته توجه مخاطبان و منتقدان را جلب کند و نامش در ادبیات داستانی امروز ایران برجسته شود. از میان آثار شناخته‌شده‌اش می‌توان به «پاییز فصل آخر سال است» و «هرس» اشاره کرد که هر دو بازتابی از دغدغه‌های اجتماعی و عاطفی او در داستان‌پردازی‌اند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های پاییز فصل آخر سال است

افزودن جمله
Mika

@melika4774 · ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

«برو شبانه. شاید فردا روز بهتری باشد.»

صفحه ۱۵۶

Mika

@melika4774 · ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

«ما دخترهای ناقص‌الخلقه‌ای هستیم شبانه. از زندگی مادرهای‌مان در‌آمده‌ایم و به زندگی دخترهای‌مان نرسیده‌ایم. قلب‌مان مال گذشته است و مغزمان مال آینده و هر کدام آن‌قدر ما را از دو طرف می‌کشند تا دو تکه می‌شویم.»

صفحه ۱۵۵

Mika

@melika4774 · ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

«اصلا لازمش نداشتم. لعنتش می‌کردم که آمده بود و کاری کرده بود که دیگر نمیتوانستم بدون او زندگی کنم. یک‌بار او را لعنت می‌کردم و صدبار خودم را. هم بودن ارسلان برایم سخت بود، هم نبودنش.»

صفحه ۱۳۸

Mika

@melika4774 · ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

«تریاک بودی، داشتم ترکت می‌کردم.»

صفحه ۱۲۱

Mika

@melika4774 · ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

«همیشه ترسیده‌ام از این‌که هر کس را دوست نداشته باشم باد بیاید و او را با خود ببرد. انگار دوست داشتن سنگ ‌می‌شود به پای آدم‌ها و سنگین‌شان می‌کند و نمی‌گذارد از روی زمین تکان بخورند.»

صفحه ۱۳۹

Mika

@melika4774 · ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

«همیشه ترسیده‌ام از این‌که هر کس را دوست نداشته باشم باد بیاید و او را با خود ببرد. انگار دوست داشتن سنگ ‌می‌شود به پای آدم‌ها و سنگین‌شان می‌کند و نمی‌گذارد از روی زمین تکان بخورند.»

صفحه ۱۳۹

Mika

@melika4774 · ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

«تیکه‌ای از من است که در من زندگی نمی‌کند»

Mika

@melika4774 · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«بیست و هشت‌ساله‌ام، اما هنوز وقتی کسی سرم داد می‌زند، آن‌قدر کوچک می‌شوم که می‌توانم در خودم قایم شوم‌.»

صفحه ۶۴

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب پاییز فصل آخر سال است

صدرا

۱۴۰۵/۵/۲۵

و اندوه، نخستین همدم بشر بود.

Mika

۱۴۰۵/۵/۲۷

داستان درباره سه تا دختر در آستانه سی‌سالگی عه که سالهای زیادیه باهمدیگه دوست‌ان. در کل 6 فصل دارین که زمان 3 فصل اول تابستون و 3 فصل دوم پاییز عه، هر فصل هم به نوبت از دیدگاه یکی از کارکترهاست. در طی داستان نویسنده سعی کرده بود مشکلاتی که از طرف جامعه و خصوصا خانواده گریبانگیر زنان میشه رو نشون بده. قلم نویسنده و دیالوگ نویسی‌هاش واقعا دوست‌داشتنی بود. فضای کتاب این حس رو به من داد که یه سری دوست‌ها قدیمی داشتم و خیلی وقته باهاشون در ارتباط نبودم و حالا اونها برگشتن و چند صفحه از دفترخاطرات‌شون رو بهم دادن و من رو هزاران هزار سوال از آینده‌شون رها کردن. نقاط منفی: - اسامی فرعی رو خیلی دیر توضیح میداد و معرفی میکرد؛ گاهی هیچ معرفی‌ای نبود و صرفا حدس میزدی - زمان وقوع اتفاقات مشخص نبود؛ بعضی‌ها انگار توی دهه هفتاد و هشتاد رخ میدن و بعضی‌های دیگه انگار به دهه نود رسیده. نقاط مثبت: + در هم تنیدگی زمان داستان‌ها عالی بود و بازی‌های زمانی عقب و جلو شدن از نگاه هر کدوم از سه نفر اصلی. + شخصیت سازی عالی بود و خیلی خوب میشد با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کرد. کاملا ساده و صمیمی نوشته شده بود و تو توی درک شخصیت‌ها مشکلی نداشتی. ختم کلام در این داستان، هیچ نقطه اوج و اتفاق عجیبی رخ نمیده و خود روایت در بطن روزمره زندگی، باید خونده بشه، اگر دنبال هیجان و اتفاقات غیرمنتظره هستین این کتاب مناسب نیست.