کتابی که به راحتی شما رو توی خودش غرق میکنه و جوری احساساتتون رو غلغلک میده که حس میکنید شما به جای راوی هستید.حتما بخوانید اگر بار دیگر شهری که دوست میداشتم رو دوست داشتید یا کنار رود پیدرا نشستم و گریه کردم این کتاب برای شماست.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
«تنها مرگ است که دروغ نمیگوید! حضور مرگ همهٔ موهومات را نیست و نابود میکند. ما بچهٔ مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریبهای زندگی نجات میدهد، و در ته زندگی اوست که ما را صدا میزند و به سوی خودش میخواند.»
شاهکار ادبی ایران مدرنه. این کتاب برای یک بار هم شده بخونید ولی نه به عنوان اولین کتاب از صادق هدایت بلکه به عنوان آخرین کتاب و حسن ختام این نویسنده.🦉
و من چقدر تلاش این نویسنده واسه اینکه بگه رابطه ارزش خیلی بالایی داره رو دوس داشتم :)
اما فکر میکنم حسی که توی دلمونه مثل قطره های بارونه که از برگای خیس میچکه،اما آسمون دیگه صاف شده و بارون نمیباره.
بین دیوار کتاب ها ادم احساس ارامش میکند.
باید نقشههایم را برای خودم نگهمیداشتم.این جوری وقتی به ناچار عوضشان میکردم،لازم نبود به کسی توضیح بدهم.🚶🏻♀️
خاطرات،چه شیرین چه تلخ،همیشه منبع عذاب هستند.
آدم در هر وضعی چیزی مشابه وضع روحی خودش پیدا میکند،و همیشه هم همینطور است.
اگر ملودرام بود،همان لحظه باید از جایم بلند میشدم و نوشیدنیام را روی صورتش میپاشیدم،اما من هیچ وقت در بیان احساساتم اینقدر خوب نبودهام.
درست است که من او را بیشتر دوست دارم،اما شما از او خیلی بهترید.
هر روز که میگذرد بیشتر معتقد میشوم آدم ها شخصیت ناپایداری دارند و نمیشود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد.
چه بد است که برای سوال های من جواب های معقول داری و من هم باید معقول باشم و جواب هایت را بپذیرم!
• یک رئالیسم جادوییِ رازآلود با فضای تاریخی؛ دربارهی مردمی که گذشتهشان را به یاد نمیآورند و اکسل و بئاتریس برای پیدا کردن پسرشان راهی سفر میشوند. • ⚠️ هیچ خلاصه یا نقدی را قبل از خواندنش نخوانید! مخصوصاً پشت جلد بعضی چاپها؛ ممکن است بخش مهمی از داستان اسپویل شود. • این کتاب به نظرم حتماً ارزش بازخوانی دارد؛ بار اول داستان را دنبال میکنید، اما بار دوم تازه میتوانید نمادها و مفهومهای پنهان و سؤالهای داستان را بررسی کنید. • اگر فضای سریال From را دوست دارید، احتمالاً با حالوهوای این کتاب ارتباط میگیرید. 🎭 • برای خواندنش: فاصله بین مطالعهها نیندازید، معنی واژههای قدیمی را جستوجو کنید و یک آشنایی مختصر با شاه آرتور، ساکسونها و بریتونها داشته باشید. • نقطه قوت کتاب برای من فضاسازی، موضوع و دیالوگها بود؛ فضایی که مدام سؤال جدیدی در ذهنتان ایجاد میکند. • برداشتی که فعلاً از آن دارم: گاهی فراموش کردن گذشته میتواند مرهم زخم باشد، اما ماندن در گذشته ممکن است به کینه و آسیب ختم شود. ⭐️ از آن کتابهایی است که حتماً دوباره سراغش میروم.
عمق فلسفه
• کتاب بیشتر مجموعهای از یادداشتها درباره خودشناسی، فشارهای زندگی، بزرگسالی و نگاه جامعه است؛ نه یک اثر منسجم با مسیر مشخص. • چند نکتهی قابلتأمل داشت: «بدیهیات را به سؤال بکش.» «برای برآورده کردن توقعات دیگران زندگی نکن.» «عدم قطعیتهای زندگی را تحمل کن.» «به دنبال راهحلهای واقعی باش.» • معرفی کتابها و فیلمهای مختلف، و بخشهایی درباره فرهنگ کره، از معدود قسمتهای مفید کتاب بود؛ مخصوصاً برای کسی که به کره یا مهاجرت به آن علاقه دارد. • مشکل اصلی برای من، تکهتکه بودن، لحن سنگین و بدبینانه و کمبود راهکارهای عملی بود. بیشتر احساس میکردم نویسنده از مشکلات گلایه میکند تا اینکه راهی برای مواجهه با آنها نشان دهد. • بهخصوص برای نوجوانان، به نظرم این نوع نگاه بدون تعادل میتواند بیشتر ناامیدی ایجاد کند تا آگاهی.⭐️ در مجموع: پیشنهادش نمیکنم. ❌
• ترکیبی از فانتزی، گربههای سخنگو و طالعبینی؛ مناسب کسانی که فضای جادویی و آسیای شرقی دوست دارند. • یکی از نکات جالب کتاب این است که حتی کوچکترین رفتارهای ما میتوانند روی زندگی دیگران اثر بگذارند؛ چه آگاهانه، چه ناخواسته.• کتاب با یک سؤال جذاب درگیرتان میکند: آیا سرنوشت از قبل تعیین شده یا انتخابهای ما آینده را میسازند؟ • اطلاعات ساده و جالبی درباره طالعبینی و صورتهای فلکی دارد و همین بخش برای من یکی از جذابیتهای کتاب بود. ⭐️ • نقطه قوت اصلی برای من، پایانبندی غافلگیرکننده بود؛ جایی که تازه متوجه میشوید اتفاقات قبلی چه معنایی داشتهاند.• تنها ایرادم، اسمهای سخت شخصیتها بود که گاهی باعث سردرگمی میشد.😂
بنی آدم یعنی بنی عادت
بنی آدم یعنی بنی عادت :)
کتاب بیشتر از اینکه دربارهی راز تماس سم باشد، دربارهی سوگ، وابستگی و رها کردن است؛ اینکه «رها کردن» لزوماً به معنی «فراموش کردن» نیست.یکی از ایدههای اصلی کتاب این است که ما در برابر اتفاقات ناگهانی زندگی کنترل زیادی نداریم؛ بنابراین بهتر است حرفها و احساساتمان را تا وقتی فرصت داریم، نگه نداریم.نکته جالب کتاب اینجاست که هیچوقت دقیق توضیح نمیدهد تماس سم چطور ممکن شده. این اتفاق بیشتر یک موقعیت فرضی برای خواننده است:اگر فقط یک بار دیگر فرصت داشتی با کسی که از دست دادهای حرف بزنی، چه میگفتی؟از نظر من، کتاب در شش فصل اول کشش خوبی دارد و شخصیت جولی هم قابلارتباط است؛ اما در میانه افت میکند و پایانش هم به اندازهای که انتظار داشتم احساسی و تأثیرگذار نبود.در نهایت، با وجود ایدهی جذاب، برای من یک رمان عاشقانهی معمولی بود و امتیازم ۲ از ۵ است. اگر دنبال داستانی دربارهی سوگ و رها کردن هستید، میتواند انتخاب بدی نباشد؛ اما بهتر است انتظار یک رمان عمیق را نداشته باشید.
