بینظیرترین رمانی که خوندم.در این رمان کامل میشه دید استبداد یک پدر چطور دو برادر رو روبروی هم قرار میده و هنر و اندیشه با جاه طلبی قدرت سرکوب میشه
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
خیلی کتاب قشنگیه و من با خوندن دزیره کتابخون شدم:)
کتاب بدی نیست ولی به دلیل سانسور ممکن در حین خوانش کتاب گیج بشید و طوالات زیادی براتون به وجود بیاد.
من دوبار این کتاب و خوندم یکبار در ۱۷ سالگی و یکبار هم تو ۲۵ سالگی و هر دوبار عاشقش شدم و باز هم بی نظیرترین کتاب عاشقانه است.
امیل،یکی از تأثیرگذارترین کتابهای تاریخ فلسفهی تربیت است رسو در این اثر یک کودک خیالی به نام امیل را از تولد تا بزرگسالی دنبال میکند و نشان میدهد که به نظر او تربیت درست باید چگونه باشد. این اثر در زمان خودش چنان رادیکال بود که در پاریس و ژنو ممنوع و حتی سوزانده شد، اما تأثیرش بر نظریههای بعدی تربیت از مونته سوری تا روانشناسی رشد مدرن بسیار عمیق بوده.به نظرم هر روانشناسی باید این کتاب رو بخونه
اگه از کتابای کلاسیک خوشتون میاد بینظیره اگه این سبکارو زیاد نخوندی تاحالا شاید اولش یکم حوصلتو سر ببره با روند کندی که داره اما اگه بهش وقت بدی عالیه
من خیلی این ژانر رو نمیخونم ولی از قلم این نویسنده خوشم اومد و یدونه کتاب دیگه هم ازش خوندم در کل داستان های جالبی دارن کتاباش
این کتاب فقط یک داستان عاشقانه نیست؛ روایتی است از ایران در دوران دیکتاتوری، از هنرمندی که میخواهد آزاد بماند، و از عشقی که شاید هرگز آنطور که فکر میکردی نبوده. چشمهایش رمانی است که با یک راز شروع میشود و تا آخرین صفحه رهایت نمیکند.
اسم این کتاب که میاد من قلبم متلاشی میشه.به کسی که روحیه حساسی داره اصلا پیشنهاد نمیشه.
خیلی جالبه پر از امید به زندگیه و اگه از داستان هایی که دنبال رسوندن معنا های عمیقن لذت میبرین پیشنهادش میکنم
یکی از کتابهای بسیار مورد علاقم رابطه مومو و رزا خانم و اینکه روابط انسانی چقدر میتونه پیچیده تر از ذهنیت ما باشه
«چشمهایش» برای من فقط یک داستان عاشقانه نبود؛ داستانِ آدمهایی بود که میان عشق، سیاست، ترس و انتخابهایشان گیر افتادهاند. چیزی که بیشتر از همه درگیرم کرد، شخصیت استاد ماکان و رازِ پشت چشمهای فرنگیس بود؛ رازی که وقتی کمکم آشکار میشود، نگاه آدم به تمام اتفاقات گذشته تغییر میکند. پایان داستان برایم تلخ و ماندگار بود؛ انگار بعضی عشقها قرار نیست به رسیدن ختم شوند، بلکه قرار است سالها در ذهن آدم باقی بمانند و هر بار با یادآوریشان، معنای تازهای پیدا کنند.
این کناب جلد دو هم داره که بنظر من خیلیییییی جالبه حتما اونم بخونین
«الکس» از اون کتابهایی که آدم رو وادار میکنه بیشتر به جزئیات و آدمهای اطرافش دقت کنه. و واقعا با هر صفحه خوندن بیشتر به پایانش پی نمیبری.
فوق العادس اگه تونستین زبان اصلیشو بخونین عالی میشه ولی اگر نتونستین هم چیز خاصی رو از دست ندادین اونقدرا هم سانسور نشده فکر کنم
آه از زن بودن،قلب آدمو آتیش میزنه این کتاب.خدا عباس معروفی و بیامرزه قلمش بی نظیر بود.
تم اصلی داستان مواجهه با مرگه ، رویارویی با مرگ پرده از دروغهای زندگی روزمره و روابط ظاهری برمیدارد و شخصیت اصلی را وادار میکند برای اولین بار از خودش بپرسد که آیا واقعاً زندگی کرده یا نه.
من با ترجمه سروش حبیبی خوندم و خیلی خوب بود. احساس میکنم بهتره بعد از چند سال دوباره بخونمش تا درکم کامل تر بشه ازش. اما درکل کتابی بود که نشون میده چجوری یه نفر دستی دستی میتونه خودش رو از عرش به فرش برسونه و چقدر کنترل این قضیه از یه جایی به بعد از دست خودش خارج میشه من دوسش داشتم کتاب جالب توجهی بود برام و ارزش خوندن داشت.
اصلا دوسش نداشتم به روز تا صفحه ۵۰خوندم. اصلا مکالمه نداشت
خیلی قشنگه و ضرب المثل های بینظیری داره، روایت داستان عالیه و مثل داستان هایی میمونه که مادربزرگا تعریف میکنن از فلان همسایه در دوران جوونیشون، تا درس عبرت بگیری:))))
