وقتی با شما حرف می زنم احساس می کنم در حال نوشتن حرف هایم در دفترچه خاطراتم هستم.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
من عمیقا اعتقاد دارم اوضاع فعلی ام بیش تر در نتیجه شرایط زندگی ام بوده تا گرایش طبیعی خودم.
من به آسودگی خاطر و وجدان راحت شما غبطه می خورم. ذهن عاری از آلودگی ، گنیجنه بزرگی است.
من هم همچون خطاکاران دیگر ترجیح می دهم مشکلات و بد شانسی هایم را به گردن سرنوشت بیندازم.
«در خویشتنِ خویش تنهایم.»
«ما همه ممکن است برحق باشیم و این هم هست که شاید حق با هیچکداممان نباشد.»
«چنان تنها هستم که راز دلم را حتی به خودم هم نمیتوانم گفت.»
«هر چه بیشتر به دیگران دروغ میگفتم، نزد خودم حقیقت را بیرحمانهتر بیان میکردم.»
«آیا هر کس که جرئت به زبان آوردن حقیقت را دارد دیوانه است؟»
«آدمها عقیدهات را که میپرسند، نظرت را نمیخواهند.»
«چه کارهایی؟» جواب دادم «نمیدانم.»
«میخواهم چند ساعت در روز تنها باشم، میخواهم با کسی از چیزهایی که دوست دارم حرف بزنم.»
«ورِ مهربان ذهنم پرسید: تو چی میخواهی؟»
«یکی از عیبهایم این بود که نمیتوانستم درجا جواب آدمها را بدهم.»
شاید بتوان بینوایان را یکی از عظیمترین آثار تاریخ ادبیات دانست؛ اثری که ویکتور هوگو نزدیک به هفده سال از زندگیاش را، با وقفهای طولانی میان دو دورهی نگارش، صرف خلق و پرورش آن کرد. داستانی از رنج، عشق، بیعدالتی، تنهایی و در نهایت رستگاری. بینوایان تصویری از دردهایی است که در یک جامعهی ناعادلانه بر انسان تحمیل میشود؛ جامعهای که گاهی انسان را به خاطر گذشتهاش قضاوت میکند و فرصت تغییر را از او میگیرد. اما در میان تمام این تاریکیها، ژان والژان معنای دیگری به رنج میدهد. چند نفر میتوانند مثل او از میان درد شکوفا شوند؟ آسیب ببینند اما آسیب نزنند؟ تحقیر شوند اما دیگری را تحقیر نکنند؟ شاید مهمترین پیام بینوایان همین باشد: اینکه انسان، با وجود تمام زخمهایی که خورده، هنوز میتواند انتخاب کند ادامهدهندهی رنج و تاریکی نباشد. و شاید ژان والژان، بیش از آنکه فقط یک شخصیت باشد، یادآور این حقیقت است که هیچ گذشتهای لزوماً سرنوشت انسان را تعیین نمیکند.
ما يكبار ناخواسته اشتباه مى كنيم و بار ديگر تصميم مى گیریم و با آگاهی اشتباه راتكرار مى كنيم.
نشان آدم ناپخته اين است كه مى خواهد در راه یک آرمان، شرافتمندانه بميرد و نشان آدم پخته اينكه مى خواهد در راه يک آرمان، خاضعانه زندگی كند.
تمام شد. به شدت احساس میکنم محتوایی داره که هم خانمها و هم آقایان باید بخونن و نسبت بهش آگاه باشن که بتونن اوضاع رو درست کنن و این روند ادامه نداشته باشه. اینکه آقایون متوجه بشن که چه فشاری در فضای کاری روی خانمها هست کمک میکنه که همکاری کنند و نه معجزه، اما مقداری رو به مرور و به کمک هم کم کنن. مخصوصاً برای خانمهایی که سرکار میرن، ارزش خواندن دارد.
گاهی فقط باید فراموشش میکردیم، میخندیدیم و روز بعدی ... .
در جادههای متعدد پیش رو، انتخابتان هر چه باشد امیدوارم انتخاب نکنید بانویی موردتأیید همه باشید.
