خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

تصویر پروفایل HoseinHosein@hosenجمله

چرا پیرمردها این‌قدر زود بیدار می‌شوند؟ آیا برای این است که روز طولانی‌تری داشته باشند؟

پیرمرد و دریا

«هیچ مدرسه، هیچ جلسهٔ درمانی، هیچ میزان پولی وجود ندارد که شما بتوانید خرد و قدرتی را که پس از شکست و اشتباه به دست می‌آورید، به شما بدهد.» 👤راشل سیمولز مربی ارشد دانشگاه اسمیت

من دل و جرعت نداشتم آزادی را به بهای گزاف خفت و خواری ، به جان بخرم .

جین ایر

آن بشقاب دیگر ارزش سابق را برایم نداشت ، مانند تمام چیز هایی که مدت ها انتظارشان را می کشیم اما وقتی به دستشان می آوریم دیگر آن لطف و ارزش سابق را ندارند .

جین ایر
تصویر پروفایل ali23ali23@ali23جمله

من از خاک پای تو بالین کنم. /. ز فرمانت آرایش دین کنم ز. تو چشم آهرمنان دور باد. /. دل و جان تو خانه‌ی سور باد

شاهنامه
تصویر پروفایل ali23ali23@ali23جمله

اگر چرخ گردان کشد زین تو. /. سرانجام خشت است بالین تو

شاهنامه
تصویر پروفایل ali23ali23@ali23جمله

دریغ است ایران که ویران شود /. کنام پلنگان و شیران شود

شاهنامه
تصویر پروفایل ali23ali23@ali23جمله

نباشد بدایران ، تن من مباد / چنین دارم از موبد پاک یاد

شاهنامه

گرامشی، یک رهبر سوسیالیست اتحادیه‌ی کارگری را برای تمجید از پرولتاریا به مثابه‌ی طبقه‌ای «با دستانی پینه‌بسته و مغزی که با فرهنگ و بیماری مدرسی آلوده نشده است» به باد انتقاد گرفت. گرامشی اعتقاد داشت که طبقات استثمارشده بدون فرهنگ هرگز نمی‌توانند امیدوار باشند که نقش خود را در تاریخ یا حقوق یا وظایف خود را درک کنند. وی در ادامه توضیح داد که محرک آزادی و تغییر اجتماعی از فرایند «تأمل خردورزانه» نشئت می‌گیرد و به این دلیل است که «کار شدید انتقادی، نفوذ فرهنگی و گسترش ایده‌ها مقدم بر هر انقلابی قرار دارد…

حالا مالا هم مثل من از وطنش دور شده بود. آن‌هم فقط بخاطر ازدواج با من. حتم داشتم وقتی از هند بیرون می‌آمده، هیچ تصوری از جایی که می‌رود نداشته.

مترجم دردها
تصویر پروفایل ali23ali23@ali23جمله

به گیتی به از راست نیست. / به از راستی هیچ اندیشه نیست

شاهنامه
ZZIKO@zikoجمله

به‌نظرم می‌رسد که او تا امروز به چشم آن شهبانوی باستانی به من نگاه‌ کرده ‌است، که در حضور بنده‌اش لخت‌ می‌شد زیرا او را آدم نمی‌شمرد. آری، اغلب پیش ‌می‌آید که مرا آدم حساب ‌نکند...

قمارباز
ZZIKO@zikoجمله

من حالا چه هستم؟ هیچ! صفر! فردا چه خواهم ‌شد؟ فردا ممکن است باز از میان مُردگان برخیزم و زندگی نویی شروع ‌کنم. و «انسان» را، تا هنوز کاملاً در من تباه‌ نشده، کشف ‌کنم.

قمارباز
تصویر پروفایل SabaSaba@saba279جمله

«حالت چطوره؟ بی‌مصرف‌ترین عبارت دوکلمه‌ای در دنیای ارتباطات. هیچ‌کدام از کسانی که این را می‌پرسند نمی‌خواهند جوابش را بدانند و هیچ‌کدام از کسانی که جوابش را می‌دهند حقیقت را نمی‌گویند.»

Never Lie

«در تمام زندگی‌ام تنها یک نفر بود که فکر کردم می‌تواند مرا بفهمد. یک نگاه، یک لبخند، و ناگهان حس کردم دیوارهای سرد دنیا ترک برداشت. اما همین فهمیده‌شدن، همان جرقه‌ی کوچک، مرا تا اعماق تاریک‌ترین تونل کشاند… و دیگر راهی به بیرون نبود.»

تونل