خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

کتابی تاثیر گذار و البته غمگین که باعث میشه با دید جدید به زمان بنگرید و گذر و بی رحمی اون رو با همه وجود احساس کنید . بعد از خواندن این کتاب دیگه به زمان جوری که قبل نگاه میکردین نگاه نخواهین کرد.

کتابی که از صفحه اول شمارو به فکر فرو می‌بره و باعث میشه که کتاب رو آروم و با تامل و تفکر بخونین . خواندنش رو خیلی پیشنهاد میکنم.دید انسان رو نسبت به دیگران و چگونگی مواجهه اونها با زندگی خیلی باز می‌کنه ، اینکه هر انسانی چگونه و با چه فلسفه ای با زندگی مواجه میشه یا حتی دلیلش برای انجام برخی کارها چیه .

بار هستی

یکی از دلایلی که این کتاب رو دوست دارم اینکه راوی قابل اعتماد نیست. خیلی جالبه تو داری داستان رو از زبون آدمی میشنوی که از وسط های داستان دیگه بهش اعتماد نداری و تا پایان داستان دلت میخواد اون دختر رو نجات بدی از دست راوی داستان

نازنین

آغاز تمدنی دوباره! اما این‌بار کمی متفاوت تر با تمدن اولیه بشر. با ذهنیتی که افراد از تمدن پیشین با خود به دوش می‌کشند. و گاه گاهی که تقابل اخلاق و بقا را نظاره می‌کنیم ، به راستی کدام یک مهم تر‌اند؟ اخلاق و انسانیت یا بقا؟

قلعه مالویل

این کتاب کاری کرد که مرز های خیر و شر برایم کمی جابه‌جا شوند. فهمیدم شاید مسئله همیشه << خوب بودن >> نیست، مسئله صادق بودن با ذات خویش است. ولند تاریک بود اما کوچک نبود، خطرناک بود اما مبتذل نبود. و شاید قربانیان داستان در آخر قربانی ذات خود میشدند. جهان آن‌قدرها هم سیاه و سفید نیست‌.

چرا باید این کتابو خوند؟ به زیبایی و هنرمندانه مسئله ی اخلاق رو به ما نشون میده آندریف به نظرم حتی زیباتر از داستایفسکی در کتاب جنایت و مکافات از ذهن یک جنایتکار جهان را به ما نشون میده میدونی فرق این دوتا نویسنده اینجاست که توی جنایات و مکافات قهرمان داستان آخرش به رستگاری میرسه و گناهش رو میپذیره اما در تنگنا ، قاتل احساس پشیمونی نمیکنه و مسئولیت گناهش را نمیپذیره

تنگنا

کتابی زیبا و متفاوت اگر بتونید با این کتاب انس بگیرید متوجه می شید این همه شلوغ کاری فایدی نداره و ای کاش دنیا کمی اروم تر بود بدور از این همه دغدغه های که ادم ها برای خودشون ایجاد کردن

شازده کوچولو

یک شاهکار تکرار نشدنی روایت غیر خطی شخصیت های کامل و فکر شده و اتفاقاتی که هیچ یک برای پیش بردن داستان نیست بلکه هرکدام برای ساخت معنایی بزرگ به کار رفته

کتاب جالبیه داستان کشش خوبی داره اما گاهی اوقات از شخصیت اصلی متنفر خواهی‌ شد

از غبار بپرس

اکثر بخش ها به زبان سادست و درک خوبی از حافظه و خاطره و این که فعالیت ها و احساسات چطور توی مغز پردازش میشن و تفاوت درک ما از واقعیت با خود واقعیت و در کل ما چطور با حواسمون به بیرون ارتباط میگیریم بهمون میده اگه علاقه به این جور موضوعات ندارید کتاب حوصله سربریه ولی اگه دارید و بدونید دیوید ایگلمن کیه قطعا دو سه بار می خونیدش من ترجمه نشر مازیار رو خوندم و تو این موضوعات یکی از بهترین نشر ها و قدیمی ترین ها همین نشره

مغز

برای مثال خواندن این کتاب درنگ نکنید من اگر صد بار هم به عقب برگردم باز این این کتاب رو می‌خوانم تازه عمیق تر هم می‌خوام

این رمان معرفی واقعیت تلخ زندگی انسان ها رو به تصویر می کشد و عمق این داستان بقدری زیاد است که احتمال دارد در آن غرق شوید و اینکه دیگر نمیتوانید به خانه بگردید بسیار غصه بخورید ، مثل دختر خانه مجبور به خودکشی شوید ، و اقا جون که همیشه سنگین برخورد میکرد استخون های شما رو زیر این درد و فشار بشکنه

مرگ آگاهی شاید مهمترین پیام این داستانه ، اینکه تمام لحظات زندگی ، با تمام وجودت زندگی کنی اما با آگاهی از مرگ نباشه ، امکان پذیر نیست. اگر مرگ رو در ناخودآگاهت انکار کنی نتیجه اش یه زندگی سرد و پوچه