خانه کتاب بی
4

تینا

@tinab

کتاب‌باز حرفه‌ای

جایگاه کاربر در کتاب بی

سطح فعلی
سطح 4 · کتاب‌باز حرفه‌ای
4
741 امتیازتا سطح بعدی: 4259
نشان‌های تازه
📚کتاب‌خوان جدی🌱میزبان حلقه🫂عضو حلقه‌ها📖عضو فعال📝منتقد جدی
17
نظرها
63
جمله‌ها
15
حلقه‌ها
741
امتیاز
4
سطح
8
نشان‌ها

نشان‌ها و افتخارها

📚

کتاب‌خوان جدی

silver

به ۷۰۰ امتیاز رسیدی.

🌱

میزبان حلقه

bronze

اولین حلقه کتاب‌خوانی خودت رو ساختی.

🫂

عضو حلقه‌ها

silver

عضو ۵ حلقه کتاب‌خوانی شدی.

📖

عضو فعال

bronze

به ۳۰۰ امتیاز رسیدی.

📝

منتقد جدی

silver

۱۰ نظر برای کتاب‌ها نوشتی.

👥

اهل گفت‌وگو

bronze

وارد اولین حلقه کتاب‌خوانی شدی.

✍️

منتقد تازه‌کار

bronze

۳ نظر برای کتاب‌ها نوشتی.

✨

شروع جدی

bronze

به ۱۰۰ امتیاز رسیدی.

حلقه‌های کتاب‌خوانی

حلقه‌های ساخته‌شده زودتر نمایش داده شده‌اند؛ سپس تازه‌ترین حلقه‌هایی که این کاربر عضو آن‌هاست.

در حال بارگذاری آمار مطالعه...

لیست مطالعه

کتاب‌های خوانده‌شده

جلد کتاب بیگانه

بیگانه

آلبر کامو

بدون امتیاز
جلد کتاب وقتی غصه در خانه ات را می زند

وقتی غصه در خانه ات را می زند

ایوا ایلند

بدون امتیاز
جلد کتاب قلعه حیوانات

قلعه حیوانات

جورج اورول

بدون امتیاز
جلد کتاب شازده کوچولو

شازده کوچولو

آنتوان دو سنت اگزوپری، آنتوان دوسنت اگزوپری، آنتوانت دوسنت اگزوپری

بدون امتیاز
جلد کتاب انزجار: توماس برنهارت در سان سالوادور

انزجار: توماس برنهارت در سان سالوادور

اوراسیو کاستیانوس مویا

بدون امتیاز
جلد کتاب ناطور دشت

ناطور دشت

جی دی سلینجر، جی. دی. سلینجر، جروم دیوید سلینجر

بدون امتیاز
جلد کتاب نان آن سال ها

نان آن سال ها

هاینریش بل

بدون امتیاز
جلد کتاب مغازه ی خودکشی

مغازه ی خودکشی

ژان تولی

بدون امتیاز
جلد کتاب گربه ای که ذن یاد می داد

گربه ای که ذن یاد می داد

جیمز نوربری

بدون امتیاز
جلد کتاب مرگ و دختر جوان

مرگ و دختر جوان

آریل دورفمان

بدون امتیاز
جلد کتاب مرگ ایوان ایلیچ

مرگ ایوان ایلیچ

لئو تولستوی، لیو تالستوی، لیف تالستوی

بدون امتیاز
جلد کتاب سفر پاندای بزرگ و اژدهای کوچک

سفر پاندای بزرگ و اژدهای کوچک

جیمز نوربری

بدون امتیاز
جلد کتاب پاندای بزرگ و اژدهای کوچک

پاندای بزرگ و اژدهای کوچک

جیمز نوربری

بدون امتیاز
جلد کتاب خاطرات یک آدمکش

خاطرات یک آدمکش

کیم یونگ ها

بدون امتیاز
جلد کتاب مرگ یک خرده بورژوا

مرگ یک خرده بورژوا

فرانتس ورفل

بدون امتیاز
جلد کتاب نازنین

نازنین

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب سوگ مادر

سوگ مادر

شاهرخ مسکوب

بدون امتیاز
جلد کتاب سنگی بر گوری

سنگی بر گوری

جلال آل احمد

بدون امتیاز

آخرین نظرها و امتیازها

جلد کتاب قلعه حیوانات
قلعه حیوانات
★★★★★

در وصف این کتاب و اهمیت مطالعه‌ش برای تمام افراد که چیزی نمیشه گفت. قلعه حیوانات داستان تمامی انقلاب های شکست‌خورده و آشناست! روایت تلخ آرمانی‌ که قرار بود همه رو آزاد و برابر کنه، اما در نهایت به ابزاری برای سلطه‌ی عده‌ای دیگه تبدیل میشه. اورول به‌ خوبی نشون میده که چطور قدرت میتونه حتی شریف‌ترین آرمان‌ها رو از درون تهی کنه و چطور کسانی که روزی علیه ظلم قیام کردن، به‌تدریج به همون چیزی تبدیل میشن که باهاش مبارزه میکردن!! چیزی که کتاب رو ترسناک‌تر میکنه، فقط فساد رهبران نیست؛ فراموشی، ناآگاهی و دست‌کاری تدریجی حقیقته. وقتی تاریخ بازنویسی میشه، حافظه‌ی جمعی تضعیف میشه و واژه‌ها معنای خودشون رو از دست میدن، تشخیص ظلم از عدالت هم دشوار میشه. یادآوری اینکه گاهی انقلاب‌ها ساختار قدرت رو تغییر می‌دن، اما خودِ منطق سلطه همچنان باقی میمونه و شاید فاجعه دقیقا از جایی شروع می‌شه که دیگه نتونی تشخیص بدی چه کسی در جایگاه ظالم ایستاده و چه کسی قرار بود ناجی باشه!! قدرت ماندگار قلعه‌ی حیوانات در اینه که نشون میده چطور زبان، حافظه و ترس میتونن به ابزار حفظ قدرت تبدیل بشن؛ "الگویی که محدود به یک دوره یا حکومت نیست!"

جلد کتاب شازده کوچولو
شازده کوچولو
★★★★★

آخه در وصف شازده کوچولو چی میشه گفت که حق مطلب ادا بشه؟ اونم اگر با ترجمه احمد شاملو باشه... شازده کوچولو کتابی که تو بچگی، وقتی هنوز خوندن رو درست بلد نبودم باهاش وارد دنیای کتاب بزرگسال شدم و از معدود کتاب‌هاییه که بارها و بارها طی سالها بهش برگشتم و عجیب اینه که هر بار، انگار با کتاب تازه‌ای روبه‌رو شدم. هر بار چیزی رو دیدم که قبلاً از کنارش گذشته بودم و معنایی رو فهمیدم که شاید در خوندن‌های قبلی هنوز آمادگی درکش رو نداشتم. اگزوپری با ظرافت، دنیای کودکان و بزرگسالان رو مقابل هم قرار می‌ده؛ کودکانی که هنوز بلدند سؤال بپرسن، خیال‌پردازی کنن و از کنار چیزها بی‌تفاوت عبور نکنن، و بزرگسالانی که به قول خود اگزوپری یادشون میره که روزی خودشون کودک بودن و درگیر اعداد، مالکیت، مقام و منطق‌های بی‌پایان خودشون شدن که به‌تدریج توانایی دیدن چیزهای ساده اما مهم زندگی رو از دست دادن. خود شازده کوچولو هم برای من شخصیت عجیبیه؛ کوچیک و موجز، اما با دنیایی به‌مراتب بزرگ‌تر از سیاره‌ای که ازش اومده. کنجکاوه، گاهی لجباز، گاهی آسیب‌پذیر و در عین حال در جست‌وجوی پاسخ‌هایی که حتی بزرگ‌ترها هم از فهمیدنشون عاجزن. انگار در تمام سفرش، بیشتر از اینکه به دنبال کشف جهان باشه، تلاش می‌کنه معنای چیزهایی رو بفهمه که بهشون دل بسته. شازده کوچولو برای من کتابی نیست که یک بار بخونمش و کنار بذارمش؛ کتابیه که هر بار با آدمِ تازه‌ای که تو زندگی ساخته شده، دوباره معنا پیدا می‌کنه. و قطعا مخاطب این کتاب بزرگسالیه که یادش رفته خودش روزی کودک بوده🙃

جلد کتاب وقتی غصه در خانه ات را می زند
وقتی غصه در خانه ات را می زند
بدون امتیاز عددی

تصویرسازی بسیار دلنشین و آرامش‌بخشی داشت :) چقدر لازمه آموزشِ پذیرش و آشنا کردن بچه ها با روان و حال خوب و بدشون. و همچنین بزرگسالانی که به عنوان کودکان سابق هنوز با احساساتشون در جنگن... پس باید گفت مناسب برای کودکان ۴ تا ۹۴ ساله :)

جلد کتاب انزجار: توماس برنهارت در سان سالوادور
انزجار: توماس برنهارت در سان سالوادور
★★★★★

این کتاب خواننده رو وارد ذهن آشفته، خشمگین و بی‌قرار شخصیتی میکنه که تقریبا از همه‌چیز بیزاره و تمام کتاب یک مونولوگ خشمگین و پیوسته‌ست. ولی مویا در این اثر فقط یک شخصیت بدبین خلق نمیکنه بلکه از انزجار به‌عنوان ابزاری برای زیر ذره‌بین بردن جامعه، فرهنگ، روشنفکری و حتی خودِ ادبیات استفاده میکنه. وگا کاکتر اصلی کتاب از همه‌چیز بیزاره، اما مسئله فقط فهرست کردن چیزهای نیست که دوست نداره، بلکه اون تقریبا هر پدیده‌ای رو به نشانه‌ای از انحطاط یک جامعه تبدیل میکنه! از یک غذای محلی به هویت ملی میرسه، از یک رفتار روزمره به وضعیت فرهنگی مردم و از یک تجربه‌ی شخصی به نقد کل ساختار سیاسی و اجتماعی کشور... اما آیا واقعا تمام جامعه همین‌طوره؟ به نظرم این یکی از مهم‌ترین ترفندهای مویاست! خواننده کم‌کم به جای اینکه فقط درباره‌ی السالوادور قضاوت کنه، شروع میکنه به قضاوت درباره‌ی خود وگا، و اینکه آیا اون واقعا جامعه‌اشو دقیق توصیف میکنه یا اینقدر در خشم خودش گرفتار شده که دیگه توان دیدن همه چیز رو نداره؟! قطعا بخش عظیمی از اونچه وگا درباره‌ی جامعه میگه درسته، اما شیوه‌ی بیانش انقدر افراطیه که اعتبار قضاوت‌هاشو زیر سؤال میبره و اون رو فردی خودشیفته و از خود راضی نشون میده! شاید قضاوت‌هاش درست باشه، اما وقتی همه‌چیزو محکوم میکنه، دیگه تفاوت بین خوب و بد، استثنا و قاعده، و حتی حقیقت و اغراق از بین میره! سؤال فقط این نیست که یک جامعه چقدر میتونه فاسد، ناآگاه یا مبتذل باشه؛ این هم یک سؤال بزرگه که آیا کسی که تمام جهان رو از پشت عینک انزجار میبینه، هنوز توانایی دیدن واقعیتو داره؟ وگا هجده سال از کشورش دور بوده، اما هنوز تمام ذهنش درگیر همون جاییه که ادعا میکنه تحملشو نداره! و حتی بعد از سال‌ها دوری، با جزئیات درباره‌ی همه چیز کشورش حرف میزنه. و به نظرم این تناقض نکتهٔ اصلی کتابه. آیا کسی که اینقدر از زادگاهش متنفره، واقعا از اون جدا شده؟ آدمی که دائم داره میگه هیچ علاقه‌ای به سرزمینش نداره، همچنان بخش بزرگی از هویت و ذهنیتش رو از همون سرزمین میگیره! وگا میخواد از سرزمینی که از اون بیزاره فاصله بگیره، اما برای تعریف کردن خودش هنوز به همون سرزمین نیاز داره! یه جورایی میشه گفت انزجار تو این کتاب نقطه‌ی مقابل تعلق نیست، بلکه شکل معکوس و بیمارگونه‌ای از همون تعلقه. پس سعی نکنید با تک‌تک حرف‌های وگا موافقت یا مخالفت کنید. به‌جاش ببینید که در چه لحظه‌هایی خشمش از نقد اجتماعی به وسواس شخصی تبدیل میشه. در نهایت، نفرت وگا فقط حمله به کشور خودش نیست؛ نوعی زبان جهانی برای بیان یک بیزاریه و همون‌طور که خود نویسنده هم در یادداشت انتهای کتاب میگه، هر کسی میتونه اون رو به کشورش تعمیم بده؛ پس جملات کتاب کاملا قابل لمسه :) و باید گفت این کتاب خوندنیه، نه صرفا به‌خاطر اینکه تمام حرف‌های راوی رو باید پذیرفت، بلکه به‌خاطر جسارت فرمی و تناقضی که در مرکز اثر قرار داره.

جلد کتاب ناطور دشت
ناطور دشت
★★★★★

من این کتاب رو سه بار خوندم. بار اول فقط منتظر بودم تموم شه ولی اصلا نمیدونم چیشد که کتابی رو که انقدر برام خسته کننده بود دوباره و حتی سه باره خوندم و هر بار کمی بیشتر دلیل معروفیتش رو درک کردم؛ و حالا فکر میکنم مهم‌ترین نکته‌ در مطالعه‌ی این کتاب اینه که کتاب خیلی راحت میتونه بد فهمیده شه.‌ داستان ظاهرا فقط چند روز از زندگی هولدن کالفیلد، نوجوان شونزده‌ساله‌ایه که از مدرسه اخراج شده و چند روزی رو در نیویورک سرگردانه، اما اتفاق اصلی در درون هولدنه. هولدن تقریبا از همه‌چیز ایراد میگیره: آدم‌های دروغگو، بزرگ‌ترها، مدرسه، روابط اجتماعی، پول، رفتارهای جنسی، حتی آدم‌هایی که ظاهرا دوستشون داره؛ ولی نکته اینجاست که هولدن خودش هم چیزی نیست که میخواد و ادعا میکنه. هولدن میخواد جهان صادق و قابل‌اعتماد باشه، اما مدام مبینه که آدم‌ها پیچیده‌ان، دروغ میگن، تغییر میکنن، عاشق میشون، رابطه جنسی دارن، پول و موقعیت براشون مهمه و همیشه قرار نیست همون آدمی باشن که اون دوست داره! ولی هولدن نمیتونه این پیچیدگیو تحمل کنه، برای همین جهان رو دو قسمت می‌کنه، یکی کودکی که پاک و واقعیه و قسمت دوم که بزرگسالیه و فریبکار و آلوده‌ست. این تقسیم‌بندی خودش یک دفاع روانیه و همین مقاومت هولدن در برابر بزرگ‌شدن یکی از محورهای اصلی رمانه. هولدن خودشو تو دشتی پر از بچه‌ تصور میکنه که مشغول بازین و به پرتگاه نزدیک میشن و وظیفه‌ی اون اینه که بچه‌ها رو قبل از سقوط بگیره، اما تناقض اینجاست که کسی که خودش در حال سقوطه میخواد نجات‌دهنده‌ی دیگران باشه! سقوطی که فقط سقوط فیزیکی نیست و میتونه نماد ورود به بزرگسالی باشه؛ جایی که معصومیت، سادگی و امنیت کودکی از بین میره... هولدن هم قربانیه، هم خودش بخشی از مشکلیه که از اون رنج میبره :) ‌‌ کتاب میتونه برای بعضیا بیش از حد تکراری و خسته‌کننده بشه چون اتفاق چندانی نداره و تماما حول محور یک نوجوان ناراضی میچرخه؛ مخصوصا اگر خواننده نتونه پشت این تکرار، وضعیت درونی هولدن رو ببینه، پس ممکنه کل کتاب براش تبدیل بشه به یک نوجوان غرغرو(که البته اینطورم هست) و احتمالا شهرت کتاب هم باعث شده ارزش ادبیش بیش از حد بزرگ جلوه داده شه. چیزی که باید بهش توجه بشه اینه که هولدن قرار نیست مؤدب، مرتب و قابل‌الگو گرفتن باشه؛ قراره نوجوانی باشه که هنوز خودشو نمیفهمه و در برزخ بلوغ گرفتاره و هنوز نمیدونه چطور باید با تغییر خودش و جهان اطرافش کنار بیاد. ‌‌ من فکر میکنم ناطور دشت به اندازه‌ای که مشهوره، عمیق نیست؛ اما به اندازه‌ای که مشهوره، دقیقه و درواقع وظیف‌ش رو که به تصویر کشیدن دنیای گنگ نوجوانی و بلوغه خوب به تصویر کشیده. قرار نیست این کتاب یک نظام فکری پیچیده بهتون بده ولی سلینجر تونسته یک وضعیت روانی مشخص رو با صدایی زنده ثبت کنه! آدمی که میخواد نزدیک شه، اما میترسه؛ میخواد صادق باشه، اما دروغ میگه؛ از آدم‌ها متنفره، اما تنهایی رو هم نمیتونه تحمل کنه؛ از بزرگ‌شدن میترسه، اما دیگه نمیتونه کودک بمونه! و شاید مهم‌ترین تناقضش همین باشه: هولدن بیشتر از اینکه از بزرگسالان متنفر باشه، از تبدیل شدن خودش به یکی از اونها میترسه. ‌‌ در نهایت پیشنهادم به همه‌ی کسانی که قصد خوندن این کتاب و یا بازخوانیشو دارن اینه که کتاب رو به صورت صوتی از استودیو نوار و با گویندگی عرفان ابراهیمی بشنون چون لحن خوانش گوینده بسیار مناسب کتابه و لذتی که احتمالا از خوندن کتاب نخواهید برد رو جبران میکنه.

جلد کتاب نان آن سال ها
نان آن سال ها
★★★★★

صادقانه فکر میکنم ایده‌‌ی کتاب از داستانش قوی‌تره؛ ایده و موضوع فوق‌العاده است ولی پرداخت داستان به اندازه‌ی ایده قوی نیست. فضا، حس گرسنگی، خاطرات جنگ و اینکه گذشته چطور در زمان حال ادامه پیدا می‌کنه خوب نمایش داده شده و کتاب با وجود حجم کم، یک دنیا حرف داره. ولی از طرفی هم کمی کش‌دار و تکرارشونده‌ست و بیش از حد نمونه‌ی فشرده‌ای از تم‌ها و نمادهای همیشگی نویسنده‌ست. فکر میکنم اگر پرداخت شخصیت‌ها قوی‌تر بود، می‌تونست اثر خیلی بزرگ‌تری باشه. ‌اما حرف اصلی و نقطه قوت کتاب: بُل خیلی خوب نشون می‌ده که فقر فقط نداشتن پول نیست و می‌تونه شیوه‌ی نگاه کردن انسان به جهان رو تغییر بده. والتر در کودکی و نوجوانی دوران فقر و کمبود بعد از جنگ رو تجربه کرده؛ اونقدر که گرسنگی از یک نیاز جسمی تبدیل شده به چیزی روانی و حتی حالا که پول کافی رو داره، نمی‌تونه از کنار نانوایی رد شه و نان نخره چون نان برای او تبدیل شده به خاطره‌ی گرسنگی. جنگ و قحطی تمام شده، والتر شغل داره و می‌تونه غذا تهیه کنه؛ ولی هنوز اون کودک گرسنه درونش باهاش زندگی می‌کنه، و باعث شده بعدها هم ارزش چیزها رو با معیار همون سال‌های گرسنگی بسنجه؛ آدم‌ها، روابط، غذا، کار، حتی عشق، همه از فیلتر تجربه‌ی گذشته‌ش عبور می‌کنن و این چند چهره بودن یا چند وجهی بودن گرسنگی رو نشون میده، و این تلخ ترین و همچنین موضوع اصلی کتابه. اینکه ممکنه شرایط زندگی آدم عوض شه، اما چیزی که در سال‌های سخت درونش ساخته شده، لزوماً با اون شرایط از بین نمیره... والتر دیگه گرسنه نیست، اما هنوز با گرسنگی زندگی میکنه :) گاهی اتفاق تمام شده، ولی اثرش تمام نمیشه. و سوال اصلی کتاب اینه: آدم چقدر می‌تواند از گذشته‌ای که او را ساخته، جدا شود و زندگی دیگری انتخاب کند؟

آخرین جمله‌ها

نویسنده‌های دنبال‌شده