«مسئله این است که، به جز عشق ورزیدن، باید کشتن را هم بلد باشی.»
در
معرفی کتاب در
«در» رمانی از ماگدا سابو است که با نگاهی دقیق و موشکافانه، رابطهای پیچیده و فراموشنشدنی میان دو زن را به تصویر میکشد؛ رابطهای که در آن نزدیکی و فاصله، اعتماد و راز، دلسوزی و کنترل مدام به هم گره میخورند. فضای داستان، صمیمی اما ناآرام است و از همان ابتدا حس میکنید با اثری روبهرو هستید که بیشتر از رخدادهای بیرونی، به لایههای پنهان شخصیتها و تنشهای خاموش میان آنها توجه دارد. در این رمان، خانه و زندگی روزمره فقط پسزمینه نیستند؛ خودشان به میدان کشمکش تبدیل میشوند. ماگدا سابو با نثر دقیق و جزئینگر، تصویری از وابستگی عاطفی، مرزهای مبهم میان محبت و دخالت، و تجربه زیستن در کنار کسی را میسازد که هم عزیز است و هم همیشه تا حدی دستنیافتنی. همین ترکیبِ ظرافت روانشناختی و حسرتهای انسانی، کتاب را به روایتی تأثیرگذار و تاملبرانگیز بدل میکند. اگر به رمانهایی علاقه دارید که شخصیتها را در مرکز قرار میدهند و از دل روابط انسانی، پرسشهایی درباره هویت، تنهایی، قدرت و همدلی بیرون میکشند، «در» انتخابی جدی و خواندنی است. این کتاب بیشتر از آنکه بر حادثه تکیه کند، بر حالوهوا، لحن و کشمکشهای درونی بنا شده و برای خوانندهای که داستانهای عمیق و روانشناختی را دوست دارد، تجربهای ماندگار میسازد.
مشخصات کتاب در
نسخهها و ترجمههای موجود
جملههای ماندگار
نقلقولهای در
«سعی کن بفهمی. وقتی مهلت کسی دارد تمام میشود، جلویش را نگیر. نمیتوانی چیزی بهش بدهی که جای زندگی را برایش بگیرد.»
«به آخر خط رسیده بود. فکر میکنی چرا هیچوقت آه و نالهاش تمامی نداشت؟اگر نشود به کسی کمک کرد، پس خودش کمک نمیخواهد.»
فعالیت خوانندهها
۱ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب در
۱۴۰۵/۵/۲۵
کتاب «در» اثر ماگدا سابو، داستان رابطه پرفرازونشیب یک خانم نویسنده روشنفکر و پیرزن سرایداری به نام «امنس» در مجارستان پس از جنگ است. زنی مرموز و خودرای که هیچکس را به حریم خانه پشت «در» بستهاش راه نمیدهد. متاسفانه این کتاب اثر سنگین، زیادی کشدار و یکنواختی است. نویسنده سعی کرده در قالبی روانشناختی، امنس را به عنوان نماد طبقه کارگر، شرافت، و انسانی آسیبدیده از جنگ، فقر و تراژدیهای تاریخی به ما بشناساند، اما به دلیل رفتارهای سمی، خشن، کنترلگر و تحکمآمیز او، مخاطب به جای همزادپنداری و دوست داشتن، بیشتر از او فاصله میگیرد و دچار حس فرسایش ذهنی میشود. عشق و وابستگی عمیق میان این دو زن اصلاً قابلدرک نیست و نویسنده نتوانسته عمق آن را منتقل کند، چرا که این رابطه در اصل منطقی ندارد و بیشتر یک وابستگی روانی ناسالم و پر از سوءتفاهم است. از طرفی، وابستگی شدید داستان به فرهنگ و تاریخ مجارستان آن را برای مخاطب غیربومی گنگ و مبهم کرده است. در مجموع این اثر با وجود ارزش فنی، از نظر جذابیت داستانی جذبکننده نیست.
















