خانه کتاب بی

زنده به گور

Burried Alive

نویسنده:صادق هدایت
ناشر: نگاه
۵۳۱ بازدید

معرفی کتاب زنده به گور

«زنده به گور» از صادق هدایت، روایتی کوتاه اما سنگین از ذهنی پریشان و انسانی گرفتار تنهایی، اضطراب و حس بی‌پناهی است. این اثر با نثری فشرده و تأثیرگذار، خواننده را به درونی‌ترین لایه‌های روان راوی می‌برد؛ جایی که مرز میان واقعیت، وهم، ترس و میل به گریز مدام جابه‌جا می‌شود. فضای کتاب تیره، خلوت و تلخ است و بیشتر از آن‌که بر رخدادهای بیرونی تکیه کند، بر کشمکش‌های ذهنی و احساسی تمرکز دارد. هدایت در این نوشته، از حس خفگی، انزوا و ناتوانی در برقراری ارتباط با جهان پیرامون تصویری ماندگار می‌سازد؛ تصویری که تا مدت‌ها در ذهن خواننده باقی می‌ماند. اگر به داستان‌های روان‌شناختی، متن‌های کوتاه اما عمیق و ادبیات جدی فارسی علاقه دارید، «زنده به گور» انتخابی مناسب است. این کتاب بیش از آن‌که فقط یک داستان باشد، تجربه‌ای است از فرو رفتن در ذهن انسانی زخم‌خورده و ناآرام.

مشخصات این نسخه

صفحات
96
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
9789643511579
تاریخ چاپ
۱۴۰۴
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

نسخه‌ها و ترجمه‌های دیگر

درباره صادق هدایت

تصویر صادق هدایت

صادق هدایت

Sadegh Hedayat

صادق هدایت از چهره‌های برجسته و تأثیرگذار ادبیات معاصر ایران است که بیش از هر چیز با نثر دقیق، فضای تیره و نگاه انتقادی‌اش شناخته می‌شود. او در داستان‌نویسی فارسی راهی تازه گشود و با پرداختن به تنهایی، اضطراب، مرگ و بن‌بست‌های روانی و اجتماعی، زبان و حال‌وهوایی متمایز پدید آورد. از آثار شناخته‌شده او می‌توان به «بوف کور»، «سه قطره خون» و «زنده‌به‌گور» اشاره کرد. هدایت علاوه بر داستان‌نویسی، در ترجمه و پژوهش نیز فعال بود و توجهش به فرهنگ و ادبیات کهن و عامیانه فارسی، به کارهایش عمق و تنوع بیشتری بخشید. نوشته‌های او هنوز هم از مهم‌ترین متن‌های مرجع برای آشنایی با ادبیات مدرن فارسی به شمار می‌آیند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های زنده به گور

افزودن جمله
Narges

@unarges · ۱ مهر ۱۴۰۵

«حس می کردم که این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدم های بی حیا، پررو ، گدامنش، معلومات فروش، چاروادار و چشم و دل گرسنه بود. برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه ی جلوی دکان قصابی که برای یک تکه لثه دم می جنبانید گدایی می کردند و تملق می گفتند. فکر زندگی دوباره مرا می ترسانید و خسته می کرد.»

ممرزا

@mohrez · ۲۱ شهریور ۱۴۰۵

««هرکس به اندازه‌ی احتیاجش دروغ می‌گوید.»»

mimjim

@mimjim · ۴ شهریور ۱۴۰۵

«آب زندگیس. اما اگه آب زندگی به مردم بدن و گوششون واز بشه دیگه زیر بار ارباباشون نمیرن، اینایی رو که میبینی به این درخت دار زدن میخواستن گوش مردمو معالجه بکنن.»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب زنده به گور

هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.