«من در جستجوی خدا نیستم، مبارز نیستم، شاعر نیستم، دانشمند هم نیستم، اما تلاش خواهم کرد صادق باشم، که عادلانه زندگی کنم، که همیشه یاد بگیرم و اگر دردمندی در نزدیکی خود ببینم بیاعتنا نباشم و به کمکش بشتابم؛ و البته که زندگیام را شورمندانه و برای همیشه دوست بدارم.»
تعریف این بخش از یک زندگی خوب برایم خیلی زمینی و قابل لمس است. آدم لازم نیست خودش را در قالب یک عنوان بزرگ، یک رسالت تاریخی یا یک آرمان پیچیده تعریف کند؛ گاهی کیفیت زندگی در همان انتخابهای کوچکی شکل میگیرد که هر روز تکرارشان میکنیم. صداقت، یادگرفتن، بیتفاوت نماندن و توانایی دوست داشتن زندگی، چیزهایی هستند که شاید ساده به نظر برسند اما عمل کردن به هرکدامشان سخت است. ارزش این نگاه هم در این است که معنای زندگی را از جای دور و دستنیافتنی پایین میآورد و به رفتار روزمرهی انسان برمیگرداند.

















