«مشتری یقه آخوندی، موقع بیرون رفتن، یکهو برمیگردد و میگوید: ای سقف آشپزخانه چرا اینقدر کوتاه است؟ "فرازنده" کم نمیآورد و هیکل تپلش را میکشاند سمت حاجآقا و پنهانی میگوید: این آشپزخانههای اوپن مال فرهنگ من و شما نیست حاجآقا. فشار آرشیتکتهاست دیگر. حالا هرچه این سقف بلندتر باشد، دلبازتر میشود و نگاه مهمان نامحرم را بیشتر جذب میکند. من خواستم خداپیغمبریتر باشد، سقف را کوتاه گرفتم -خدا عوضتان بدهد»
رهش
Rahesh
معرفی کتاب رهش
«رهش» رمانی از رضا امیرخانی است که در فضای زندگی شهری و دغدغههای طبقه متوسط امروز میگذرد؛ روایتی درباره خانه، خانواده، مهاجرتِ درونشهری و فرسایشی که زندگی مدرن بر رابطهها و آرامش آدمها تحمیل میکند. کتاب از دل جزئیات روزمره بیرون میآید و کمکم به پرسشهایی بزرگتر درباره هویت، تعلق، مسئولیت و معنای «ماندن» و «رفتن» نزدیک میشود. در این رمان، شخصیتها با فشارهای اقتصادی، تصمیمهای سخت و شکافهای عاطفی روبهرو هستند؛ شکافهایی که فقط در ظاهر خانوادگیاند و در عمق، به نگرانیهای اجتماعی و فرهنگی گستردهتری وصل میشوند. امیرخانی با نثری روان و در عین حال پر از تأمل، حالوهوایی میسازد که هم داستانمحور است و هم ذهن خواننده را درگیر لایههای زیرین ماجرا میکند. اگر به رمانهای اجتماعی ایرانی علاقه دارید، «رهش» میتواند انتخابی مناسب باشد؛ کتابی که از دل یک روایت شخصی، تصویری از زیستن در زمانهای پرتنش و متغیر ارائه میدهد. این اثر برای کسانی جذاب است که از داستانهای عمیق، شخصیتمحور و بحثبرانگیز لذت میبرند و دوست دارند بعد از خواندن، دربارهاش فکر کنند.
مشخصات این نسخه
جملههای ماندگار















