««مغزم، مغزم درد میکند از حرف زدن. چقدر حرف زدهام. چقدر در ذهنم حرف زدهام. خروار خروار حرف با لحن و حالتهای متفاوت، مغایر، متضاد و... گفتهام و شنیدهام، خاموش شده و باز برافروختهام، پرخاش کرده و باز خوددار شدهام، خشم گرفتهام و لحظاتی بعد احساس کردهام چشمانم داغ شدهاند و دارند گر میگیرند، مثل وقتی که انسان بخواهد اشک بریزد و نتواند.»»
سلوک
Soluk
معرفی کتاب سلوک
«سلوک» از محمود دولتآبادی رمانی است در امتداد جهانِ آشنای او؛ جهانی که در آن تنهایی، حافظه، رنج و جستوجوی معنا در دلِ زندگی روزمره جریان دارند. نثر اثر، آرام و سنجیده پیش میرود و بیش از آنکه بر حادثه تکیه کند، بر حالوهوا، درنگ و کشمکشهای درونی شخصیتها تمرکز دارد. در این رمان، رابطهها و تجربههای انسانی با ظرافتی تلخ و تأملبرانگیز روایت میشوند؛ جایی که شخصیتها با گذشته، فقدان، امیدهای کمجان و پرسشهای حلنشده خود روبهرو هستند. «سلوک» از آن کتابهایی است که فضای ذهنیاش بهتدریج بر خواننده اثر میگذارد و او را وارد سکوتها و تردیدهای شخصیتها میکند. اگر به رمانهای ایرانیِ جدی، شخصیتمحور و نثر شاعرانه علاقه دارید، «سلوک» میتواند انتخابی مناسب باشد. این کتاب بیشتر برای خواندنی آرام اما عمیق است؛ روایتی که بهجای شتاب، بر مکث، حس و لایههای پنهان زندگی تکیه میکند و تا مدتی در ذهن میماند.
مشخصات کتاب سلوک
نسخهها و ترجمههای موجود
جملههای ماندگار
نقلقولهای سلوک
فعالیت خوانندهها
۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب سلوک
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
















