«آدمها دیگر برای سر در آوردن از چیزها وقت ندارند. همه چیز را همین جور حاضر آماده از دکانها میخرند. اما چون دکانی نیست که دوست معامله کند آدمها ماندهاند بیدوست...»
شازده کوچولو
The Little Prince
معرفی کتاب شازده کوچولو
«شازده کوچولو» روایتی شاعرانه و چندلایه از برخورد یک خلبانِ گرفتار در بیابان با پسربچهای اسرارآمیز است؛ دیداری که خیلی زود به سفری آرام و عمیق در دل پرسشهای ساده اما اساسی زندگی تبدیل میشود. شازده کوچولو از سیارهای دور آمده و در گفتوگوهایش از گلها، ستارهها، روباه، تنهایی و آدمبزرگها حرف میزند؛ حرفهایی که پشت ظاهر کودکانهشان، نگاهی تیز و تازه به جهان پنهان شده است. فضای کتاب میان خیال و واقعیت در نوسان است و همین حالوهوا آن را به اثری ماندگار و دلنشین تبدیل کرده. آنتوان دو سنتاگزوپری با نثری موجز و تصویری، داستانی میسازد که هم برای خواندنِ دوباره جذاب است و هم برای فکر کردن به رابطهها، مسئولیت، عشق و معنای دیدنِ چیزها با دل. شخصیت شازده کوچولو با پرسشهای صادقانهاش، آینهای روبهروی دنیای بزرگسالان میگذارد. این کتاب بیشتر از آنکه فقط یک قصه باشد، تجربهای احساسی و تأملبرانگیز است؛ اثری درباره تنهایی، دلبستگی، از دست دادن و یاد گرفتنِ دوبارهی نگاه کردن. «شازده کوچولو» برای کسانی که به ادبیات شاعرانه، داستانهای فلسفی و کتابهای کوتاه اما اثرگذار علاقه دارند، انتخابی بسیار مناسب است.
مشخصات این نسخه
نسخهها و ترجمههای دیگر

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: احمد شاملو
ناشر: نگاه
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: محمد قاضی
ناشر: امیرکبیر
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
۱۸۰٬۰۰۰ تومان

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: هستی حسینی
ناشر: مهرسا
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: کاوه میرعباسی
ناشر: نی
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: حبیب رضایی کرمانشاهی
ناشر: شیرمحمدی
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: زهرا تیرانی
ناشر: آموت
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: مینو دولتشاهی فرد
ناشر: سپهر خرد
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: معصومه تاجمیری
ناشر: یوشیتا
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: المیرا دادمهر
ناشر: پنتر کتاب
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: پوریا محمدی
ناشر: سنگ
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: منصوره علی زاده
ناشر: برکه جاویدان
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: حسنا آخوندی
ناشر: پنتر کتاب
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: موسسه اندیشه ناب فردا
ناشر: آد
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: زهرا تیرانی
ناشر: آموت
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید
سال انتشار: ۱۴۰۳
مترجم: کاوه میر عباسی
ناشر: نشر نی
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۳
مترجم: جمیل ابریشمی
ناشر: عطر کاج
نوع جلد: گالینگور
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۳
مترجم: رضا خاکیانی
ناشر: کارنامه
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۳
مترجم: مریم صبوری
ناشر: کوله پشتی
نوع جلد: گالینگور
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۲
مترجم: لیلی گلستان
ناشر: گهگاه
نوع جلد: گالینگور
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۲
مترجم: مصطفی رحماندوست
ناشر: قدیانی
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۲
مترجم: عباس پژمان
ناشر: هرمس،کیمیا
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید
جملههای ماندگار
نقلقولهای شازده کوچولو
«من آن روز چهل و چهار بار غروب آفتاب را تماشا کردم...»
«این آدم ها چقدر عجیبا!؟»
«شازده کوچولو گفت : آدم ها کجا هستند؟ آدم در کویر احساس تنهایی میکند. مار گفت: کنار آدم ها هم احساس تنهایی میکنی.»
«چون مغازه ای نیست که دوست معامله کند ، آدم ها بی دوست هستند...»
«از او پرسیدم پس توهم تشنه ای؟ با سادگی گفت: ممکن است آب برای قلب هم خوب باشد...»
«بعضی وقت ها عیبی ندارد که آدم کاری را به بعد موکول کند اما اگر کار ریشه کن کردن یک درخت بائوباب را عقب بیندازد مصیبت بار میشود و او برای ریشه کن کردن بوته ی بائوباب امروز و فردا کرد...»
«این مار بوآئیه که فیل خورده!»
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب شازده کوچولو
۱۴۰۵/۴/۲۲
آدم روش نمیشه چیزی بجز تعریف ازش بنویسه 😂 کتاب فلسفی که به اندازه باقی کتاب های فلسفه، سنگسن نیست و کسی که فلسفه دوست نداره رو اذیت نمیکنه
۱۴۰۵/۵/۱۸
برای من فقط یه کتاب نبود.بیشتر از ۳بار خوندمش و هربار که خوندم لایه های عمیق تری ازش تو ذهنم شکل گرفت و باهاش زندگی کردم
۱۴۰۵/۵/۱۷
به نظر من شازده کوچولو یک کتاب نبود؛ یک تجربه بود. هر بار که بزرگتر میشوی، یک لایه از آن را تازه متوجه میشوی. آخرین باری که خواندم، بغض کردم نه برای شازده، بلکه برای خودم که دیگر مثل سابق آسمان را تماشا نمیکنم
۱۴۰۵/۵/۲۴
اکثرا کتاب های سنگین روانشناختی و قلم های تلخ و سیاه رو دوس دارم کتابایی که با فلسفه و متن های ادبی سنگین مغزتو ذوب میکنن، شازده کوچولو یه کتاب شیرین و نرم بود که واقعا با خوندش میشه به افکارت ارامش و استراحت داد میشه تو دنیای شازده کوچولو زندگی کرد تجربه و کرد یاد گرفت با حجم کمش تاثیر بزرگی داره
۱۴۰۵/۵/۲۳
کتابی زیبا و متفاوت اگر بتونید با این کتاب انس بگیرید متوجه می شید این همه شلوغ کاری فایدی نداره و ای کاش دنیا کمی اروم تر بود بدور از این همه دغدغه های که ادم ها برای خودشون ایجاد کردن
۱۴۰۵/۵/۲۸
عاشق اون اولش هستم که مار کشید ولی کسی نفهمید که مار کشیده.... توصیه میکنم شازده کوچولو رو حتما بخونید.
۱۴۰۵/۵/۲۸
کتابیه که همه سنین میتونن بخونن.کتابیه که همیشه که بازش میکنم حرفی برای گفتن بهم داره.جزو کتاب هاییه که چندین بار خوندم
۱۴۰۵/۵/۲۷
چیزای زیادی از این کتاب یاد گرفتم ولی ساده ترینش اینه که وقتی با کسی یا چیزی «رابطه» برقرار میکنی، برای تو «منحصر به فرد» میشه؛ حتی اگه هزاران گل مثل گلِ تو در جهان وجود داشته باشه، همون گل برای تو یگانه ست چون براش وقت صرف کردهی و برات غیر قابل جایگزینه.
۱۴۰۵/۵/۲۷
من این کتاب خیلی دوست داشتم ؛ به نظرم باید کتاب عمیق و با حوصله خوند و در تک تک جملاتش تامل کرد
۱۴۰۵/۵/۲۶
من کتاب خوندن رو با این کتاب شروع نکردم، این کتاب رو لا به لای کتاب های داستایفسکی ، ولتر و … خوندم. اگر هنوز نخوندی بدون که هیچوقت برای این کتاب زیادی بزرگ نیستی . ولی در واقع نمیتونم بیشتر از ۴ ستاره به این کتاب بدم
۱۴۰۵/۵/۲۶
فقط میتونم بگم عااااشقشم و یاد گرفتم پذیرشم در انسان هارو بالا ببرم و همه رو با قبول بدی هاشون دوست داشته باشم، یاد بگیرم گل های زیبا میتونن خار های دردناکی هم داشته باشم و من وقتی میتونم از زیباییشون لذت ببرم که درد خارهاشونم به جون بخرم، درسی که بهم داد خیلی کمک کرد که بتونم شریک زندگیمو درست انتخاب کنم وقتی که یادگرفتم گلی رو انتخاب کنم که تاب و تحمل خارشو داشته باشم و دنبال گل بی خار نگردم چون نیست.
۱۴۰۵/۵/۲۵
من وقتی کوچولو بودم اولین بار کارتونش رو دیدم و بعد کتابش رو دیدم و ذوق کردم و صد البته خریدم و از اونجایی که خب بچه بودم کلا ذوقشو زیاد داشتم و تا الان چندین بار خوندمش و هنوزم خیلی دوسش دارم















